محل تبلیغات شما

يک عدد عاشق عکاسي





چگونه عکاسي را شروع کنيم ؟ حتما شما هم مثل خيلي‌ها، يک دوربين حرفه‌اي دارين ولي نميتونين ازش به خوبي استفاده کنين. يا شايد هم به اين موضوع فکر ميکنين که يک دوربين تهيه کنين و وارد دنياي پيچيده عکاسي حرفه اي بشين. اصلا شايد هم دوربين دارين و هم عکاسي رو تا حدي بلدين، ولي دوست دارين به صورت جدي و حرفه اي اون رو دنبال کنين.


هرکدوم از موارد بالا که درست باشه، حتما اين سوال رو بارها از خودتون پرسيدين که از کجا و چگونه عکاسي را شروع کنيم ؟


براي پيدا کردن جواب اين سوال، با اين مقاله همراه من باشيد:






8 گام براي کساني که مي‌خواهند وارد عکاسي حرفه اي شوند


براي پاسخ دادن به سوالي که بالا مطرح شد، طي کردن 8 قدم ضروريه. اول از همه بايد ببينين دنبال چي هستين.


شايد فقط دوست داشته باشين عکسهاي خونوادگي بهتري بگيرين يا از سفرهايي که ميرين عکسهاي قشنگي داشته باشين. يا شايد هم دنبال يه سرگرمي جديد ميگردين. شايد يه روزي در آينده دوست داشتين که عکاسي حرفه اي هم کار کنين. هر دليلي که داشته باشين، يادگرفتن اينکه چجوري عکسهاي عالي بگيرين، يه سرمايه گذاري ارزشمنده. ولي عکاسي حرفه اي يه سرگرمي گرونه، و چيزهاي خيلي خيلي زيادي براي کشف کردن داره! تا حدي که شما رو وادار ميکنه از خودتون بپرسيد: چجوري ميتونم وارد دنياي عکاسي حرفه اي بشم؟


مثل هر هنر خلاقانه ديگه‌اي، راه مشخصي براي ورود به عکاسي وجود نداره. اما به جاي نااميد شدن و کنارگذاشتن دوربين گران قيمتتون، ميتونين يه سري کار انجام بدين تا توي عکاسي پيشرفت کنين.
تو اين مقاله 8 نکته اي رو که هر عکاس تازه کاري براي ورود به دنياي عکاسي بايد بدونه براتون نوشتم. پس بياين ببينيم چگونه عکاسي را شروع کنيم . ??


 


چيزي که تورو تحت تاثير قرار ميده پيدا کن





چگونه عکاسي را شروع کنيم ؟ - عکاسي حرفه اي مازيار ميرالي




قبل از اينکه کاري انجام بدي، ببين چه چيزي به تو الهام ميبخشه يا تورو به وجد مياره. آيا از سفر رفتن و عکس گرفتن لذت ميبري؟ يا دوست داري از بچه هات عکاسي کني؟ دوست داري همه چيز در صحنه عالي و کامل باشه يا اينکه هر لحظه‌اي رو همونطور که هست ثبت کني؟ آيا به يک ژانر خاص از عکاسي (مثل  يا ماکرو) علاقه بيشتري داري؟


با ارزيابي کردن اينکه چي رو بيشتر از همه دوست داري شروع کن. مثلا اگه از سفر رفتن لذت ميبري، بهترين کار اينه که تو شاخه عکاسي منظره (Landscape Photography) وارد بشي. عکاسي يک تفريحه که با بقيه تفريحات مثل سفر، ورزش يا حتي باغباني (!) به خوبي ترکيب ميشه.
بعد از اين مرحله، تعدادي عکس ببين. کدوم عکس بيشتر درگيرت ميکنه؟ عکس آدم ها يا اشياء بي‌جان؟ عکس هاي با ژست يا ناگهاني؟


با فهميدن اينکه چه چيزي تورو به وجد مياره يا از انجامش لذت ميبري، بهتر ميتوني تعيين کني که يادگيري عکاسي رو از کجا شروع کني.






يک دوربين بگير و اون رو بشناس


مسلما بدون دوربين نميتوني وارد عکاسي بشي. براي عکس گرفتن تفريحي لازم نيست بهترين و جديدترين دوربين رو داشته باشي. اما اگر ميخواهي عکاسي رو جدي‌تر بگيري، بايد دوربينت چند ويژگي داشته باشه:


اول اينکه بايد دوربيني بگيري که مد دستي (Manual Mode) داشته باشه. اين ويژگي بهت اجازه ميده که کنترل فوق‌العاده‌اي روي عکس‌هات داشته باشي. همچنين حتما بايد فرمت RAW رو ساپورت کنه. چون بعد از اينکه مد دستي رو ياد گرفتي، حتما بايد ياد بگيري که چطور با اديت، عکس‌هات رو عالي کني. اگر تو بخش قبل انتخاب کردي از سوژه‌هايي عکس بگيري که سريع حرکت ميکنن (ا کودک) بايد دوربيني تهيه کني که سرعت عکاسي پياپي اون حداقل 5 فريم در ثانيه باشه. (هرچي بيشتر بهتر!)


دوربين هاي DSLR و بدون آينه (Mirrorless) براي شروع عکاسي حرفه اي خيلي عالي هستن. چون هم رزولوشن بالا و هم انعطاف پذيري بالايي براي استفاده از لنزهاي مختلف، فلاش‌ها و ها دارند. مدل‌هاي پايه معمولا ارزون هستن، اما ممکنه با تنظيمات زياد و دکمه‌ها و ديال‌هاشون عکاسان تازه وارد رو کمي گيج کنند. اما بعضي از دوربين‌هاي کامپکت هستن که مد دستي دارن و با فرمت RAW هم عکس مي‌گيرن. اين دوربين‌ها مانند DSLR ها عموما رزولوشن بالايي ندارن ولي گزينه مناسبي براي سفر هستن.
وقتي که يک دوربين خوب گرفتي، همه قسمت‌هاي اون رو بشناس. کار کردن با دکمه‌ها و ديال‌هاش (Dials) رو ياد بگير و بدون که هر تنظيمي کجاي دوربين قرار گرفته.


 


فقط عکس بگير (هرروز)





چگونه عکاسي را شروع کنيم ؟ - تمرين عکاسي




براي وارد شدن به عکاسي، فقط شروع به عکس گرفتن کن. چه چيزي از عکس‌هايي که ميگيري رو دوست داري؟ چه چيزهايي رو دوست نداري؟ سعي کن تکنيک‌هاي عکاسي که از کتاب‌ها يا کلاس‌ها ياد ميگيري، با دوربينت تمرين کني. عکاسي رو با تنظيمات مختلف آزمايش کن و ببين چه تغييري توي عکس نهايي ايجاد ميکنن.






دوربينت رو همه جا همراه داشته باش


همه جا ميتونه تورو براي گرفتن عکس‌هاي عالي تحت تاثير قرار بده. و البته که اگه دوربينت همراهت نباشه، نمي‌توني اونها رو ثبت کني!


همزمان که در حال يادگيري هستي، دوربينت رو همه جا با خودت ببر. از دوربينت کار بکش. اون رو با خودت به پياده روي ببر يا حتي موقع خريد توي فروشگاه! هر وقت چيزي تورو به وجد آورد (مثل يه لحظه زيبا يا خيلي ساده‌تر، رنگ و شکل زيباي سيب‌هاي توي يه جعبه) ازش عکس بگير. ترکيب‌بندي‌هاي مختلف رو امتحان کن. تکنيک‌هايي که بلدي رو پياده کن. زماني که تحت تاثير يه حس خوب قرار بگيري، عکاسي کردن خيلي آسونتره!





نور رو ياد بگير


فهميدن نور براي عکاس حرفه اي شدن يکي از ضرورياته! فارغ از يادگرفتن هرچيز ديگه‌اي، بايد نور و درک کردن اون رو ياد بگيري.


توي تمرينات ببين که چطور زواياي مختلف تابش نور، سايه‌هاي مختلف ايجاد مي‌کنن. ببين که چطور قرار گرفتن نور در پشت، جلو يا کنار سوژه، نتيجه نهايي رو تغيير ميده. به عکس‌هاي ديگران نگاه کن و سعي کن حدس بزني که زاويه تابش نور از کجاست. همينطور سعي کن متوجه بشي که منبع نور فلاش‌هاي استوديويي هستن يا نور خورشيد.


 


مدهاي دستي رو ياد بگير (Manual Modes)





يادگرفتن کار با دوربين در عکاسي حرفه اي




براي اينکه وارد دنياي عکاسي حرفه اي بشي بايد ياد بگيري کنترل تنظيمات دست خودت باشه، نه دوربين! يعني دوربين رو از حالت اتوماتيک خارج کني و ياد بگيري با حالت هاي دستي يا منوآل (Manual Modes) عکاسي کني.


در وهله اول لازم نيست تمام تنظيمات منوآل دوربين رو ياد بگيري. فقط کافيه بدوني ديافراگم، شاتر و ISO چي هستن و همينطور نورسنج دوربين رو پيدا کني. (معمولا در بالا يا کنار ويزور قرار گرفته) بعد از اين مرحله سعي کن با حالت Program Auto که روي مد ديال دوربين با حرف P نشون داده شده عکاسي کني. اين حالت نه کاملا اتوماتيکه و نه کاملا دستي. به اين صورت که دوربين تنظيمات رو خودش انجام ميده (ترکيبي از سرعت شاتر، ديافراگم و ISO) و به شما اجازه ميده از بين ترکيب‌هاي موجود يکي رو انتخاب کنيد تا به خروجي مطلوب برسيد. (توضيحات بيشتر اين قسمت رو توي راهنماي جامع عکاسي براتون ميذارم).


بعد از اين ميتونين حالت تقدم ديافراگم (A يا Av بسته به مدل دوربين) يا تقدم سرعت شاتر (S يا Tv بسته به مدل دوربين) رو انتخاب کنين. تو حالت تقدم ديافراگم شما ديافراگم رو انتخاب مي‌کنين و دوربين سرعت شاتر رو تنظيم مي‌کنه. در حالت تقدم سرعت شاتر عکس اين قضيه اتفاق ميفته و ديافراگم توسط دوربين انتخاب ميشه.


هر وقت با اين حالت‌ها هم به خوبي آشنا شدين، ديگه استفاده از مد منوآل کامل (M) نبايد براتون سخت باشه.





يک لنز اضافه کن


يک راه خوب براي ارتقاي کيفيت عکسهات، بعد از اينکه در بکارگيري مدهاي دستي حرفه‌اي شدي، اينه که يک لنز جديد اضافه کني. هنگامي که ديافراگم و تاثيرات اون رو خيلي خوب ياد گرفتي، کارکردن با يه لنز جديد برات خيلي آسون‌تر ميشه.


يک لنز پرايم 50 ميليمتر f/1.8 انتخابي بسيار عاليه. اين لنز به علت اينکه زوم نداره قيمت بالايي هم نداره. اما ميتوني بر اساس علاقه‌ت لنزهاي ديگه‌اي هم امتحان کني. مثلا لنز تله فتو 70-300 براي عکاسي ورزشي يا عکاسي حيات وحش گزينه مناسبيه. يه لنز ماکرو هم براي عکاسي کلوزآپ مناسبه.


منبع: maziarmiraly





نگاهي به عکاسان معروف جهان و تصاوير به يادماندني که ثبت کرده‌اند




 گاهي لازم است عکاسي با تجربه و برخوردار از شمّي قوي باشيد تا به حرف‌هاي ناگفته و حقايق پنهان شده در پشت برخي از مهم‌ترين تصاوير ثبت شده‌ي در طول تاريخ عکاسي پي ببريد. حال عکاس آمريکايي تيم مانتوني (Tim Mantoani) راهي متفاوت را در پيش گرفته و اين بار دوربين خود را نه به سوي جهان بيرون، که به سمت همکاران خود چرخانده و آنها را سوژه‌ي کار خود قرار داده است. سعي او بر نشان دادن عکاسان معروف در کنار تصاويري است که ثبت‌شان، آنها را به شهرت رسانده است.


مانتوني کار خود را از سال 2006 و با يک دوربين پولارويد و با ثبت پرتره‌هايي از جيم مارشال (Jim Marshal) و مايکل زاگاريس (Micheal Zagaris) آغاز کرد. از آن زمان تا کنون او از بيش از 150 نفر از همکاران خود در حوزه‌ي عکاسي، پرتره‌هاي جالب توجهي تهيه کرده است. در اين پروژه او اين عکاسان را در کنار مهم‌ترين عکسي که در طول زندگي حرفه‌اي خود به ثبت رسانده‌اند، به تصوير کشيده است، عکس‌هايي که توسط ميليون‌ها نفر در گوشه و کنار جهان ديده شده و واقعه‌اي تاريخي يا گوشه‌اي از زندگي افراد مشهور جهان را نشان داده‌اند. مجموعه تصاويري که مانتوني در طول اين پروژه تهيه کرده، به صورت کتابي در آمازون ارائه شده است.


 در ادامه همراه با شما به گوشه‌اي از کارهاي مانتوني نگاهي داشته و با مشهورترين عکس‌هاي ثبت شده‌ي جهان و خالقين آنها آشنا خواهيم شد. عکس‌هايي که بي ترديد شما هم  تعدادي از آنها را قبلاً بارها مشاهده کرده‌ايد. به علاوه عکاسان از حال و هواي ثبت عکس و تجربيات خود در آن زمان نيز با شما صحبت خواهند کرد.


استيو مک کوري (Steve Mc Curry)، دختري در افغانستان


عکاسان و پرتره‌هاي معروف جهان


اين تصوير به يادماندني که بارها از رسانه‌هاي مختلف جهان پخش شد، توسط استيو مک کوري در سال 1984 و در شهر پيشاور پاکستان از دختر پناه‌جوي افغان گرفته شد. اين دختر که در آن زمان تنها 12 سال سن داشت، از شهرتي که موفق به کسب آن شده بود، اطلاعي نداشت چرا که تصوير او زينت بخش جلد مجله‌ي نشنال جئوگرافيک سال 1985 شده و پرتره‌ي او به عنوان "موناليزاي جهان سوم" شناخته شد. براي 17 سال وضعيت اين دختر نامعلوم بود. اين که او بعد از ثبت شدن اين پرتره چه سرنوشتي داشت و چه حوادثي را تجربه کرد، استيو  را واداشت تا به جستجوي اين دختر رفته و ردّ و نشان او را دنبال کند. سرانجام استيو  در سال 2002 موفق شد او را که اکنون 30 سال سن داشت پيدا کند. اين دختر که شربت گل (Sharbat Gula) نام داشت، اکنون ازدواج کرده و صاحب چندين فرزند بود. اما در اين فاصله‌ي زماني، حوادث و سختي‌هاي زندگي او از دختري نوجوان به زني شکسته تبديل نموده بود.


شربت گل



عکس هاي بعدي را در پست ها جديد برايتان خواهيم گذاشت.



منبع : zoomit.ir


چه فاکتورهايي در انتخاب يک دوربين ديجيتال اهميت دارد؟




راهنماي خريد دوربين



اگر براي اولين بار به فکر خريد يک دوربين عکاسي افتاده‌ايد حتما سوالات زيادي در ذهنتان وجود دارد. سوالاتي مثل اين که «کدام دوربين براي شما مناسب‌تر است؟» يا اصلا «چرا بايد دوربين بخرم؟» از جمله سوالاتي هستند که حتما از خودتان خواهيد پرسيد. انتخاب يک دوربين بدون داشتن اطلاعات کافي مي‌تواند دلهره‌آور باشد. ما در اين‌جا سعي مي‌کنيم شما را براي رسيدن به بهترين انتخاب راهنمايي کنيم. حتي اگر پيش از اين براي خريد دوربين‌ تحقيق کرده‌ايد باز هم پيشنهاد مي‌کنيم اين راهنماي خريد دوربين را تا انتها بخوانيد؛ چراکه ممکن است به مواردي بربخوريد که در نظر نگرفته بوديد.


تا زماني که استفاده شما از دوربين براي ثبت اتفاقات روزمره و انتشار آن‌ها در صفحات اجتماعي‌تان باشد، دوربين گوشي تلفن همراهتان پاسخگوي نيازتان خواهد بود و هيچ نيازي به تهيه دوربين ديگري نخواهيد داشت.

در حال حاضر بيشتر گوشي‌هاي هوشمند از دوربين‌هاي با کيفيتي برخوردارند. وقتي که شما يک دوربين با کيفيت روي گوشي هوشمند خود داريد که هميشه همراهتان است ديگر چه ومي به خريد يک دوربين عکاسي مجزا وجود دارد؟ تا زماني که استفاده شما از دوربين براي ثبت اتفاقات روزمره و انتشار آن‌ها در صفحات اجتماعي‌تان باشد، يک دوربين با کيفيت روي گوشي تلفن همراهتان مي‌تواند به خوبي نيازتان را رفع کند و هيچ نيازي به تهيه دوربين ديگري نخواهيد داشت. اشتراک سريع و آسان عکس‌ها در شبکه‌هاي اجتماعي و استفاده از نرم‌افزارهاي ويرايش عکس با هاي جذاب متعدد ويژگي‌هايي است که هنگام استفاده از دوربين گوشي‌هاي هوشمند در اختيار خواهيد داشت. حتي اگر دوربين‌ گوشي شما به حد کافي با کيفيت باشد مي‌توانيد عکس موردعلاقه خود را در اندازه‌هايي مانند 6×4 يا 6×8 چاپ کنيد. براي مثال آيفون 7 با دوربين 12مگاپيکسلي و امکانات و کنترل‌هايي که در اختيار کاربرش قرار مي‌دهد، مي‌تواند عکس‌هايي به خوبي يک دوربين کامپکت ثبت کند.


عکاسي با آيفون


اما اگر عکاسي را کمي جدي بگيريد، اينجاست که بهترين دوربين‌هاي موبايل در مقابل ساده‌ترين دوربين‌هاي کامپکت هم کم مي‌آورند. اولين تفاوت دوربين گوشي‌هاي هوشمند با تقريبا هر دوربين ديجيتال ديگري نداشتن قابليت زوم اپتيکال است. در زوم اپتيکال فاصله کانوني عدسي دوربين تغيير مي‌کند و بزرگنمايي تصوير در اثر جابه‌جايي عدسي‌ها به وجود مي‌آيد؛ در نتيجه تغييري در کيفيت عکس ايجاد نمي‌شود. اما در بزرگنمايي ديجيتال اين کار توسط پردازشگر انجام مي‌شود و در اين فرآيند تعدادي از پيکسل‌ها از بين مي‌روند و کيفيت تصوير افت مي‌کند.


ضعف بعدي دوربين گوشي‌هاي هوشمند اندازه کوچک سنسور آن‌هاست. اگر در فضاي بسته يا در محيط‌هاي کم نور با گوشي خود عکاسي کرده باشيد متوجه تفاوت چشمگير کيفيت تصوير در مقايسه با عکس‌هاي فضاي باز با نور کافي شده‌ايد. علت اين امر سنسور کوچک به کار رفته در گوشي‌هاي هوشمند است. اندازه اين سنسورها مشابه بسياري از دوربين‌هاي کامپکت ساده است اما هرچه يک دوربين عکاسي جدي‌تر مي‌شود اندازه اين سنسور هم بزرگ‌تر خواهد شد.


حال با آگاهي از اين موارد اگر چنانچه احساس مي‌کنيد نياز داريد تا يک دوربين عکاسي تهيه کنيد از اينجا به بعد اين مقاله براي شما نوشته شده تا بتوانيد دوربيني انتخاب کنيد که دقيقا مناسب شما باشد.


دوربين


اگر به رسته دوربين ديجي‌کالا نگاهي انداخته باشيد با دسته‌بندي‌هاي متفاوتي در آنجا مواجه شده‌ايد. اگر قبلا با اين دسته‌بندي‌ها آشنايي نداشته باشيد احتمالا کمي سردرگم شويد؛ مثلا تفاوت يک دوربين کامپکت ساده با يک دوربين کامپکت سطح پيشرفته چيست؟ يا دوربين بدون آينه چه نوع دوربيني است؟ براي اين که با انواع دوربين‌هاي ديجيتال بيشتر آشنا شويد پيشنهاد مي‌کنم مقاله معرفي رسته‌ي دوربين عکاسي را در ديجي‌کالا مگ بخوانيد. در ادامه اين مقاله فرض شده که شما با انواع تقسيم بندي دوربين‌هاي عکاسي آشنايي کلي داريد.


بودجه مورد نظر شما براي خريد دوربين نمي‌تواند تعيين کننده نوع دوربيني باشد که مناسب شماست!

اولين نکته‌اي که بايد به آن توجه کنيد اين است که بودجه مورد نظر شما براي خريد دوربين نمي‌تواند تعيين کننده نوع دوربيني باشد که مناسب شماست! هر دوربيني کمابيش مي‌تواند در هر موقعيتي، چه در تعطيلات، چه در جمع‌هاي خانوادگي يا در يک روز عادي عکس‌هاي مناسبي ثبت کند. اما مهم اين است که دوربين شما متناسب با نياز، ميزان تخصص و ميزان کنترل شما بر روي تنظيمات آن ياشد. در حال حاضر با هر ميزان بودجه‌اي مي‌توان دوربين‌‌هايي از بهترين برندهاي توليدکننده دوربين عکاسي از هر نوعي تهيه کرد. با اين حال، تفاوت‌هاي زيادي در کيفيت تصوير، ويژگي‌هاي پيشرفته و چگونگي استفاده آسان آنها وجود دارد. بنابراين اگر مي‌خواهيد بهترين دوربين را براي نيازهاي خود پيدا کنيد، بايد چند مورد را در نظر بگيريد.


چه فاکتورهايي در انتخاب يک دوربين ديجيتال اهميت دارد؟


در جدول مشخصات دوربين‌هاي ديجيتال فاکتورهاي بسيار متعدد عنوان مي‌شود که اگر سررشته‌اي در کار با دوربين‌هاي عکاسي نداشته باشيد احتمالا بسياري از آن‌ها برايتان غريب باشند. انواع اصطلاحات تخصصي و اعداد و ارقام و حروف اختصاري در ميان مشخصات دوربين‌ها ذکر مي‌شوند. تمام اين اعداد و حروف ديوانه‌وار به چه معني هستند؟ کدام يک اهميت بيشتري دارند و کم و زياد بودن کدام يک بهتر بودن يک دوربين را نشان مي‌دهد؟


دوربين


به طور کلي مي‌توان اين مشخصات را به دو دسته کلي تقسيم کرد: دسته اول مشخصاتي که نقش تعيين کننده در انتخاب شما دارند و دسته دوم مشخصاتي که نبايد براساس آن‌ها تصميم‌گيري کنيد و تنها در صورت برخورداري دوربين انتخابي شما از اين ويژگي‌ها مي‌توانيد از استفاده از آن‌ها لذت ببريد. اين تقسيم بندي اجازه مي‌دهد که انتخابي هوشمندانه داشته باشيد و وجود يا عدم وجود يک قابليت شما را از عملکرد اصلي دوربين غافل نکند.


مگاپيکسل را فراموش کنيد!


احتمالا اولين مورد از مشخصات يک دوربين که مورد توجه قرار مي‌گيرد دقت حسگر آن باشد که با واحد مگاپيکسل سنجيده مي‌شود. مگاپيکسل در واقع واحدي براي سنجش رزولوشن يک دوربين است. در واقع هرچه تعداد پيکسل‌ها بيشتر باشد دقت تصوير شما بيشتر خواهد بود. اين هيچ ارتباطي به کيفيت تصوير يا ميزان نويز ندارد! عاملي که کيفيت تصوير را محدود مي‌کند اندازه حسگر است.


شما احتمالا هيچ‌گاه به دوربيني احتياج نداشته باشيد که تعداد زيادي پيکسل داشته باشد. براي چاپ عکس در ابعاد معمولي 6×4 اينچ يا 5×7 اينچ تنها 4 مگاپيکسل نياز داريد تا نتايج خوبي داشته باشيد‍! يک دوربين 8 مگاپيکسلي به راحتي چاپ 8×10 اينچ را انجام مي‌دهد. با 20 مگاپيکسل شما قادر خواهيد بود تصاوير چاپي 12 × اينچ فوق‌العاده با کيفيت ايجاد کنيد. بنابر اين اگر به طور دائمي با چاپ‌هاي ابعاد بزرگ سر و کار نداريد به راحتي مي‌توانيد نسبت به اين عدد بي‌تفاوت باشيد.


اندازه سنسور


اما اندازه سنسور فاکتور بسيار مهمي است. سنسور جايي است که تصوير روي آن شکل مي‌گيرد، بنابراين بهتر است، شانس خود را براي نتايج بهتر بالا ببريد. به طور کلي سنسور بزرگ‌تر، نتيجه بهتري حاصل مي‌کند. سنسور‌هاي بزرگتر نور بيشتري را نسبت به کوچکترها جمع مي‌کنند و باعث مي شوند که نويز تصوير کمتر شود . همچنين، سنسورهاي بزرگتر باعث سريع‌تر شدن عکاسي مي‌شوند؛ به اين معني که شاتر مي‌تواند براي مدت کوتاه‌تري باز باشد، که به معني تار شدن کمتر عکس‌ها است.


سنسور


سنسورهاي دوربين تلفن همراه مي‌توانند کوچکتر از ناخن انگشت کوچک شما باشند، در حالي که بزرگ‌ترين سنسورها به اندازه يک قاب 35 ميليمتري هستند. سنسورهاي فول‌فريم، اغلب، هر چند نه منحصرا، در DSLRها يافت مي‌شوند. سنسور يک اينچي هم سنسور بزرگي است و مي‌توان آن را در برخي از دوربين‌هاي پيشرفته پيدا کرد. DSLRهاي آماتوري و دوربين‌هاي بدون آينه معمولا از سنسورهاي APS-C استفاده مي‌کنند. اين سنسورها چندين بار بزرگ‌تر از سنسورهاي دوربين‌هاي کامپکت متوسط هستند و تقريبا کيفيت مورد نياز عکاسان حرفه‌اي را ارائه مي‌کنند.


سنسورهاي بزرگتر باعث سريع‌تر شدن عکاسي مي‌شوند؛ به اين معني که شاتر مي‌تواند براي مدت کوتاه‌تري باز باشد، که به معني تار شدن کمتر عکس‌ها است.

سنسورهاي فول‌فريم مساحتي بيش از دو برابر سنسورهاي APS-C دارند و بهبود بيشتري در کيفيت تصوير ارائه مي‌کنند. هرچه اندازه سنسور بزرگ‌تر شود، قيمت دوربين نيز بالاتر مي‌رود تا جايي که براي خريد يک دوربين فول‌فريم بايد ده‌ها ميليون تومان پول کنار بگذاريد. بنابراين پيش از خريد مطمئن شويد که چنين سنسوري ارزش چنين هزينه‌اي را براي شما دارد.


لنز


لنز


لنز دوربين موضوع مهم بعديست که بايد مورد توجه قرار بگيرد. دوربين‌ها در يک تقسيم‌بندي کلي به دو دسته تقسيم مي‌شوند: دوربين‌هايي با لنز قابل تعويض و دوربين‌هايي که لنز آن‌ها به بدنه چسبيده و قابل تعويض نيست. براي اين که ببينيد کدام يک از اين دو نوع مناسب شماست بايد دقيقا مشخص کنيد که اين دوربين را براي چه استفاده‌اي تهيه مي‌کنيد؟ اگر هدف شما ثبت تصاوير با کيفيت از سفرها، مناظر طبيعي و سوژهاي مختلف است و عکاسي را به صورت تخصصي دنبال نمي‌کنيد ومي ندارد دوربين شما لنز قابل تعويض داشته باشد.


اگر لنز دوربين شما دامنه گسترده‌اي از فاصله‌هاي کانوني را پوشش دهد و بزرگنمايي اپتيکال مناسبي داشته باشد مي‌تواند طيف گسترده‌اي از نيازهاي شما را برآورده کند. اما اگر عکاسي را به شکل تخصصي دنبال مي‌کنيد، اگر قصد داريد در ادامه با افزايش تخصص عکاسي خود بتوانيد قابليت‌هاي دوربين خود را ارتقا دهيد و اگر به طور کلي قصد داريد براي عکاسي و ابزار خود هزينه کنيد، دوربين‌هاي با لنز قابل تعويض مناسب شماست. بسياري از افراد که به عنوان اولين دوربين خود يک DSLR مي‌خرند، هيچ‌گاه لنز دومي براي دوربين خود تهيه نمي‌کنند و با لنز کيت اين دوربين عکاسي مي‌کنند. اگر شما هم هيچ‌گاه لنز دومي تهيه نخواهيد کرد سعي کنيد دوربيني تهيه کنيد که يک لنز متصل به بدنه دارد اما دامنه گسترده‌اي از فاصله‌هاي کانوني را پوشش مي‌دهد.


لنز سوپرزوم


مهم‌ترين تفاوتي که يک دوربين عکاسي با دوربين گوشي هوشمند دارد، قابليت بزرگنمايي اپتيکال دوربين‌هاي عکاسي است. البته لنزهايي با فاصله کانوني ثابت براي دوربين‌هاي عکاسي نيز طراحي شده است اما معمولا اين لنزها به عنوان لنز کيت دوربين‌ها در نظر گرفته نمي‌شوند. لنزها به صورت کلي (به غير از لنزهاي ثابت) با دو عدد مشخص مي‌شوند که کمترين و بيشترين فاصله کانوني آن لنز را مشخص مي‌کنند. با تقسيم بيشترين فاصله کانوني به کمترين ميزان آن، مقدار بزرگ‌نمايي اپتيکال آن لنز مشخص مي‌شود. براي مثال يک لنز – 270 ميلي‌متري به شما امکان زوم 15 برابر مي‌هد.


براي انتخاب فاصله کانوني مناسب براي هدف عکاسي خود مي‌توانيد از اين راهنمايي استفاده کنيد:



  • اگر به هر دليلي قصد عکاسي از صحنه‌هاي گسترده را داريد، بايد از لنزهاي سوپر وايد (کمتر از 24 ميلي‌متر) استفاده کنيد. لنز سوپر وايد لبه‌هاي تصوير را کج مي‌کند و براي صحنه‌هاي بسيار بزرگي مناسب است که در آن اعوجاج لنز چندان به چشم نمي‌آيد. چنين لنزي براي عکاسي گسترده از آسمان شب و مناظر طبيعي مناسب خواهد بود.

  • لنزهاي وايد يا زاويه باز (حدود 24 تا 35 ميلي‌متر) هم صحنه‌هاي نسبتا گسترده را پوشش مي‌دهند اما ديگر به اندازه لنزهاي سوپروايد در لبه‌ها اعوجاج ايجاد نمي‌کنند. اين لنزها براي عکس‌هاي گروهي، منظره و عکاسي خياباني مناسب‌اند.

  • لنزهاي نرمال (حدود 35 تا 85 ميلي‌متر) براي عکاسي پرتره مناسب هستند.

  • لنزهاي تله‌فوتو يا لنز زوم (حدود 85 تا 250 ميلي‌متر) بزگ‌نمايي نسبتا زيادي دارند و براي عکاسي ورزشي مناسب هستند.

  • لنزهاي سوپرتله‌فوتو (بيش از 250 ميلي‌متر) هم لنزهايي با بيشترين ميزان بزرگنمايي هستند که در عکاسي ورزشي و حيات وحش کاربرد دارند.


لنز


فو


عملکرد فو فاکتور تعيين کننده بعدي است. فو مناسب بخش مهمي از عکاسي است. شما به کمک فو چشم بيننده را به نقطه‌اي هدايت مي‌کنيد که مي‌خواهيد آنجا را ببيند. اگر عمل فو کردن به درستي انجام نشود بهترين شات‌ها هم نابود مي‌شوند. هنگام انتخاب يک دوربين بايد کيفيت سيستم فو اتوماتيک آن را به طور جدي مورد بررسي قرار دهيد. هنگامي که شما سوژه‌اي را مشخص کرديد، بايد بتوانيد به سرعت و با دقت روي آن فو کنيد. براي فعال کردن سيستم فو اتوماتيک، کافيست دکمه شاتر را تا نيمه فشار دهيد و روي چيزي در کادر تمرکز کنيد.


هنگام انتخاب يک دوربين عکاسي دقت کنيد که آيا دوربين به سرعت فو مي‌کند؟ آيا اين فو دقيق است؟ اگر هنگامي که روي سوژه‌اي در نزديک و سپس سوژه‌اي در فاصله دور فو مي‌کنيد، دوربين کند باشد، يا در فو مناسب روي سوژه‌ها دچار مشکل شود، شما را به دردسر خواهد انداخت.


طراحي بدنه


فاکتور مهم بعدي که در هنگام خريد يک دوربين اهميت دارد اين است که در دستان شما چگونه احساس مي‌شود. اگر شما با دوربين خود احساس راحتي نکنيد نمي‌توانيد عکس‌هاي درخشاني با آن بگيريد. چينش دکمه‌ها بايد به گونه‌اي باشد که شما قادر باشيد به راحتي به تمام دکمه‌ها دسترسي داشته باشيد. همچنين هنگام نزديک کردن دوربين به چشم خود بايد با دوربين احساس راحتي بکنيد.


اگر شما با دوربين خود احساس راحتي نکنيد نمي‌توانيد عکس‌هاي خوبي با آن بگيريد.

اندازه و وزن دوربين هم عامل بسيار مهمي است. اگر مي‌خواهيد دوربين خود را هميشه به همراه داشته باشيد بايد دوربيني تا حد ممکن سبک و جمع‌و‌جور انتخاب کنيد. اگر دوربين شما خيلي سنگين باشد، تمايل داريد که آن را در خانه بگذاريد و همه جا با خود حمل نکنيد. با چنين دوربيني به هيچ وجه نمي‌توانيد بسيار سريع عکاسي کنيد.


راهنماي خريد دوربين


مسئله‌اي که شايد کمتر به آن توجه کنيد دسترسي مستقيم و آسان به بخش تنظيمات دوربين است. سيستم منو در هر دوربيني متفاوت است اما در هر حال شما بايد قادر باشيد بدون مراجعه به دفترچه راهنما به سيستم منو دسترسي داشته باشيد. منوي دوربين نبايد آنقدر پيچيده باشد که از استفاده از دوربين جلوگيري کند!


تنظيمات دستي


حالا که شما تصميم گرفتيد يک دوربين عکاسي تهيه کنيد بهتر است از عکاسي اتوماتيک فاصله بگيريد و با تنظيم دستي عکس‌هاي خلاقانه‌تري ثبت کنيد. به همين منظور هنگام انتخاب دوربين عکاسي حتما دقت کنيد که حالت تنظيمات دستي داشته باشد. معمولا حالت دستي روي دوربين‌ها با «M» مشخص مي‌شود. در عکاسي به صورت اتوماتيک خود دوربين اندازه ديافراگم، سرعت شاتر و ISO را انتخاب مي‌کند. در حالت دستي تنظيم اين سه عامل در اختيار شماست و مي‌توانيد کنترل بيشتري روي تصوير داشته باشيد. شايد بگوييد که اطلاعات کافي از اين عوامل نداريد، اما توجه کنيد که از اين به بعد شما يک دوربين عکاسي در اختيار داريد و هرچه بيشتر با آن کار کنيد با اين تنظيمات هم بيشتر آشنا خواهيد شد. در ابتدا استفاده از حالت‌هاي نيمه اتوماتيک TV و AV مي‌تواند مناسب باشد اما به زودي ياد خواهيد گرفت که چگونه از حالت دستي استفاده کنيد.


دوربين تخصصي


اگر مي‌خواهيد به صورت جدي عکاسي کنيد حتما ترجيح مي‌دهيد به فايل غيرفشرده يا اصطلاحا فايل خام (RAW) عکس‌ها دسترسي داشته باشيد. در حال حاضر تمام دوربين‌ها اين توانايي را ندارند که فايل خام عکس‌ها را در اختيار شما قرار بدهند. دوربين‌ها معمولا به صورت اتوماتيک روي عکس‌ها پردازش مي‌کنند و فاکتورهايي مانند تراز سفيدي را تا حدودي تغيير مي‌دهند و عکس را فشرده مي‌کنند. در طي اين عمليات بخش زيادي از اطلاعات عکس‌ها از بين مي‌رود. کساني که به صورت تخصصي کار عکاسي مي‌کنند ترجيح مي‌دهند اين پردازش‌ها را خودشان و به کمک نرم‌افزارهاي عکاسي انجام دهند تا عکس‌ها کم‌ترين آسيب را ببينند.


ويژگي‌هايي که نبايد روي انتخاب شما تاثير بگذارند!


تا اينجا با مهم‌ترين مواردي که در انتخاب يک دوربين مناسب بايد مورد توجه قرار بگيرند آشنا شديم. موارد ديگري هم وجود دارند که هرچند بودنشان مي‌تواند مفيد باشد اما فاکتوري نيستند که بر اساس آن بخواهيد تصميم‌گيري کنيد. در ادامه به تعدادي از اين ويژگي‌ها به صورت کوتاه اشاره مي‌کنيم.


دوربين عکاسي


عکاسي پاناروما


اين ويژگي به شما امکان مي‌دهد چند تصوير در قاب‌هاي کنار هم ثبت کنيد و در نهايت يک تصوير کلي از يک منظره گسترده داشته باشيد.


لرزشگير


اين ويژگي باعث کاهش لرزش و تارشدگي در هنگام عکسبرداري مي‌شود. گاهي اين تثبيت کننده که به آن لرزشگير اپتيکال مي‌گويند در بدنه دوربين و گاهي در داخل لنز تعبيه مي‌شود. لرزشگيرهاي اپتيکال کيفيت بهتري نسبت به لرزشگيرهاي ديجيتالي دارند که به صورت نرم‌افزاري اين کار را مي‌کنند.


ضبط ويدئو


در حال حاضر تقريبا تمام انواع دوربين‌ها قابليت ضبط ويدئو را نيز دارند. اگر قصد داريد با دوربين خود به شکل حرفه‌اي کار ضبط ويدئو هم انجام دهيد حتما راهنماي خريد دوربين‌هاي DSLR مناسب فيلم‌برداري در ديجي‌کالا مگ مطالعه کنيد.


فريم ريت


فريم ريت تعداد عکس‌هايي است که دوربين مي‌تواند در هر ثانيه بگيرد. اگر قصد عکاسي از صحنه‌هاي ورزشي يا صحنه‌هاي پر تحرک ديگر را داريد بايد دوربين مورد نظر شما فريم ريت بالايي داشته باشد.


صفحه نمايش متحرک


برخي از سازندگان قابليت حرکت صفحه نمايش دوربين در يک يا دو محور را فراهم مي‌کنند. اين مورد در قاب‌بندي در زاويه‌هاي سخت مفيد خواهد بود.


اتصال بي‌سيم


به کمک اين قابليت مي‌توانيد به راحتي عکس‌هاي خود را به تلفن همراه منتقل و بلافاصله در شبکه‌هاي اجتماعي منتشر کنيد. همچنين در برخي از موارد با نصب نرم‌افزار اختصاصي دوربين روي گوشي هوشمند خود مي‌توانيد دوربين خود را از راه دور تنظيم کنيد.


به ياد داشته باشيد، بسياري از اين ويژگي‌هاي اضافي تاثير چنداني در عملکرد کلي دوربين ندارند. آنها فانتزي هستند و مي‌توانند بسيار سرگرم کننده باشند، اما مطمئن شويد که پيش از توجه به اين موارد حتما تمام ويژگي‌هاي اصلي که پيش‌تر گفته شد را مورد بررسي قرار داده‌ايد.

حال که با اين ويژگي‌ها آشنا شديد به راحتي مي‌توانيد بسته به نياز خود دوربين مورد نظرتان را از هر يک از دسته‌هاي طبقه‌بندي دوربين‌ها انتخاب کنيد. اما در انتهاي اين مقاله به چند نکته ديگر اشاره مي‌کنيم تا بتوانيد تصميم بهتري در خصوص نوع دوربين متناسب با نياز خود بگيريد.


توصيه‌هاي پاياني


بهترين دوربين


اگر مي‌خواهيد عکس‌هاي عمومي و روزمره خود را با ابزار بهتري نسبت به دوربين‌هاي موبايل بگيريد اما همچنان به صورت اتوماتيک عکاسي مي‌کنيد، يک دوربين‌ کامپکت مي‌تواند جوابگوي نيازتان باشد. اين دوربين‌ها قيمت کمي دارند و کار کردن با آن‌ها بسيار ساده است و به خاطر داشتن وزن کم و جثه کوچک مي‌توانيد آن‌ها را همواره همراه خود داشته باشيد.


هرچند دوربين‌هاي کامپکت ارزان قيمت هستند، اما محدوديت‌هاي خاص خود را نيز دارند. سنسور کوچک و نداشتن امکان تنظيم دستي از جمله اين موارد است. هرچند دوربين‌هاي کامپکت ساده‌اي هم وجود دارند که برخي تنظيمات دستي را در اختيار کاربر قرار مي‌دهند. با اين حال با کمي هزينه بيشتر مي‌توانيد يک دوربين‌ کامپکت سطح پيشرفته تهيه کنيد که امکانات و قابليت‌هاي بيشتر و سنسور نسبتا بزرگتري دارند.


دوربين‌هاي بريج يا شبه SLR هم مناسب کساني است که عکاسي را کمي جدي‌تر دنبال مي‌کنند اما قصد تهيه انواع لنزها براي مقاصد مختلف عکاسي را ندارند و ترجيح مي‌دهند همه نياز خود را در يک دوربين جمع کنند.


دوربين DSLR


اگر شما علاقه‌مند به دنبال کردن عکاسي به عنوان يک سرگرمي جدي و حرفه‌اي هستيد، يک DSLR چيزي است که به آن نياز داريد.


اگر مي‌خواهيد امکانات DSLRها را در بدنه‌هاي کوچکتري داشته باشيد دوربين‌هاي بدون آينه مي‌توانند انتخاب شما باشند. هرچند اين دوربين‌ها در شرايط برابر قيمت بالاتري نسبت به DSLRها دارند اما به نظر مي‌رسد که آينده عکاسي متعلق به دوربين‌هاي بدون آينه باشد. همه دوربين‌هاي بدون آينه اجازه مي‌دهند تصاوير را روي صفحه نمايش ببينيد بدون اينکه از کارايي فو اتوماتيک کاسته شود. در حال حاضر کفه ترازو کمي به سمت DSLRها سنگيني مي‌کند اما دوربين‌هاي بي‌آينه نيز در حال پيشرفت هستند و ويژگي‌هايي دارند که نمي‌توان به راحتي از آن‌ها چشم پوشي کرد. در نتيجه اين به سليقه شما بر مي‌گردد که کدام يک را انتخاب کنيد.


آلترناتيوها


دسته ديگري از دوربين‌ها هم وجود دارند که بيشتر جنبه سرگرمي دارند. اين دوربين‌ها تصاويري متفاوت از آن چيزي که معمولا مي‌بينيم ارائه مي‌کنند.


دوربين‌هاي چاپ سريع


دوربين چاپ سريع


اين دوربين‌هاي فانتزي بهترين گزينه براي ثبت لحظات به يادماندني هستند. بلافاصله پس از فشردن شاتر اين دوربين‌ها، يک قطعه عکس از داخل آن خارج و پس از چند ثانيه تصوير روي آن ظاهر مي‌شود. براي آشنايي بيشتر با اين دوربين‌هاي جذاب مي‌توانيد راهنماي خريد دوربين‌هاي چاپ سريع را بخوانيد.


دوربين‌هاي ورزشي


اين دوربين‌ها همان طور که از نامشان پيداست براي ثبت تصاوير در حين فعاليت‌هاي ورزشي طراحي شده‌اند. جثه کوچکي دارند، معمولا از يک لنز زاويه باز بهره مي‌برند، در برابر ضربه و نفوذ آب مقاوم هستند و قابليت اتصال به جاهاي مختلف را دارند. نام اين دوربين‌ها با برند گوپرو گره خورده است که باکيفيت‌ترين دوربين‌هاي ورزشي را توليد مي‌کند. اما توليدکنندگان ديگري نيز وارد رقابت با گوپرو شده‌اند و دوربين‌هاي ورزشي با کيفيت قابل قبول و قيمتي بسيار کمتر از گوپرو عرضه کرده‌اند.


دوربين‌هاي 360 درجه


دوربين 360 درجه


اين دوربين‌ها جديدترين خانواده دوربين‌ها به شمار مي‌روند. دوربين‌هاي 360 درجه از دو لنز فيش‌آي تشکيل شده‌اند که در دو طرف دوربين‌ قرار دارند و در مجموع تمام فضاي اطراف دوربين را پوشش مي‌دهند. خروجي اين دوربين‌هاي هيجان‌انگيز را مي‌توان به کمک يک هدست VR و روي يک گوشي هوشمند مشاهده کرد. اين دسته از دوربين‌ها هنوز در ابتداي راه قرار دارند و در آينده، بسيار بيشتر از آن‌ها خواهيم شنيد.


اميدواريم اين راهنما توانسته باشد به سوالات شما پاسخ دهد و کمک کند تا بتوانيد مناسب‌ترين دوربين را متناسب با نياز خود انتخاب کنيد. در نهايت هر دوربيني که انتخاب کنيد، ورود شما را به دنياي عکاسي تبريک مي‌گوييم.


منبع : https://www.digikala.com/




عکس ثبت‌شده يک گياه نخستين سلفي نباتي جهان لقب گرفت



عکس ثبت‌شده‌ي پيت که به‌کمک دوربيني مدرن در لندن گرفته شده است، لقب نخستين تصوير سلفي گياه در جهان را به‌خود اختصاص داد.





عکس‌گرفتن از خود يا محيط پيرامون کاري است که معمولا انسان‌ها انجام مي‌دهند. البته در سال‌هاي اخير، شاهد آن بوده‌ايم که گاه برخي حيوانات هم از خود عکس سلفي گرفته‌اند؛ تصاويري که تعدادي از آن‌ها در زمان خود بسيار معروف شده و مورد توجه بسياري از مردم نقاط مختلف جهان قرار گرفته است.


امروز همان مردم مي‌توانند نخستين عکس ثبت‌شده‌ي گياه را مشاهده کنند؛ گياهي به‌نام پيت که سرخسي از نوع پرسياوشان به‌شمار مي‌رود. اين عکس سلفي در باغ‌وحش لندن و به‌کمک دوربين جديدي ثبت شده که از فناوري‌هاي نوين استفاده مي‌کند. البته تعداد تصاوير ثبت‌شده‌ي پيت فراوان است و به يکي‌دو عکس محدود نمي‌شود.


پژوهشگران باغ‌وحش لندن که از ديرباز با نام انجمن جانورشناسي لندن هم شناخته مي‌شود، موفق شده‌اند نخستين دوربين گياهي جهان را طراحي کنند. دوربين مذکور به اين دليل لقب گياهي را به‌خود اختصاص داده است که نيروي موردنياز براي فعاليت خود را نه از سوخت‌هاي فسيلي و پيل‌هاي شيميايي و انرژي خورشيدي، بلکه از فعل‌و‌انفعالات گياهي کوچک به‌دست مي‌آورد.


عکس سلفي گياهي


دوربين گياهي باغ‌وحش لندن براي ثبت عکس از طبيعت و جانوران طراحي شده است و دوربيني کنترل از راه دور محسوب مي‌شود. اگر به طبيعت و محيط‌زيست علاقه‌مند باشيد احتمالا تا حدي با دوربين‌هايي آشنا هستيد که پژوهشگران براي ثبت عکس يا فيلم از جانوران به‌کار مي‌برند. دوربين‌هايي که به‌شکل خودکار از زندگي طبيعي جانوران کمياب عکس يا فيلم مي‌گيرند و انرژي موردنياز آن‌ها ازطريق باتري‌هاي معمولي يا انرژي خورشيدي تأمين مي‌شود.


دوربين طراحي‌شده‌ي پژوهشگران باغ‌وحش لندن هم دقيقا به‌همين‌شيوه عکس ثبت مي‌کند، با اين تفاوت که دوربين مذکور بخشي از برنامه‌ي آزمايشي جديد پژوهشگران باغ‌وحش لندن به‌شمار مي‌رود و انرژي آن از گياهان تأمين مي‌شود.


در اين برنامه‌ي آزمايشي، پژوهشگران باغ‌وحش لندن از چند ماه قبل تعدادي پيل سوختي ميکروبي را در بخش جنگل‌هاي باراني باغ‌وحش کار گذاشتند. اين پيل‌هاي سوختي جديد به‌طور عمده روي سرخس پرسياوشي به‌نام پيت نصب شد. پيت در تمام طول تابستان اخير رشد و نمو کرد و پس‌از‌آن، چندين و چند عکس را با دوربين گياهي ثبت کرد؛ تصاويري که تعدادي از آن‌ها عکس سلفي از خود او است. به‌عنوان مثال، عکس زير يکي از تصاوير سلفي ثبت‌شده‌ي پيت است.


عکس سلفي گياهي


با ثبت عکس مذکور و ساير تصاوير مشابه‌ي اين دوربين گياهي نوين، آزمايش پژوهشگران باغ‌وحش لندن نتيجه‌ موفقيت‌آميزي به‌همراه داشته است. آن‌ها در اين آزمايش از فناوري جديدي استفاده کرده‌اند که Xnor.ai طراحي کرده است. فعاليت‌هاي اين شرکت بر توسعه‌ي هوش مصنوعي متمرکز است که نمونه‌اي از آن را در اين فناوري جديد هم مي‌توان مشاهده کرد. دوربين کنترل از راه دور طراحي‌شده براساس اين فناوري انرژي بسيار اندکي را در طول 24 ساعت شبانه‌روز مصرف مي‌کند؛ نيرويي که به‌طور تمام و کمال از گياهان کوچک تأمين مي‌شود.


يکي از متخصصان فناوري حفظ محيط‌زيست در باغ‌وحش لندن به‌نام ديويس معتقد است که انرژي تأمين‌شده از گياه محدوديت‌هاي کمتري درمقايسه‌با انرژي خورشيدي دارد. از ديد او گياهان هنگام رشد و نمو به‌طور طبيعي برخي مواد زيستي را ذخيره مي‌کنند که مي‌تواند موجب تغذيه باکتري‌هاي موجود در خاک شود. اين فرايند مقداري انرژي توليد مي‌کند که به‌وسيله‌ي پيل‌هاي سوختي مي‌توان آن را مهار‌ و ذخيره‌‌سازي کرد. انرژي ذخيره‌شده از اين فعل‌و‌انفعال مي‌تواند براي تأمين نيروي بسياري از ابزارهاي حفظ محيط‌زيست استفاده شود که از راه دور کنترل مي‌شوند؛ ابزارهايي مانند حسگرها و پلتفرم‌هاي ديده‌باني و نظارت و دوربين‌هاي کنترل از راه دور که به‌منظور ثبت عکس و فيلم از طبيعت و جانوران استفاده مي‌شوند.


ديويس همچنين معتقد است اکثر منابع تأمين نيرو با محدوديت‌هاي فراواني دست‌به‌گريبان هستند. به‌عنوان مثال، باتري‌هاي مختلف پس از گذشت مدت زمان معيني به تعويض نياز دارند و پنل‌هاي جذب انرژي خورشيدي هم به‌طورکامل به نورخورشيد وابسته هستند و درصورت نامساعدبودن آب‌و‌هوا کارايي چنداني ندارند.


عکس سلفي گياهي


با‌اين‌حال، گياهان حتي در سايه هم مي‌توانند به بقا ادامه دهند و سرشت آن‌ها به‌گونه‌اي است که به‌شکل طبيعي امکان حضور در مکان‌هايي را دارند که ظرفيت جذب انرژي خورشيدي در آن بسيار زياد است. اين به آن معني است که استفاده از انرژي تأمين‌شده‌ي گياه محدوديت خاصي ندارد و از ظرفيت فراواني براي ذخيره و به‌کار‌گرفتن برخوردار است.


اگرچه استفاده از انرژي نباتي مي‌تواند در آينده شاخه‌هاي گوناگوني را زيرپوشش قرار دهد، در‌حال‌حاضر، هدف اصلي و نهايي استفاده از اين فناوري تأمين انرژي دوربين‌هاي کنترل از راه دور ثبت عکس و حسگرهايي است که در طبيعت به‌منظور بررسي فعاليت‌هاي جانوران نصب مي‌شود. باتوجه‌به آزمايش‌هاي اخير، اين فناوري بهتر از حد انتظار کار مي‌کند و به‌خوبي کاربردي است.


بنابر تأييد ديويس، پيت به‌عنوان سرخسي جوان به‌کمک انرژي نباتي در هر 20 ثانيه مي‌تواند يک عکس جديد ثبت کند. او هدف اصلي از تکامل اين فناوري جديد را حفاظت از حيات‌وحش در تمام نقاط جهان توصيف مي‌کند. گام بعدي استفاده از اين فناوري به‌کار‌بردن آن در محيط کاملا طبيعي و خارج از فضاي باغ‌وحش لندن است؛ فرايند‌ي که پژوهشگران به موفقيت آن بسيار اميدوار هستند.


منبع : zoomit.ir




عکاسان و پرتره‌هاي معروف جهان


هري بِنسون، عکاسي اسکاتلندي است که عکس‌هايش بارها در مجلاتي همچون پيپل (People)، وَنيتي فِر (Vanity Fair)، لايف (Life) و نيويورکر (The New Yorker) به چاپ رسيده است. او در طول سفر بيتها در جريان تور آمريکا در 1964 ، آنها را همراهي مي‌کرد. شايد معروف‌ترين تصوير اين سفر همين عکس است که اعضاي گروه را در حال شيطنت و پرتاب بالش به يکديگر نشان مي‌دهد. بنسون اشاره مي‌کند که اينجا برايان اپشتين (Brian Epstein)، مدير گروه به اعضا اطلاع داده بود که آنها موفق شدند رتبه‌ي اول آمريکا را به خود اختصاص دهند.


بيتها- هري بنسون


منبع : zoomit.ir




سوني براي افزايش توليد حسگرهاي CMOS کارخانه جديد تأسيس مي‌کند








سوني اعلام کرد که براي افزايش توليد حسگرهاي CMOS، کارخانه‌ي جديد توليد نيمه‌هادي تأسيس مي‌کند. کارخانه‌ي جديد، بخشي از پاسخ ژاپني‌ها به درخواست روبه‌رشد بازار براي حسگرهاي CMOS محسوب مي‌شود. کارخانه‌ي جديد در مرکز فناوري سوني در ناگاساکي تأسيس خواهد شد. غول دنياي فناوري پيش‌بيني مي‌کند که مرکز توليدي جديد،‌ ظرفيت شرکت را در توليد و عرضه‌ي حسگرهاي CMOS بيش‌ازپيش افزايش دهد.


حسگرهاي CMOS دوربين، کاربرد زيادي در گوشي‌هاي هوشمند دارند. سوني يکي از پيش‌گامان عرضه‌ي حسگرها به بازار محسوب مي‌شود و سالانه ميلياردها دلار درآمد از آن کسب مي‌کند. در سه‌ماهه‌ي سوم سال جاري ميلادي که فصل دوم سال مالي سوني را تشکيل مي‌دهد، زيرمجموعه‌ي Imaging and Sensing Solutions سوني (I&SS) درآمد 2/871‍ ميليارد دلاري ثبت کرد که رشد 56/3 درصدي را نسبت به مدت مشابه در سال گذشته نشان مي‌دهد. سود زيرمجموعه‌ي مذکور در اين فصل، 706 ميليون دلار گزارش شد.


آمار توليد حسگر در سوني در مارس 20 نشان مي‌دهد که آن‌ها ظرفيت توليد 100 هزار ويفر 300 ميلي‌متري را در ماه دارند. توسعه‌هاي کيفي و برون‌سپاري بخش‌هايي از عمليات توليد، باعث افزايش ظرفيت شرکت ژاپني شده است. البته هنوز جا براي پيشرفت سوني در حوزه‌ي توليد حسگر دوربين وجود دارد.


در سال‌هاي پيش‌رو، تقاضا براي حسگرهاي CMOS قطعا بيشتر خواهد شد. کارشناسان دلايل متعددي را براي افزايش تقاضا پيشنهاد مي‌کنند: استفاده‌ي گوشي‌هاي هوشمند از بيش از دو ماژول دوربين (در مجموع جلو و عقب) و بزرگ‌تر شدن حسگر در گوشي‌هاي هوشمند و افزايش عرضه‌ي فناوري بينايي کامپيوتري در دستگاه‌هاي متعدد، همگي نياز به حسگرهاي دوربين را افزايش مي‌دهند.


سوني با هدف پاسخ به افزايش تقاضايي که در بالا مطرح شد، تلاش مي‌کند تا کارخانه‌هاي توليدي خود را بهبود ببخشد. هدف شرکت، ظرفيت توليد 128 هزار ويفر حسگر در ماه تا سال 2021 است. به‌علاوه سوني سرمايه‌گذاري‌هاي ميليارد دلاري انجام مي‌دهد تا علاوه بر تأسيس مراکز توليدي جديد، مراکز کنوني خود را هم به‌روزرساني کند. ژاپني‌ها پيش‌بيني مي‌کنند که مرکز جديد از سال مالي 2021 شروع به کار کند که از اول آوريل سال 2021 شروع مي‌شود. باتوجه به برنامه‌ي مذکور، مي‌توان پيش‌بيني کرد که ساخت‌وساز کارخانه‌ي جديد از ماه‌هاي پيش‌رو شروع شود.


CMOS


زيرمجموعه‌ي نيمه‌هادي سوني که اکنون به‌نام I&SS شناخته مي‌شود، در 12 سال گذشته هيچ سرمايه‌گذاري جديدي انجام نداده است. البته آن‌ها يک کارخانه‌ي نيمه‌هادي را از توشيبا خريداري و در سال 2016 آن را براي توليد حسگر، بازطراحي و بازسازي کردند که کارخانه‌ي جديدي محسوب نمي‌شد. ظاهرا سوني امروز آن‌چنان ظرفيتي در بازار مشاهده مي‌کند که تصميم به تأسيس کارخانه‌ي جديد گرفته است.


در بخشي از بيانيه‌ي سوني پيرامون تأسيس کارخانه‌ي جديد توليد حسگر مي‌خوانيم:



ما پيش‌بيني مي‌کنيم که تقاضا براي حسگرهاي تصويري در سال مالي آينده ادامه داشته باشد. استفاده از دوربين‌هاي چندگانه در گوشي‌هاي هوشمند و حسگرهايي با ابعاد بزرگ‌تر، افزايش تقاضا براي حسگرهاي CMOS را منطقي نشان مي‌دهد. ما براي پاسخ مناسب به اين افزايش تقاضا، بازدهي فضايي در کارخانه‌هاي کنوني خود را افزايش داده‌ايم و هدف ظرفيت توليد را براي پايان مارس 2021، از 130 هزار ويفر در ماه به 138 هزار ويفر در ماه افزايش داده‌ايم.


علاوه بر موارد بالا، ما تصميم گرفتيم تا سرمايه‌گذاري‌هاي توسعه‌اي را براي تأسيس کارخانه‌ي جديد در تأسيسيات ناگاساکي انجام دهيم تا نياز بازار را از اول آوريل 2021، از آنجا هم تأمين کنيم. ما تلاش مي‌کنيم تا با رويکرد توسعه‌اي، رشد زيرمجموعه‌ي I&SS را ادامه دهيم تا به اهداف طراحي شده در IR Day دست‌ پيدا کنيم: سهم 60 درصدي از بازار حسگرهاي دوربين و بازگشت سرمايه‌ي 20 تا 25 درصد در سال مالي منتهي به 31 مارس 2026.


منبع : zoomit.ir





عکاسان و پرتره‌هاي معروف جهان


منگلسِن اين تصوير را در ناحيه‌ي آبشار بروکز (Brooks Falls) در پارک ملّي کتماي (Katmai) در آلاسکا و در سال 1988 ثبت کرده است. او در مورد نحوه‌ي ثبت اين تصوير چنين مي‌گويد:



" فکر اوليه در مورد ثبت تصاويري اين چنيني،  بعد از ديدن مستندي در مورد خرس‌هاي ساکن کتماي به ذهنم خطور کرد، با مطالعه‌ي مجله‌اي در مورد عکاسي هوايي از خرس‌هايي که هر ساله در اين منطقه  جمع مي‌شوند، اشتياقم براي انجام  اين کار بيشتر شد. در آن زمان براي ساخت فيلمي مستند در مورد پرندگان ماهيخوار سند هيل (Sandhill)، عازم لنگرگاهي در همان حوالي بودم و بيش از شروع کار يه هفته وقت آزاد داشتم. به همين دليل با سرپرستي پارک تماس گرفته و از آنها در مورد مکاني براي ست سؤال کردم که متوجه شدم همه جا اشغال شده، به جز يک کابين که به دليل نزديکي به مسير عبور خرس‌ها مشتري چنداني ندارد، بدون لحظه‌اي درنگ همان محل را اجاره کردم. تمام طول هفته در قسمت بالايي آبشار در انتظار لحظه‌ي جادويي مواجه شدن با خرس‌ها بودم. هر روز پيش از طلوع خورشيد حرکت کرده و بعد از تاريک شدن هوا به کابين برمي‌گشتم.  در طول اين مدت 35 حلقه فيلم را صرف عکاسي از خرس‌ها از زواياي مختلف و حين گرفتن ماهي سالمون کردم، اما نمي‌دانستم نتيجه‌ي کار چگونه خواهد شد. شش هفته بعد تازه فيلم‌ها را ظاهر کرده و با ديدن اين تصوير حيرتزده متوجه شدم که عکس مورد نظر خود را ثبت کرده‌ام."



famous-photographer-portraits-5


اِلن مارک:



" اين تصوير در سال 1990 و از رام پراکاش سينگ (Ram Prakash Singh) و فيل مورد علاقه‌اش، شياما (Shyama) گرفته شد. پراکاش سرپرست سيرک بزرگ طلايي ( Great Golden Circus) بود. . اين تصوير را در شهر احمدآباد هند گرفتم، در  آن زمان در حال گشت و گذار در هندوستان بودم. من عاشق اين کشور و البته سيرک هستم، در نتيجه در طول اين سفر از سيرک مختلف در گوشه و کنار هند عکسبرداري کردم که در نوع خود تجربه‌اي جالب و به يادماندني بود. متأسفانه چند ماه بعد از ثبت اين تصوير، شياما به دليل خوردن نان چاپاتي آلوده جان خود را از دست داد، قلب من هم همچون پراکاش با شنيدن اين خبر شکست و عميقاً متأثر شدم."


منبع : zoomit.ir




عکاسان معاصر جهان: مناظر قرن بيست‌ويکمي در عکس‌هاي هنريک اشپولر





 


تصوير 1. هنريک اشپولر هنگام عکاسي در پروژه‌ي روز سوم


 


 


موزه‌ي هنرهاي زيباي شهر لولُکْل سوئيس به تازگي ميزبان بازديدکنندگان آثار عکاس معاصر آلماني هنريک اشپولر[1] بود، پروژه‌اي که با حمايت مالي موزه‌ي هنرهاي زيبا (MBAL) و پارک طبيعي دو انجام گرفته.
برگزاري اين نمايشگاه بهانه‌اي شد تا نگاهي داشته باشيم به بدنه‌ي کاري اين عکاس.


هنريک اشپولر (متولد 1965) از سال 1992 عکاسي را آغاز کرده و اکنون به عنوان استاد عکاسي در برنامه‌ي مطالعه‌ي طراحي ارتباطات در دانشگاه علوم کاربردي در آلمان مشغول به کار است. آثار او در نمايشگاه‌ها و کتاب‌هاي متعددي به نمايش درآمده‌اند. او با اتخاذ رويکردي زيبايي‌شناختي و در امتداد مسير الگويي که در جهان با عنوان «عکاسي سرد» شناخته شده است، در ادامه‌ي راه و نگاه عکاسان شناخته‌شده‌ي آلماني مدرسه‌ي دوسلدرف، از جمله آنْدْرِئاس گورسکي (متولد 1955) و توماس اشتروت (متولد 1954) و آثار عکاسان مکان‌نگاري‌هاي نوين، تصويرگر مناظر سده‌ي بيست‌ويکمي، رد حضور انسان و جنبه‌هاي صنعتي و ماشيني‌شده‌ي مراکز اصلي توليد، حفظ و توزيع کالا و اطلاعات در دوران معاصر است.


پروژه‌ي صفرويک گردش اطلاعات[2]
همزمان با آغاز هزاره‌ي سوم، سالي که شبکه‌ي جهاني اينترنت هنوز به طور عمومي فراگير نشده بود، اشپولر در نخستين پروژه‌ي رسمي‌اش به سراغ جريان صفرويکي اطلاعات رفت تا شريان‌هاي حياتي جهان ديجيتال و اينترنت را، که به‌زودي بر تمام جهان استيلا مي‌يافتند، تصوير کند. او با جهاني يکنواخت و تميز، شبيه آنچه در بيمارستان‌ها مي‌بينيم، الگوهاي تکراري، محفظه‌ها و جعبه‌هاي في يک‌شکل مواجه شد که گهگاه با سيم‌هاي رنگي جان مي‌گرفتند. عکس‌هاي مجموعه‌ي صفرويک گردش اطلاعات (2001) ما را با آن چيزي آشنا مي‌کند که پشت دنياي رنگارنگ ديجيتال و فضاي اينترنت وجود دارد، سرورهاي بي‌شکلي که تمام اطلاعات موجود در فضاي عظيم اينترنت را در خود جاي داده‌اند.


 


 


تصوير 2. هنريک اشپولر. از مجموعه‌ي صفرويک گردش اطلاعات

 


 


تصوير 3. هنريک اشپولر. سيستم ذخيره‌سازي، از مجموعه‌ي روح جهان

 


 


پروژه‌ي روح جهان[3]
اشپولر شش سال بعد را روي پروژه‌ي دومش، روح جهان (2008)، کار کرد. او با الهام از قطعه‌شعر شاعر آلماني گوته با عنوان وِلْتزيله[4] (به‌معناي روح جهان)—پهناي بهشت هم‌اينک مي‌درخشد / درخششي رنگارنگ – به عکاسي در کارخانه‌هاي بزرگ و پيشرفته مشغول شد. اکنون اين کارخانه‌ها را مي‌توان «روح جهان» در نظر گرفت، چرا که سرچشمه‌ي آفرينش عمده‌ي محصولات جديد در دوران مدرن هستند. در اين مکان‌هاي شگفت‌انگيز، پيچيده و رنگارنگ، انسان اهميتش را از دست داده، زيرا بخش اصلي آفرينش به‌صورت خودکار و به‌دست ماشين‌هاي برنامه‌ريزي‌شده انجام مي‌گيرد. اشپولر با تصوير کردن «پهناي بهشتي» که آدمي براي خود ساخته، ما را با دگرگوني ايده‌آل‌هامان آشنا کرده است.


 


 


تصوير 4. هنريک اشپولر. توليد تلفن همراه، از مجموعه‌ي روح جهان

 


 


تصوير 5. نمايش مجموعه‌هاي روح جهان و روز سوم در نمايشگاه آغاز هزاره در سه‌سالانه‌ي عکاسي هامبورک، 2015

 


 


پروژه‌ي روز سوم[5]
اشپولر در پروژه‌ي بعدي‌اش از کتاب مقدس الهام گرفته. بر اساس اين کتاب، خدا در سومين روز زمين را از دريا جدا کرده و زمين خشک و لم‌يزرع را حاصلخيز و بارور ساخته است. اينک، مي‌توان ديد که آدمي نيز توانسته زمين‌هاي خشک و لم‌يزرع را حاصلخيز و بارور کند، چرا که به‌سبب افزايش جمعيت و مصرف بيشتر، به محصولات خوراکي بيشتري نياز دارد. او با ساختن فضاهاي مصنوعي در محيطي شبيه کارخانه‌هاي توليد انبوه کالا در رديف‌هاي منظم و بي‌نهايت از درختان و بته‌هاي يک‌شکل، و دستکاري ژنتيکي براي باروري بيشتر گياهان سعي کرده است محصولات بيشتري توليد کند تا نيازهاي روزافزونش را پاسخگو باشد. اشپولر با سفر به نقاط مختلف جهان، از جمله آمريکا، آلمان، هلند و اسپانيا صنعتي‌شدن کشاورزي در جهان و تبديل زمين‌هاي خشک به کارخانه‌ي توليد محصول را به تصوير کشيده و حاصل کارهايش را در مجموعه‌ي روز سوم (2011) گرد هم آورده است.


 


 


تصوير 6. هنريک اشپولر. تاکستان در دشت شندن، آمريکا. از مجموعه‌ي روز سوم

 


 


تصوير 7. هنريک اشپولر. پرورش کاهو در جنوب آلمان. از مجموعه‌ي روز سوم

 


 


پروژه‌ي مابين[6]
اشپولر در پروژه‌ي مابين (2015) با سفر به نقاط مختلف جهان، از جمله چين، هلند، اسپانيا و آلمان، و عکاسي از بنادر، فرودگاه‌ها، بزرگراه‌ها و خط‌هاي آهن، توجهش را معطوف به توزيع و حمل‌ونقل سريع کالا در جهان کرده است. کاربردگرايي محض اين مکان‌ها به آنها اشکال يکساني داده طوري که تفاوت چنداني ميان آنها نمي‌توان يافت. عکس‌هاي او از انبوه کانتينرها، بار فرودگاه‌ها و قطارها، خبر از سرعت و ابعاد توليد و مصرف کالا در جهان و ناچيزي حضور انسان مي‌دهند و، همزمان، زيبايي را در يکنواختي مدرن مي‌کاوند.


 


 


تصوير 8. هنريک اشپولر. ترابري کالا در فرودگاه کُلن-بُن، آلمان. از مجموعه‌ي مابين

 


 


تصوير 9. هنريک اشپولر. محل ذخيره‌ي کانتينرهاي خالي، بيلبائو، اسپانيا. از مجموعه‌ي مابين

 


 


پروژه‌ي فرضيه[7]
اشپولر در پروژه‌ي فرضيه (2019) که در فتوفستيوال 2019[8] به نمايش درآمده است، به سراغ فضاهاي علمي سده‌ي بيست‌ويکي رفته است. او در اين پروژه مکان‌هايي را به تصوير کشيده است که حاصل تلاش دانشمندان براي يافتن پاسخ به پرسش‌هاي بنياديني چون چيستي جهان‌اند، نقاط ناديده‌ي کهکشان، اثرات اوليه‌ي باقي‌مانده از زمين و ذرات بنيادين هستي؛ مکان‌هايي به‌غايت غريب که فراتر از تخيلات‌مان مي‌روند. اشپولر در پروژه‌ي فرضيه ما را با فضاهاي تحقيقاتي‌ آزمايشگاهي و فرم‌هاي نوآورانه‌ي شکل‌گرفته از رويکردهاي دانش‌بنيان آشنا مي‌کند.


 


 


تصوير 10. کتاب مابين (2017)، حاوي 56 عکس رنگي از مجموعه‌ي مابين. عکس روي جلد: پايانه‌ي کانتينرها، هامبورک، آلمان

 


 


تصوير 11. هنريک اشپولر. از مجموعه‌ي فرضيه

 


 


پروژه‌ي پارک دو[9]
اشپولر در تازه‌ترين پروژه‌اش مسئوليت به تصوير کشيدن يک پارک طبيعي ملي واقع در ناحيه‌ي مرزي ميان سوييس و فرانسه را به عهده گرفت. او طي يک سال، عکس‌هايي از اين منطقه به مساحت 300 کيلومتر مربع تهيه کرد که در موزه‌ي هنرهاي زيباي شهر لولُکْل سوئيس به نمايش درآمده‌اند (اين نمايش تا 13 اکتبر 2019 ادامه داشت). تصاوير او نشان از رد حضور انسان و دست‌اندازي‌هايش دارند و نشان مي‌دهند که حتي مناطق طبيعي حفاظت‌شده از اين دست‌اندازي‌ها در امان نخواهند بود. سيطره‌ي دکل غول‌پيکر انرژي بادي بر منظره‌ي طبيعي، محاصره‌ي درختان با جاده‌ي آسفالت، حضور ناخوانده‌ي سازه‌هاي انساني، زمين حفاري‌شده، ساختمان‌ها و جاده‌ها، سد آبي و خطوط آهن؛ حضور انسان بخشي از منظره‌ي طبيعي در سده‌ي بيست‌ويکم شده است.


 


 


تصوير 12. هنريک اشپولر. از مجموعه‌ي پارک دو

 


 


تصوير 13. نمايش مجموعه‌ي پارک دو در موزه‌ي هنرهاي زيباي شهر لولُکْل، سوئيس، 2019

 


 


تصويرگر نظم بي‌روح عصر ماشين، يا کاوشگر زيبايي کاربردگرايي محض صنعت، هنريک اشپولر با عکس‌هاي دقيق و زيبايي‌شناسي سردش، از سرورهاي ديجيتال، سازه‌هاي ماشيني و علمي، توليد و توزيع انبوه کالا، صنعتي‌سازي و خودکارسازي روزافزون، افزايش رد حضور انسان و، همزمان، کم‌اهميت شدن فرديت او، نمايانگر دگرگوني نيازها و ايده‌آل‌هاست، تصويرگر فرم‌هايي بديع از مناظر سده‌ي بيست‌ويکمي.


منبع : سايت عکاسي


 


 





شفافيت عکس: در باب رئاليسم عکاسي





 


در عکاسي، رابطه بيننده با واقعيت پيچيده است. درک مخاطب، نوع ارتباط و دريافت حسي او از واقعيت بستگي به فاکتورهاي مختلفي دارد.


عکسي قديمي و رنگ و رو رفته از پدربزرگ‌تان را در نظر بگيريد که هرگز در عالم واقع او را نديديد. وقتي به عکس نگاه مي‌کنيد، علي‌رغم همه موانع (هرگز او را نديده‌ايد، عکس قديمي و رنگ پريده‌ شده و کاغذ عکس تاخورده و غبارآلود است)، به سادگي با واقعيت ارتباط برقرار مي‌کنيد: پدربزرگتان را به وضوح مي‌بينيد که در مقابل خانه قديمي‌اش ايستاده و گويي هم‌اکنون در مقابل شماست و به شما مي‌نگرد. اين نوع ارتباط بلافصل با واقعيت در عکس، Transparency يا شفافيت ناميده مي‌شود.


به معناي ديگر عکس به مثابه يک دريچه به دنياي واقعي عمل کرده و از وراي دريچه عکس، ارتباطي نزديک با واقعيت برقرار مي‌شود. در مقابل، وقتي به عکس خوش‌آب و رنگي از يک منظره نگاه مي‌کنيد که رنگ‌ها و شفافيت آن بعد از عکاسي، تغليظ شده، اين ارتباط با واقعيت در ذهن شما ايجاد نمي‌گردد.
نوعي انسداد و کدورت بجاي آن ارتباط مستقيم با واقعيت رخ مي‌دهد. هر چند عکس اخير واضح و شفاف است اما بجاي ايجاد ارتباط، آن را مسدود کرده است. چنين انسدادي را Opacity يا کدورت مي‌نامند.


 


 


کندال والتون: فيلسوف، استاد فلسفه و هنر دانشگاه ميشيگان

 


 


اين مفاهيم ابتدا توسط آندره بازن و کريستين متز بيان شد و به صورت کامل‌تر در نوشته‌هاي فيلسوف معاصر کندال والتون. اگر عکسي را ببينيد که در آن دو نگاتيو عکس ياسر عرفات و دنگ ژيائوپينگ با يکديگر ترکيب شده تا عکس واحدي را ايجاد کند که با يکديگر ملاقات کرده‌اند، با اينکه مي‌دانيد اين ملاقات رخ داده است، اما باز هم اين ارتباط بلافصل با واقعيت در اين عکس رخ نخواهد داد.


در مقابل، تصويري را فرض کنيد که به صورت سيلوئت از همفري بوگارت تهيه شده است و با تغيير کنتراست و روشنايي تقريباً از حالت عکس خارج و به تصويرگري نزديک گشته است. وقتي اين تصوير را مي‌بينيد، با وجود تغييرات شديد و دوري از عکس واقعي او، براحتي با واقعيت ارتباط برقرار مي‌کنيد و گويي او را مي‌بينيد که هم اکنون در فيلم پيش روي‌تان مشغول کشيدن سيگار است.


بنابراين صرف ايجاد تغيير يا عدم تغيير در عکس نمي‌تواند تضمين کند که عکس از لحاظ ارتباط با واقعيت شفاف باشد يا کدر. مساله، پيچيده‌تر از آن است.


 


 


آندره بازن: منتقد و تئوريسين فيلم

 


 


در مورد همه عکس‌ها نمي‌توان تعيين کرد که عکس شفاف است يا کدر. گاهي ارتباط با واقعيت پيچيده مي‌شود و شايد بهتر است بجاي آنکه بسادگي بگوييم عکس شفاف يا کدر است، در مورد هر عکس، درجه‌اي از شفافيت در نظر بگيريم که اين درجه مي‌تواند کم يا زياد باشد. به معناي ديگر، ميزان ارتباط و درک حسي واقعيت مي‌تواند در مورد عکس‌ها کم يا زياد باشد.


براي آن‌که قضيه را دقيق‌تر ببينيم، شايد بتوان اين مفهوم را اين گونه گسترش داد که عکس‌ها ترکيبي از شفافيت و کدورت دارند يا در برخي وجوه شفاف هستند و در برخي وجوه کدر. ممکن است عکسي، به صورت همزمان هم خصائص شفافيت داشته باشد و هم کدورت. هم بتوان در برخي ويژگي‌هاي عکس ارتباطي مناسب با واقعيت برقرار کرد و در ساير موارد، ارتباط کمتر باشد يا کاملاً مسدود گردد.


حالا که قضيه دقيق‌تر شد مي‌توان يک عامل ديگر را نيز به اين معادله افزود و آن‌هم مخاطب است. احتمالاً اين تفاوت‌ها و گوناگوني‌ها بستگي به مخاطب هم دارد: که چقدر تجربه ديدن دارند، چگونه با واقعيت ارتباط برقرار مي‌کنند، تجربيات حسي آن‌ها چگونه است و حتي از لحاظ روان‌شناسي چه شخصيتي دارند.


اگر مخاطب نتواند بفهمد که عکس چگونه توليد شده است، نمي‌تواند تصميم بگيرد که کدام جنبه واقعيت را از وراي عکس مي‌تواند ببيند و کدام را نمي‌تواند ببيند. حالا داستان مي‌تواند پيچيده‌تر شود: مخاطب اگر نداند که عکس چگونه توليد شده است و حتي اگر بداند که چگونه عکس ايجاد شده است، ممکن است خود، درجه شفافيت يا کدورت عکس را در ذهنش تنظيم کند. به معنايي ديگر، ممکن است مخاطب دوست داشته باشد که عکسي را مي‌داند کدر است، شفاف ببيند و در ذهنش به آن جهان، رنگي از واقعيت ببخشد. اگر به عکسهاي ترکيبي جري اولسمن که يکي از پيشگامان فتومونتاژ است، نگاه کنيد، درجه شفافيت يا کدورت عکس، از لحاظ ارتباط با واقعيت و اين‌که ذهن چگونه مي‌تواند اين درجه را تغيير دهد، براي‌تان جالب خواهد بود.


منبع : سايت عکاسي





عکاسان معاصر جهان: سيگ هاروي و جادوي زندگي





 


تصوير 1. سيگ هاروي. پرنده‌هاي نيوانگلد، 2017


 


 


وجه شاخص کارهاي سيگ هارْوي [1] جلوه‌ي جادويي و اسرارآميز زندگي روزمره‌ي او ميان خانواده و طبيعت پيرامونش است که از طريق عکس‌ها و نوشته‌هايش انتقال داده است. از او تا کنون سه کتاب اصلي منتشر شده که حاوي عکس‌ها و نوشته‌هايش هستند، و از عکس‌هايش نمايشگاه‌هاي متعددي برپا شده است. آثار هاروي مورد ستايش رسانه‌ها و نشريات مختلفي قرار گرفته‌اند و در حال حاضر عضوي از مجموعه‌ي دائمي موزه‌هاي مهمي چون موزه‌ي هنرهاي زيباي هيوستن در تگزاس، موزه‌ي هنرهاي زيباي باستن، موزه‌ي هنر فارْنْزوِرث در راکلند ايالات مِين، و موزه‌ي بين‌المللي عکاسي و فيلم در خانه‌ي جُرج ايستمن در راچستر نيويورک هستند.


جديدترين نمايش آثار هاروي مشتمل است بر عکس‌هايي از مجموعه‌ي جديد او زير عنوان «خوردن گل‌ها: احساسات سيگ هاروي» [2] در کنار نوشته‌ها و تصاوير متحرکش، که در موزه‌ي هنر آمريکايي اُگانْکوئيت در ساحل شمال شرقي آمريکا برقرار بود (اين نمايشگاه تا 31 اکتبر ادامه داشت).


 


 


تصوير 2. سيگ هاروي، خودنگاره، مِين، 2003

 


 


سيگ هارْوي (متولد 1973) در ناحيه‌ي روستايي دِوان در جنوب غربي انگلستان به دنيا آمد و دوران کودکي و نوجواني‌اش را در آنجا گذراند. او در 26 سالگي براي تکميل تحصيلاتش در دانشگاه راک‌پُرت به ساحل شمال شرقي آمريکا مهاجرت کرد. او هم‌اکنون ساکن شهر راک‌پُرت در ايالات متحده است.


علاقه‌ي هاروي به عکاسي به سال‌هاي آغازين زندگي‌اش باز مي‌گردد. او از سيزده سالگي کار در تاريکخانه را آغاز کرد و در سال 2005 از سوي Photo District News به‌عنوان يکي از 30 عکاس نوظهور برگزيده معرفي شد. هاروي ده سال را به‌عنوان استاديار در مؤسسه‌ي هنر باستن در دانشگاه لِزلي تدريس کرد و نخستين نمايشگاه انفرادي و موزه‌اي آثارش همزمان با انتشار نخستين کتابش در سال 2012 برپا شد.


موضوع اصلي آثار هاروي زندگي پيرامونش هستند. او با عکس‌ها و نوشته‌هايش به امور روزمره شکلي اسرارآميز و جادويي بخشيده. عکس‌هاي اسرارآميز و نوشته‌هاي تلويحي او نشان از علاقه‌ي او به رئاليسم جادويي دارند. هاروي با عکاسي از خود، خانواده و محيط پيرامونش استعارات و نمادهايي از زندگي ساخته که يادآور کودکي، عشق، تعلق، آسيب و شگفتي هستند.


 


 


تصوير 3. سيگ هاروي. گل‌هاي چيده‌شده، خودنگاره، مِين، 2006

 


 


تصوير 4. سيگ هاروي. خودنگاره، راک‌پُرت، ميِن، 2003

 


 


خودنگاره‌ها
نخستين کتاب هاروي با عنوان «نگاهم مي‌کني همچون يک وضع اضطراري» (2012) [3] خودزيست‌نامه‌اي تصويري است حاوي خودنگاره‌ها و رواياتي که گذشته را مرور مي‌کنند: «اين داستان‌ها درباره‌ي تجارب گذشته هستند، غالباً با تمرکز روي روابط، و مي‌خواستم … آنها را از طريق استعاره و اشارات بدن بازگو کنم.» [4].


او در اين مجموعه با صحنه‌آرايي‌هاي دقيق و هم‌نشيني آنها با عناصر طبيعي، و غالباً با نقش‌آفريني خودش، رنگ‌ها را به‌طرز چشم‌گيري به کار گرفته و لذتي بصري-عاطفي ايجاد کرده است.


 


 


تصوير 5. سيگ هاروي. اسکات و پرنده، 2014

 


 


تصوير 6. سيگ هاروي. باغ ميوه، 2012

 


 


خانواده و آسودگي
هاروي پس از ازدواج و تشکيل خانواده، تمرکزش را روي زمان حال گذاشت، خودآيندي بيشتري به آثارش بخشيد و براي نماياندن زندگي‌اش در آمريکا، دختر، همسر و دوستانش را وارد کادر عکس‌هايش کرد. دومين کتاب او با عنوان «باغباني در شب» (2015) [5] بر لحظات آسوده‌ي زندگي روزمره تمرکز دارد: «نور، رنگ، قاب و قالب تماماً در خدمت داستان‌گويي هستند.» [6]


وجه جادويي زندگي روزمره‌ي خانوادگي در عکس‌هاي هاروي يادآور آثار عکاساني چون سالي من [سالي من: خانواده، سرزمين و حافظه در نمايشگاه «هزار گذر»، کيوان نيک طبيعت] است. اما برخلاف سالي من، هاروي رنگ را به عنصر اصلي عکس‌هايش تبديل کرده و با بهره‌گيري از رنگ، سوژه‌هايش را در قالب قصه‌هاي کودکي و پريان قرار داده است—قصه‌هايي که از طريق آنها مي‌توان مفاهيم دشوار و پيچيده‌ي زندگي را به کودکان منتقل کرد.


در دوراني که مادري مانعي در مقابل فعاليت جدي هنري تلقي مي‌شود، هاروي را، همچون سالي من، مي‌توان نماينده‌ي خوبي براي هنرمندان و عکاسان مادر تلقي کرد، کساني که نه‌تنها مادري را مانع فعاليت هنري‌شان نديده‌اند بلکه فعالانه آن را جزئي از ماهيت هنرشان کرده‌اند [7].


 


 


تصوير 7. سيگ هاروي. تونل، 2014

 


 


تصوير 8. سيگ هاروي. اولين دندان لق، 2017

 


 


زندگي زودگذر
هاروي در کتاب اخيرش با عنوان «تو يک ارکستر، تو يک بمب» (2017) [8]، که با الهام از تجربه‌ي تصادف نزديک‌به‌مرگش در سال 2015 شکل گرفته است، رابطه‌اش با مفهوم زندگي را کاويده. او برخلاف دو مجموعه‌ي قبلي که بيشتر شکلي برساخته دارند، در اين مجموعه رويکرد مستندتري را پيش گرفته و با دوربيني در دستش به کشف لحظات غيرمترقبه و زودگذر دنياي پيرامونش پرداخته است.


دستان نوزاد پنج روزه روي تن مادر، دندان لق، درختان پوشيده از برف، هاروي با عکس‌هايش شگفتي زندگي زودگذر را نشان داده: «هر روز، در مکان‌هاي روزمره تصاويري مي‌يابم که شگفت‌زده‌ام مي‌کنند؛ شکلي از حيرت مي‌سازند، نفسم را بند مي‌آورند چرا که بسيار زيبا هستند … و بيشترشان در محدوده‌ي حياط پشتي خانه رخ مي‌دهند.»


هاروي در اين کتاب شم داستان‌گويي‌اش را گسترده و غالباً به رازهايي اشاره دارد که تنها زير سطحِ وجودِ آدمي سکني دارند و از پيچيدگي‌هاي زندگي پرده بر مي‌دارند: «وقتي مادر شدم عکاس بهتري شدم، کارم پيچيده‌تر و از جنبه‌ي دکوري‌اش کاسته شد، چرا که دنيايم پيچيده‌تر شد … جهان زيباتر شد و نيز ترسناک‌تر. اين کتاب درباره‌ي اين دو حد است.» [9]


 


 


تصوير 9. سيگ هاروي. جسي در ساحل (مه)

 


 


تصوير 10. سيگ هاروي. بارکش آبي، اسکات

 


 


حس رنگ و لحظه
هاروي در حال حاضر در حال توسعه‌ي آخرين مجموعه‌اش با عنوان «صورتي لمس است. قرمز نگاه» [10] است که در آن تمرکز بيشتري بر رنگ، ادراک و احساس تصوير دارد. همان گونه که از عنوان اين مجموعه پيداست، عکس‌هاي او در اين مجموعه وضع انتزاعي‌تري يافته‌اند و بر کيفيت حسي رنگ‌ها، فرم‌ها و لحظه تأکيد بيشتري دارند.


 


 


تصوير 11. آليسا هسلر. سيگ هاروي در نمايشگاه اخير کارهايش در موزه‌ي هنر آمريکايي اُگانْکوئيت (2019)

 


 


سيگ هاروي از عکاسان برجسته‌ي معاصر و کاوش‌گر جادوي زندگي روزمره است: «عاشق يافتن جادو در جهان واقعي‌ام … و عکاسي به من يادآوري مي‌کند که اين جهان شگفت‌انگيز است.» [11] عکس‌هاي رنگي و نوشتارهاي تلويحي هاروي از زندگي خود، چيزي که بيش از هر چيز با آن آشنايي دارد، نشانه‌هايي هستند از علاقه‌ي او به زندگي. همان طور که مايکل مَنسفيلد کيوريتر در رابطه با کارهاي اخير هاروي خاطر نشان کرده: «در آثار او حس عميقي از زندگي، خوش‌بيني و شعف وجود دارد. در دوراني که شور زندگي روزمره اسير شبکه‌هاي اجتماعي يا با اختلاف‌هاي سياسي دگرگون شده، صداي سيگ به‌عنوان هنرمند باري ديگر اميد، خيال و شگفتي را يادآوري مي‌کند. صداي او مجال‌مان مي‌دهد ياد آوريم که زندگي واقعاً کجاست.» [12]


منبع : akkasee.com









 


يائل مارتينِس. خودنگاره به‌همراه دخترم ايتسل. گرّرو، مکزيک، 2013


 


 


صندوق يوجين اسميت[1] به ياد و گرامي‌داشت ميراث عکاس شناخته‌شده ويليام يوجين اسميت، از سال 1979 با هدف کشف و تشويق عکاسان مستند مستقل پا به عرصه گذشت. اين صندوق در سي سال اوليه‌ي فعاليتش، 303 عکاس منتخب را که در پي کمک براي به سرانجام رساندن پروژه‌هاي بزرگ‌شان بوده‌اند، کمک کرده است. در ميان آنها، 32 برنده از چهارده کشور مختلف بوده‌اند.


رويکرد شرکت‌کنندگان در اين رقابت بايستي مطابق استانداردهاي کاري اسميت باشد: «من يک بدبين مهربانم. اما باور دارم که از اميدوارترين عکاسان نيز هستم. تلاش کرده‌ام که روي حقيقت تعصب داشته باشم. براي رسيدن به اين آرزو، عرق‌هاي زيادي ريخته‌ام. اما به تلاشش مي‌ارزيد.»


اخيراً برندگان جايزه صندوق يوجين اسميت 2019 اعلام شدند. در ادامه نگاهي داريم به آثار برندگان اين جايزه.


 


 


يائل مارتينِس. تانيا فرناندز، که اعضاء خانواده‌اش را از دست داده، در اتاق خوابش، گرّرو، مکزيک، 2019

 


 


يائل مارتينس. جست‌وجوگران اِل‌فُرته در حال يافتن قبور. سينانُئا، مکزيک، 20.
بر اساس گزارش کميسيون ملي حقوق بشر مکزيک، از سال 2007 بيش از 1300 قبر مخفي کشف شده است. گروهي از خبرنگاران مدعي هستند که تعداد رسمي اعلام شده از سوي دولت بسيار کمتر از ميزان واقعي است. گروه جست‌وجوگران اِل‌فُرته در پي تقاضا براي آزادي اطلاعات، گفته‌اند که بين سال‌هاي 2006 تا 2016 حداقل 1978 قبر مخفي کشف شده است.

 


 


يائل مارتينس، برنده‌ي جايزه‌ي صندوق يوجين اسميت 2019


 


 


يائل مارتينس[2] در مجموعه‌ي خانه‌اي که خونريزي مي‌کند[3] نگاهي دارد به معضل همه‌گيرِ مفقودشدن هزاران شهروند مکزيکي به‌علت جرايم سازمان‌يافته و تجارت مواد مخدر. اين افراد گم‌شده غالباً مرده تلقي مي‌شوند.


صندوق يوجين اسميت در چهلمين سالگرد تأسيسش، به مارتينز کمک مي‌کند تا فصل آخر پروژه‌ي طولاني‌مدتش را به سرانجام برساند. او در اين پروژه از آن دسته از همسران و مادراني عکاسي مي‌کند که براي يافتن سرنوشت عزيزان‌شان تمامي جنبه‌هاي اجتماعي، فرهنگي و ساختارهاي سياسي مکزيک را زير سؤال مي‌برند. هدف نهايي او، تهيه‌ي يک کار منسجم و کامل است که مسيري تاريخي و واقعي براي مواجهه با خشونتي پيش نهد که جوامع را هم از نظر فيزيکي و هم عاطفي مي‌شکند.


مارتينس گفته است: «دريافت اين جايزه‌ي مهم دستاورد بزرگي براي من است، اما همچنين مسئوليت بالايي به همراه دارد. با اين کمک‌هزينه مي‌توانم صداي همه‌ي آن مادران و خانواده‌هايي باشم که جست‌وجو براي يافتن عزيزان‌شان را ادامه مي‌دهند.»


 


 


شان دِيوي. از مجموعه‌ي «در جست‌وجوي آليس»

 


 


شان دِيوي. مارتا در خانه، 2017. از مجموعه‌ي مارتا (عکس‌هاي دِيوي از دخترخوانده‌ي نوجوانش مارتا)

 


 


شان
دِيوي، برنده‌‌ي کمک‌هزينه‌ي صندوق يوجين اسميت 2019


 


 


شان دِيوي[4] برنده‌ي 5000 دلار از صندوق کمک‌هزينه‌ي يوجين اسميت براي پروژه‌ي ادامه‌دارش شده است. تمرکز پروژه‌ي بلندمدت  فقر ذهن[5] روي هزينه‌هاي مالي ناشي از وضع بد اقتصادي دولت است که زندگي ن و کودکان در پهناي بريتانيا را با خطر مواجه کرده.


 


 



 


 


سازمان
نيويورک‌سيتي سالت، برنده‌ي جايزه‌ي هاوارد چَپنيک 2019


 


 


جايزه‌ي 5000 دلاري امسال هاوارد چَپنيک به اليسيا هَنسن[6]، مؤسس نيويورک‌سيتي سالت[7] تعلق گرفت. نيويورک‌سيتي سالت سازماني است که فرصت‌هايي در حوزه‌ي هنرهاي تصويري و امکان ورود به دانشگاه براي جوانان محروم نيويروکي فراهم مي‌کند. اين جايزه از سال 1996، به کساني تعلق مي‌گيرد که در زمينه‌هاي کمک‌رساني به عکاسي خبري فعاليت دارند، از جمله ويرايش تصوير، پژوهش، آموزش و مديريت. نيويورک‌سيتي سالت براي بيش از يک دهه است که از طريق تلفيق آموزش عکاسي حرفه‌اي، تدريس فردبه‌فرد، کارگاه‌هاي آماده‌سازي براي کالج و مشاوره‌ي شغلي، دانش‌آموزان را آماده مي‌کند.


 


 


گروهبان بايو، لاگُس از نيروهاي دانشکده افسري، نيجريه، 20

 


 


فاواز اُيِدِجي. افسر ارشد افسر دون‌پايه‌تر را کول کرده است، لاگُس، نيجريه، 20

 


 


فاواز
اُيِدِجي، برنده‌ي جايزه‌ي دانشجويي صندوق يوجين اسميت 2019


 


 


فاواز اُيِدِجي[8] نيجريايي، که اخيراً از کالج تکنولوژي يابا فارغ‌التحصيل شده و در حال حاضر دوره‌ي B.A.E در رشته‌ي آموزش تاريخ را در دانشگاه لاگُس مي‌گذراند، موفق به دريافت جايزه‌ي دانشجويي 4000 دلاري صندوق يوجين اسميت براي پروژه‌اش با عنوان Yours in Arms شده است. اين پروژه بررسي مي‌کند که چطور تغيير زمان، شرايط ناپايدار زندگي و تصميمات حکومتي، به‌مرور بر زندگي و آينده‌ي دانشجويان دانشکده‌ي افسري در نيجريه تأثير مي‌گذارد.


 


 


مت آيک. مگاچرچ (ابَرکليسا)، بيرمينگم، الاباما، 2015

 


 


مت آيک. جمع کردن سگ‌ها، الاباما، 2012

 


 


مت آيک، فيناليست ليوني‌ين 2019


 


 


پروژه‌ي پيوند پنهان[9] مت آيک[10] مقاله‌عکس‌هايي در چهاربخش هستند که يک بازه‌ي زماني حدوداً 15 ساله را طي مي‌کنند. در اين پروژه، آيک در پي «زنجيره‌ي ايجاد پيوند ميان آمريکايي‌ها در دوران افزايش قطبي‌سازي‌ها» است.


اين جايزه‌ي 2500 دلاري با حمايت بنياد فيليپ و ايديت ليوني‌ين به آن دسته از فيناليست‌هاي جايزه‌ي يوجين اسميت تعلق مي‌گيرد که کارهاشان از سوي داوران «استثنايي و شايسته‌ي تقدير» تلقي شده‌اند.


 


 


ناديا شيرا کوئن. کمپ اِل تمپُرال منونيت، کامپِچه، مکزيک، 20
بچه‌هاي خانواده‌ي هَم، قوم‌وخويش‌شان را در يکي از پناهگاه‌هاي کمپ اِل تمپُرال منونيت ملاقات مي‌کنند. خانواده‌هاي منونيتي مي‌توانند بين هشت تا پانزده فرزند داشته باشند و معمولاً با هم رابطه‌اي صميمي دارند.

 


 


ناديا شيرا کوئن. کمپ اِل تمپُرال منونيت، مکزيک، 20
خانواده‌ي هَم يک خوک 250 کيلويي را در خانه سلاخي مي‌کنند. آنها اين کار را تنها يک يا دو بار در سال انجام مي‌دهند. بخشي از گوشت را مي‌فروشند، بخشي را براي خانواده کنار مي‌گذارند، و باقي را منجمد مي‌کنند که براي حداقل سه ماه باقي مي‌ماند. منونيت‌ها باور دارند که وقتي خوک‌ها در ماه کوچک[11] سلاخي شوند، گوشت خشک‌تر و لذا براي قصابي راحت‌تر است.

 


 


ناديا شيرا کوئن، فيناليست ليوني‌ين 2019


 


 


ناديا شيرا کوئن[12] در مجموعه‌ي عسل خدا[13] مهاجرت گسترده‌ي فرقه‌ي مسيحي منونيت[14] به آمريکاي لاتين را مستند و تأثيرات محيطي، بهداشت و مسائل عدالت اجتماعي را پيگيري کرده است.


منبع : سايت عکاسي





عکاسي موبايل



 



اگر براي اولين بار يک دوربين عکاسي خريده‌ايد يا قصد داريد عکاسي موبايل را به تازگي شروع کنيد، احتمالا با اين سوال روبرو هستيد که بايد از کجا آغاز کرد. گاهي اوقات سخت‌ترين بخش شروع کردن يک فعاليت جديد ورود به آن است. ولي نگران نباشيد؛ ما در اين مقاله‌ي آموزش عکاسي قصد داريم به شما بگوييم عکاسي را از کجا بايد شروع کنيد.


اعتماد به نفس داشته باشيد


شروع عکاسي


مشکل اصلي بسياري از عکاسان تازه‌کار نداشتن مهارت نيست. حتي نداشتن تجهيزات عکاسي مناسب هم معمولا مشکل آن‌ها نيست. مشکل اصلي اغلب عکاسان تازه‌کار بحران اعتماد به نفس است. اما چگونه بايد اعتماد به نفستان را در عکاسي بالا ببريد؟


مهم‌ترين کاري که بايد انجام دهيد اين است که بيشتر عکس بگيريد و زمان بيشتري را براي عکاسي اختصاص دهيد. بهترين روش براي بالا بردن اعتماد به نفس در عکاسي اين است که هر روز عکاسي کنيد. با اين کار در آن واحد مهارت عکاسي خود را هم بالاتر مي‌بريد.


نکته و ترفند عکاسي


البته منظور ما اين نيست که عکس‌هاي مشابهي را بارها و بارها دوباره بگيريد. به جاي آن خودتان را در زمينه‌هاي جديدي به چالش بکشيد. با اين کار همچنين مي‌توانيد دانش و مهارت عکاسي خود را در موقعيت‌هاي بسيار متفاوتي محک بزنيد.


درست است که شايد نتوانيد خود را در تمام موقعيت‌هايي قرار دهيد که يک عکاس ممکن است با آن‌ها روبرو شود، ولي در هر حال هر چه بيشتر انواع مختلف عکاسي را با سوژه‌هاي مختلف تمرين کنيد، عکاس بهتري خواهيد شد.


خود را از قبل براي عکاسي آماده کنيد


آموزش عکاسي مقدماتي


اين يک راز بزرگ است! شايد در ويديوهاي آموزش عکاسي ديده باشيد که عکاس ناگهان از خودرو پياده مي‌شود و عکس‌هايي باورنکردني مي‌گيرد. ولي در دنياي واقعي اوضاع اين گونه نيست. در موارد بسيار نادري عکاسان به صورت اتفاقي به يک لحظه يا سوژه‌ي فوق‌العاده مي‌رسند.


معمولا براي اين که عکاس شانسش را براي رسيدن به يک عکس عالي بالا ببرد، بايد از قبل فکر خيلي چيزها را کرده باشد و خود را آماده کند. همچنين ميليون‌ها ابزار مختلف وجود دارد که عکاسان مي‌توانند براي رسيدن به يک عکس خاص از آن‌ها استفاده کنند.


گاهي اوقات حتي ابزاري به سادگي اپليکيشن نقشه‌هاي گوگل (Google Maps) مي‌تواند به شما کمک کند منطقه‌اي را که قصد داريد در آن عکاسي کنيد از بالا زير نظر بگيريد يا حتي در برخي موارد به صورت مجازي در آن بگرديد.


آموزش عکاسي موبايل


اگر قصد داريد در زمان مشخصي از روز يا شب عکاسي کنيد، مي‌توانيد از اپليکيشني مانند Photographer’s Ephemeris کمک بگيريد که محل دقيق خورشيد، ماه و ساير اجرام سماوي را در يک زمان و مکان دقيق براي شما محاسبه مي‌کند.


يا در زمينه‌ي عکاسي موبايل اپليکيشن‌هايي مانند +Camera وجود دارند که قابليت‌هاي جديدي مانند انواع گريد براي ترکيب‌بندي بهتر عکس يا تنظيم مجزاي فو و نورسنجي با لمس صفحه‌نمايش را به دوربين گوشي موبايل شما اضافه مي‌کنند.


علاوه بر اين‌ها، منابع بسيار زيادي وجود دارد که کمک مي‌کند با ديدن عکس‌هاي عالي براي خلق آثار بهتر ايده بگيريد. براي مثال مي‌توانيد عکاسان مطرح را در شبکه‌هاي اجتماعي مانند اينستاگرام و فليکر فالو کنيد تا به مجموعه‌اي از عکس‌هاي ارزشمند دسترسي داشته باشيد.


از نور مناسب استفاده کنيد


آموزش عکاسي ديجيتال


بخشي از آماده شدن براي گرفتن يک عکس خوب اين است که زمان‌بندي خود را به شکلي تنظيم کنيد که در زمان عکاسي به شرايط نوري صحيح دسترسي داشته باشيد. براي مثال عکاسي کردن زير آفتاب مستقيم نيمروز چندان ايدئال نيست. نور در اين زمان از روز بسيار شديد است و باعث رنگ و رو رفته شدن سوژه و ايجاد سايه‌هاي زننده مي‌شود.


در سوي مقابل، ساعت طلايي به دليل نور ملايم، گرم و طلايي رنگي که دارد براي عکاسي کردن در فضاي باز زمان بسيار مناسبي است. همچنين از آنجا که در اين زمان از روز خورشيد در آسمان ارتفاع کمي دارد، سايه‌هايي بلند ايجاد مي‌کند که به عکس عمق بيشتري مي‌بخشند.


اين نور مناسب حدود يک ساعت بعد از طلوع يا قبل از غروب خورشيد پديد مي‌آيد. بنابراين اگر قصد داريد بهترين عکس‌ها را در فضاي باز ثبت کنيد، بايد يا صبح زود از خواب بيدار شويد يا تا زمان غروب در محل عکاسي بمانيد.


به تجهيزات و دوربين عکاسي اهميت بدهيد


دوربين عکاسي


بله، تجهيزات عکاسي مهم هستند. البته منظور ما اين نيست که شما بايد حتما يک دوربين DSLR چند ده ميليون توماني داشته باشيد. ولي قطعا اگر مي‌خواهيد در عکاسي پيشرفت کنيد، بايد ابزارتان به اندازه‌ي کافي خوب باشد.


خوشبختانه اين روزها يک دوربين DSLR ارزان يا حتي دوربين موبايل هم مي‌تواند ابزاري خوب براي عکاسي باشد. همچنين مي‌توانيد از يک دوربين بدون آيينه با چند لنز براي عکاسي استفاده کنيد. نکته‌ي مهم اين است که براي گرفتن عکس‌هاي عالي، وما نيازي به تجهيزات گران قيمت يا تعداد زيادي تجهيزات مختلف نداريد. يک دوربين، يک يا دو لنز و يک سه‌پايه هم مي‌تواند کاملا کافي باشد.


نکات ساده‌تر در زمينه آموزش عکاسي را هم ياد بگيريد


آموزش عکاسي حرفه اي


براي فرا گرفتن نکات مهم و ساده‌ي ديگر در عکاسي مي‌توانيد به بخش مدرسه عکاسي موبايل ما سري بزنيد. در اين بخش تعداد بسيار زيادي مطلب آموزش عکاسي و نکته و ترفند در مورد عکاسي و عکاسي موبايل وجود دارد که مي‌تواند به شما کمک کند به سرعت پيشرفت کنيد.


فراموش نکنيد که براي بهتر شدن بيش از هر چيز بايد تمرين کنيد. بنابراين حتما پس از خواندن هر کدام از مطالب آموزش عکاسي ما، زماني را براي بيرون رفتن و تمرين کردن نکات آن در نظر بگيريد.


منبع : ديجي کالا





banner1 - راهنماي خريد دوربين DSLR










اين راهنما به شما کمک ميکند که يک دوربين DSLR بخريد.
خوانندگان ما معمولا از ما در مورد نوع دوربين سوال ميکنند و اينکه Canon يا Nikon را
انتخاب کننداز آنجايي که زمان زيادي را تحقيق کرديم تا بفهميم چه دوربيني بايد بخريد
اين مقاله رامينويسيم .











 راهنماي خريد دوربين dslr














  1. من حرفه اي نيستم اما ميخواهم يک دوربين حرفه اي بخرم و عکسهايي با ظاهر عالي بيندازم،
    شما چه پيشنهادي داريد؟

    اين متداول ترين سوال در اين زمينه است.
    اول از همه بايد بگوييم که اين تصور غلط وجود دارد که فکر ميکنند فقط با دوربين حرفه اي ميتوان عکس هاي حرفه اي
    انداخت اين درست نيست بسياري از عکاس ها با دوربين حرفه اي کار نميکنند.
    و خيلي افراد با موبايل خود عکس هاي فوق العاده اي مي اندازند .

  2. اين يعني دوربين اصلا مهم نيست؟ نه وما.
    براي بيشتر افراد که درگير عکاسي شده اند، اينظور نيست براي حرفه اي ها که عکس هاي خود را ميفروشند مهم است .
    عکاسي ديجيتال بيشتر مربوط به نور است ، نورهاي خوب عکسهاي خوبي ايجاد ميکنند.
    وقتي ياد گرفتيد با نور چطور کار کنيد ميتوانيد عکس هاي خيره کننده اي بگيريد .
    دانستن عملکرد و تکنيک هاي دوربين قدم بعدي ست بيشتر افرادي که با دوربين معمولي عکاسي ميکنند اصلا عملکرد آن را نميدانند.
    آن را روي حالت Auto تنظيم ميکنند و خود را درگير تنظيمات نميکنند.
    اما در حالت Auto آيا دوربين شما هميشه عکسهاي فوق العاده اي گرفته است؟ حتما نه.






best camera for sale 2 - راهنماي خريد دوربين DSLR




























good 1 - راهنماي خريد دوربين DSLR






 راهنماي خريد دوربين dslr



  1. چند دليل وجود دارد که حتي در کار با دوربين حرفه اي هم صدق ميکند:



  • نور بد

  • سوژه بد

  • ترکيب بد

  • تکنيک بد

  • عدم خلاقيت


اگر عکس هاي خوب و بد خود را باهم مقايسه کنيد، مطمئن هستيم آنهايي که
بد هستند عکسهايي هستند که در محيط داخلي گرفته شده و خوب ها آنهايي هستند
که در فضاي باز با نور خورشيد گرفته شده.دليلش نور است. وقتي نور کم باشد، دوربين هاي
معمولي خوب عمل نميکننداما در نور خوب ميتوانيد عکسهاي خوبي بگيريد.







راهنماي خريد دوربين dslr


در اينجا به مزيت هاي دوربين DSLR اشاره ميکنيم:


قابليت تغيير لنز و عمق دادن به ميدان:
 براي دوربين هاي DSLR ميتوانيد رنج ها ي مختلفي از لنزها را تهيه کنيد اما دوربين موبايل يا دوربين هاي معمولي اينطور نيست .
اگر به اين فکر ميکنيد که چرا به لنزهاي مختلف نياز خواهيد داشت اين عکس ها را ببينيد:
شما نميتوانيد اين عکس ها را با دوربين معمولي بگيريد. مزيت ديگر به نام عمق ميدان شناخته ميشود .
دوربين DSLR به شما اجازه ميدهد که عمق ميدان را تغيير دهيد و ميتوانيد ميزان تاري بک گراند را کنترل کنيد که با نام بوکه شناخته ميشود.


عکس با کيفيت بهتر.
دوربين DSLR سنسور هاي زيادي دارد که باعث ميشود نويزهاي کمتر، و سرعت بيشتر شود در نتيجه کيفيت عکس بالاتر ميرود.







lense camera 1 - راهنماي خريد دوربين DSLR







lense camera 2 - راهنماي خريد دوربين DSLR







bird - راهنماي خريد دوربين DSLR







  • سرعت شاتر و فو:
    دوربين DSLR ميتواند سريعا فو کند و در يک ثانيه چندين شات بگيرد .
    تا به حال سعي کرده ايد با دوربين معمولي از پرواز يک پرنده عکس بگيريد؟
    سوژه هايي که در حال حرکت هستند موارد سختي براي عکس انداختن هستند چون دوربين معمولي سرعت شاتر کمتري دارد.

  • همان چيزي که ميبينيد را عکاسي ميکنيد:
    در دوربين DSLR از لنز به سوژه نگاه ميکنيد اين مورد در لنزهاي long telephoto کاربردي است چون ميتوانيد به خوبي روي سوژه فو کنيد.

  • روش هاي زياد براي کنترل دوربين:
    گرچه دوربين هاي معمولي مثل موبايل، جديدا گزينه هاي زيادي براي کنترل manual دارند اما دوربين هاي DSLR بيشترين توانايي را براي کنترل دوربين دارند.
    ميتوانيد همه چيز را شخصي سازي کنيد و لايه هاي مخصوص به خود را بسازيد .






راهنماي خريد دوربين DSLR : انواع دوربين


حالا پيشنهاد ما چيست؟ خب جواب نميتواند کوتاه باشد چرا که انواع زيادي از DSLR الان وجود دارد.
از سطوح مبتدي گرفته تا حرفه اي که ويژگي ها و قابليت هاي زيادي دارند.


به طور کلي در سه دسته هستند: آماتور، نيمه حرفه اي، حرفه اي.
برندهاي مختلف ممکن است کلاس بندي متفاوتي داشته باشند اما اين سه دسته در اکثر برندها وجود دارد .
خب بياييد در مورد اين دسته ها سريع صحبت کنيم.








camera 2 - راهنماي خريد دوربين DSLR




آماتور :


از اسمشان هم مشخص است، دسته آماتور براي تازه کار هاست که قابليت ها و ويژگي هاي حداقلي مد نظرشان است.
اين دسته از همه مقرون به صرفه تر است و براي تازه کارها بسيار مناسب است
مانند مدل هاي T3i ،Nikon D3200/D5300, Sony Alpha A3000.







camera - راهنماي خريد دوربين DSLR




نيمه حرفه اي :


دسته بعدي “نيمه حرفه اي” است و براي کساني که بين اماتورها و حرفه اي ها قرار دارند مناسب است .
از اماتور امکانات بيشتري دارد :
Canon EOS 60D, Nikon D7100/D300s, Sony Alpha A77.







camera 1 - راهنماي خريد دوربين DSLR




حرفه اي :


اخرين دسته ” حرفه اي” است که از اسمش پيداست که براي عکاس هاي حرفه اي ست
و بيشترين قابليت ها را دارد بهترين سرعت، ساختار و سنسورها و سيستم فو را داراست
اين دسته قيمت بالايي دارند مانند دوربين هاي :
Canon EOS 5D Mark III/EOS 1D X, Nikon D800/D4, Sony Alpha A99.















راهنماي خريد دوربين DSLR : هزينه


سايت هايي وجود دارند که بر اساس بودجه شما، انتخاب هاي موجود را به شما معرفي ميکنند.
شخصا فکر ميکنم اينکار هدر دادن زمان و پول است
شما نميدانيد چه بودجه اي بايد پرداخت کنيد و افراد مختلف بودجه هاي مختلفي دارند بنابراين چطور ميتوانيد بودجه تعيين کنيد؟
اگر پولدار هستيد به اين معني است که بايد يک دوربين حرفه اي بخريد؟
نه! بعد از استفاده از دوربين معمولي، سراغ دوربين حرفه اي رفتن بسيار پيچيده خواهد بود
و ما تضمين ميکنيم که نميتوانيد به درستي از آن استفاده کنيد بنابراين نبايد پولتان را هدر دهيد.
نگران بودجه و قابليت ها نباشيد اگر تا به حال دوربين DSLR نداشته ايد يک دوربين آماتور بخريد
و همه چيزهايي که تا الان در مورد آن شنيده ايد فراموش کنيد اگر تا به حال تجربه عکاسي نداشته ايد،بايد چيزهاي زيادي ياد بگيريد.


بايد کار کردن با سه چيز را ياد بگيريد:ديافراگم،سرعت شاتر و ISO .
وقتي که عکسهاي زيادي گرفتيد و قابليت هاي دوربينتان را ياد گرفتيد، ميتوانيد دوربينتان را بفروشيد و يک دوربين نيمه حرفه اي يا حرفه اي بخريد .
دوربين هاي DSLR خوب ميمانند و خراب نميشوند.
اگر دوربينتان را خوب نگه داريد کنيد، راحت هم آن را ميفروشيد.











iso camera - راهنماي خريد دوربين DSLR
















camera brand - راهنماي خريد دوربين DSLR






راهنماي خريد دوربين DSLR : برند


خب حالا سراغ سوال بعدي ميرويم ، من چه برندي بايد بخرم؟
ميتوانيد از برندهاي Canon, Nikon, Sony, Pentax, Olympus, FujiFilm و يا ساير برندها استفاده کنيد.
اين سوال مهمي است چون روي خريدهاي بعدي شما هم اثر ميگذارد
چون وقتي اولين دوربين DSLR را ميخريد و عکاسي را جدي ميگيريد، کار همانجا تمام نميشود.
براي اينکه عکسهاي بهتري بگيريد،به ابزارهاي بيشتري نياز خواهيد داشت، و بايد هزينه صرف آن کنيد.
براي شروع نياز به يک کيف مناسب داريد تا دوربين و لنزهايتان را نگه داريد و يک باتري اضافه و يک کارت حافظه اضافه.
وقتي که کار با دوربينتان را ياد گرفتيد، محدوديت هاي دوربينتان را کشف خواهيد کرد
و به ابزارهاي بيشتري نياز خواهيد داشت مانند لنزها؛ ها،فلاش و …اين ابزارها زماني به شما کمک ميکنند عکس هاي بهتري بگيريد که بدانيد چطور از آنها استفاده کنيد.







راهنماي خريد دوربين DSLR : مقايسه برند کنون و ني


چرا برند مهم است؟ چون هر برند ابزارهاي خود را توليد ميکند.
نميتوانيد لنز Nikon را روي دوربين Canon استفاده کنيد.
يعني اگر دوربين Canon ميخريد فقط ميتوانيد از لنزهايي استفاده کنيد که با آن
مطابقت داشته باشد اين مورد براي بقيه ابزارها مانند فلاش و باتري و صادق است.
برندتان را با دقت انتخاب کنيد چون سوييچ کردن از يک برند به برند ديگر سخت و زمان بر است.


مقاله هاي زيادي براي مقايسه Nikon و Canon هست و وقتي در مورد اين موضوع تحقيق ميکنيد به هيچ جايي نخواهيد رسيد.
در فرم هاي زيادي در اين مورد زياد بحث ميکنند و به نتيجه اي نميرسند
اينجا نکاتي هست که شايد به شما کمک کند انتخاب کنيد . البته اينها نظرات ما است:



  • ارگونومي Nikon قوي تر از Canon است. بعضي افراد ميگويند Nikon توسط عکاس ها ساخته شده اما Canon توسط مهندس ها.

  • استفاده و يادگيري Nikon راحتتر است مخصوصا براي تازه کارها

  • دوربينهاي Nikon، قابليت Auto ISO دارند که بهتر از Canon کار ميکند

  • Nikon سيستم فو بهتري دارد

  • Canon بيشتر در دسترس است که اين موضوع مهمي است

  • Canon ارزان تر است

  • Canon انتخاب هاي بهتري براي لنز ها به شما ميدهد و در بازار در دسترس است







canon nikon - راهنماي خريد دوربين DSLR









راهنماي خريد دوربين DSLR : ابزار هاي لازم


چه ابزارهاي ديگري همراه با دوربين بايد بخرم؟
در اينجا دو ليست ” ضروري” و “اختياري” به شما ميدهيم:


راهنماي خريد دوربين DSLR : ابزار هاي ضروري :



  • کيف دوربين که دوربين و لنزهاي شما را نگه ميدارد.
    Lowepro و Tamrac کيفهاي خوبي براي افراد مبتدي تا حرفه اي دارند.

  • حداقل يک باتري اضافي براي دوربين

  • حداقل يک کارت حافظه اضافي با حجو 2 گيگ يا بيشتر .
    Sandisk و Lexar سريعترين کارت هاي حافظه را ارائه ميدهند.

  • تميز براي محافظت از لنز، هم Canon و هم Nikon گزينه هاي خوبي در اختيارتان ميگذارند.

  • کيت تميز کردن لنز. جنس هاي microfiber براي تميز کردن بسيار مناسب هستند.
    هيچ به اندازه اثر چربي دست شما روي لنز عکس را خراب نميکند من خودم از Nikon’s lens cleaner kit استفاده ميکنم شما ميتوانيد از موارد ديگر هم استفاده کنيد

  • پاک کننده پرد و خاک از لنز و سنسورهاي دوربين . من هرجا که ميروم ان را با خودم ميبرم






راهنماي خريد دوربين DSLR :موارد اختياري:



  • يک يا چند يونيت فلاش. يک يونيت فلاش ضروري است اگر ميخواهيد در نور کم و در محيط داخلي عکاسي کنيد.
    فلاش خود دوربين همان کاري را ميکند که دوربين معمولي ميکند و شما اين را نميخواهيد.
    فلاش جانبي به شما اجازه ميدهد نور را همان قسمتي که ميخواهيد بتابانيد و روي نور کنترل بيشتري خواهيد داشت.

  • سه پايه محکم، براي عکاسي landscape و عکاسي در شب.
    Bogen/Manfrotto و Gitzo انتخاب هاي خوبي به شما پيشنهاد ميکنند

  • دايره اي . Canon و Nikon پيشنهادهاي خوبي ميدهند.
    77mm B+W Kaeseman MRC که يکي از بهترين هايي است که ميتوانيد بخريد .

  • لنزهاي خاصي مانند Macro, Fisheye يا Telephoto به شما اجازه ميدهند عکاسي مختلفي را تجربه کنيد .
    مثلا اگر ميخواهيد از پرنده ها يا چيزهاي کوچک عکاسي کنيد لنزهاي telephoto نياز است تا عکس خوبي از آب دربيايد.










mg pixel - راهنماي خريد دوربين DSLR






راهنماي خريد دوربين DSLR : مگاپيکسل چيست؟


تا به حال در مورد مگا پيکسل شنيده ايد؟ همه کارخانه ها اين نوع دوربين ها را دارند
اما اين يک ابزار تبليغاتي است اگر دقت کنيد مردم ترجيح ميدهند دوربين هايي را
بخرند که مگاپيکسل بيشتري داشته باشد چون فکر ميکنند در اين صورت عکسها
جزييات را بهتر نمايش ميدهند اما اين غلط است چون sharpness هيچ ارتباطي
به تعداد پيکسل ها ندارد اگر با دوربين 12 مگا پيکسل بد فو کنيد تصوير
تار خواهد شد و زمان چاپ بدتر از يک دوربين با 6 مگاپيکسل خواهد بود.
مگا پيکسل فقط براي حرفه اي ها اهميت دارد چون وقتي عکس را ميفروشند، پرينت کردن در ابعاد بزرگ اهميت پيدا ميکند.
خلاصه اينکه موقع خريد دوربين مگاپيکسل را فراموش کنيد.
الان شما حرفه اي نيستيد بعدا به مرور حرفه اي ميشويد.







راهنماي خريد دوربين DSLR


از کجا بايد اولين دوربينم را بخرم؟
از هرجايي که ميخريد بايد حواستان باشد که کلاه سرتان نگذارند.
بهترين منابع و کتاب ها براي يادگيري عکاسي چيست؟
بهترين کتاب براي عکاسي ديجيتال Understanding Exposure نوشته Bryan Peterson است.
براي شروع به شما کمک زيادي ميکند تمام تکنيک هاي پايه و بعضي تکنيک هاي پيشرفته را پوشش ميدهد
براي تمرين، تمام چيزهايي که ياد ميگيريد را امتحان کنيد کتاب هاي ديگري از Ansel Adams, Joe McNally وScott Kelby هم هست که ارزش خواندن دارند.
علاوه بر کتاب ها، وب سايت هاي زيادي هستند که اطلاعات خوبي در مورد عکاسي ميدهند :



  1. The Luminous Landscape

  2. Digital Photography Review

  3. Joe McNally’s Blog

  4. Photo.net
    عکاسي در مورد اين است که چطور عکس بگيريد بسيار از عکاسان با اين
    موافق اند چون افراد زيادي هستند که فکر ميکنند عکس هاي عالي در گرو تجهيزات گران قيمت است.
    دوربين فقط يک ابزار در دست شماست. اين خلاقيت شماست که ميتواند عکسهاي فوق العاده بسازد .
    اميدواريم اين راهنما به شما کمک کند اولين دوربين DSLR خود را بخريد.





book - راهنماي خريد دوربين DSLR

منبع :سايت پويا انديش









پيشگام عکاسي رنگي فرد هرتسک: عکاسي که دير شناخته شد



 


تصوير 1. فرِد هِرْتْسُک. نشانه‌ي سليقه‌ي خوب، پُرتلند، 1959


 


 


فرِد هِرْتْسُک [1] (1930 – 2019) عکاس خياباني و از پيشگامان عکاسي رنگي است که آوازه‌اش خيلي دير و پس از هفتاد سالگي بر سر زبان‌ها افتاد. بخش عمده‌ي عکس‌هاي او، عکس‌هايي است که او در خيابان‌هاي ونکوور کانادا تهيه کرده است. او مدتي پيش و همزمان با درگذشت يکي ديگر از عکاسان مهم جهان، رابرت فرانک، در 88 سالگي از دنيا رفت. در اين مقاله قصد داريم به زندگي و دوران کاري اين عکاس مهم نگاهي داشته باشيم و اهميت آثار او را بررسي کنيم.


 


 


تصوير 2. فرد هرتسک. مردي با دست بانداژشده، 1968

 


 


هرتسک در 21 سپتامبر 1930 در شهري حوالي اشتوتگارت در جنوب آلمان به دنيا آمد. او در يازده سالگي و در اثناء جنگ جهاني دوم، مادر و پنج سال بعد پدرش را از دست داد و در غياب عشق و محبت والدين با خيابان‌هاي شهر آشنا شد.


هرتسک در سال 1952 آلمان را به مقصد مانتريال و سپس ترانتو در شرق کانادا ترک کرد. او در آنجا با عکاسي با نام فرو شِلي آشنا شد. آنها هم‌خانه و تاريکخانه‌اي را با يکديگر شريک بودند. به هر حال، هرتسک در اين دوران تمايل چنداني به عکاسي نداشت. او ترانتو را ناجور و زشت يافته بود، «چرا که هنوز نمي‌دانستم چطور مي‌توان صحنه‌هاي زشت را به عکس‌هاي زيبا تبديل کرد.»


او در سال 1953 به ونکوور در ساحل غربي کانادا نقل مکان کرد و در آنجا به شرکت کشتيراني يوني‌ين استيم‌شيپس ملحق شد و کار روي کشتي‌هاي بخار را آغاز کرد. او در آنجا با گرهارت بلومه آشنا شد، کسي که تأثير زيادي روي او داشت. هرتسک از طريق او با ادبيات، سياست، اقتصاد، علوم، فلسفه و مذهب آشنا شد. او تحت تأثير نويسندگاني چون گوستاو فلُبر و جام دُس‌پَسُس تلاش کرد که زندگي مدرن را در عکس‌هايش نشان دهد.


هرتسک پس از سه سال کار در کشتي، به‌عنوان عکاس پزشکي در بيمارستان سنت‌پُل استخدام شد. چند سال بعد و در سال 1961 او رئيس بخش عکس/فيلم دپارتمان ارتباطات زيست‌پزشکي در دانشگاه بريتيش کلمبيا شد. هرتسک از اواخر دهه‌ي 1960 تدريس عکاسي در دانشگاه‌هاي بريتيش کلمبيا و سايمن فريزر را آغاز کرد.


 


 


تصوير 3. فرد هرتسک. گرانويل-رابسن، 1959

 


 


اگر چه هرتسک در اين دوران بيشتر براي عکاسي و فيلم‌هاي پزشکي‌اش تمجيد شده است (او در سال 1987 برنده‌ي جايزه‌ي عکاس سال پزشکي کانادا شد. هرتسک به‌شوخي شاهکارش را فيلمي با نام «معاينه‌ي » مي‌داند، فيلمي که «با اختلاف عاريه‌گرفته‌شده‌ترين فيلم در کتابخانه‌ي آنجاست.») اما مهمترين جنبه‌ي کار عکاسي هرتسک عکس‌هاي رنگي‌اي است که او طي نيمه‌ي دوم قرن بيستم در خيابان‌هاي شهر ونکوور تهيه کرده است.
او در کتاب «فرد هرتسک: عکس‌ها – 2011» [2] نوشته است که «من عاشق بنادر، فرودگاه‌ها، خيابان و مردم هستم.» «شهر را به خاطر حقايق تلخش دوست دارم. من عکاس خبري نيستم. شانس اين کار را نداشته‌ام. اما طوري عکاسي مي‌کنم که انگار ژورناليست هستم و سوژه‌ام شهر ونکوور است.»


 


 


تصوير 4. فرد هرتسک. آتش‌سوزي، انگليش بِي، 1981

 


 


هرتسک هنگام اوقات فراغتش کتاب‌ها و مجلات عکاسي را مطالعه مي‌کرد و به عکاساني مثل واکر اونز، آوگوست زاندر، اوژن اتژه و رابرت فرانک علاقه داشت (او و رابرت فرانک دقيقاً در يک روز از دنيا رفتند طوري که خبر درگذشت فرانک کمابيش خبر فوت او را تحت‌الشعاع قرار داد).


هرتسک با اسلايدهاي رنگي کُداکروم عکاسي مي‌کرد. يکي از سختي‌هاي کار با کداکروم حساسيت پايينش به نور بود که مي‌توانست عکاسي خياباني را، که معمولاً به سرعت بالاي شاتر نياز دارد، با مشکل مواجه کند. به هر حال، اين فيلم گزينه‌ي مطلوبي براي ثبت تنوع رنگي بافت شهر مدرن، انبوه تابلوهاي تبليغاتي و دگرگوني‌هاي آب‌وهوايي ونکوور بود.


 


 


تصوير 5. فرد هرتسک. پرده‌ها، 1972

 


 


عکاسي رنگي در آن زمان جايي در دنياي عکاسي جدي نداشت. هرتسک در سال 2011 به رومه‌ي جُرجيا استرِيت گفته بود که «شگفت‌انگيز است که وقتي عکاسي رنگي را در سال 1957 آغاز کردم، هيچ کسي وجود نداشت که بتوانم از او تقليد کنم. هيچ کسي!» و شرايط عکاسي رنگي در آن دوران را اين گونه توصيف کرده است: «درست همان طور که مي‌دانيم آزادي و ماهي سلمن تازه‌صيدشده چيزهاي خوبي هستند، مي‌دانستيم که رنگ صرفاً براي چيزهاي زيبا و تماشايي به کار مي‌رود. مناظر، قوها، گل‌ها، غروب خورشيد، درختان کهنسال و شمع‌هاي روشن. اگر هر چيز ديگري غير از اين‌ها به‌صورت رنگي عکاسي مي‌شد تعجب همه را برمي‌انگيخت.»


 


 


تصوير 6. فرد هرتسک. دو زن، محله‌ي چيني‌ها، 1968

 


 


در آن دوران عکاسي سياه و سفيد تنها رسانه‌ي عکاسي مستند و هنري بود و عکاسي رنگي مختص به کارهاي تبليغاتي و سطح پايين تلقي مي‌شد. حتي برخي از شناخته‌شده‌ترين عکاسان آن دوران، سال‌ها پس از گسترش کاربرد عمومي فيلم‌هاي رنگي در عکاسي، همچنان نگاهي منفي به عکاسي رنگي داشتند. به‌عنوان مثال، واکر اونز در سال 1969 اين عقيده را داشت که «اين چهار کلمه‌ي ساده را بايد زير لب زمزمه کرد: عکاسي رنگي مبتذل است.»[3]


در واقع، هرتسک خيلي پيش از پذيرش رنگ در حوزه‌ي عکاسي جدي و جلوتر از عکاسان رنگي مشهوري چون ويليام اگلستن[4]، استيون شر[5] و جوئل مايرُويتْس[6]، کساني که بسياري آنها را پيشگام عکاسي رنگي دانسته‌اند، و کمابيش همزمان با سُل لايتر[7] عکاسي رنگي را شروع کرد. با اين حال، او طي دوران طلايي کاري‌اش (بين سال‌هاي 1957 تا 1963) شناخته و مشهور نشد. کارهاي او در دهه‌ي 1960 در شمار اندکي از نمايش‌هاي گروهي از جمله گالري ملي و گالري هنر ونکوور به نمايش درآمدند و عکس‌هاي او در اين دوران بيشتر به‌شکل نمايش‌هاي اسلايدي در خانه‌اش، انجمن‌هاي عکاسي و گهگاهي در کلاس‌هايش به نمايش درمي‌آمدند.


طي گذر سال‌ها بسياري از عکس‌هاي خياباني او صدمه ديده و نابود شدند، اما با ورود به هزاره‌ي سوم، بازيابي ديجيتالي عکس‌هاي او به نقطه‌ي عطف دوران کاري هرتسک در سال 2007 انجاميد: نمايشگاه انفرادي آثار او در گالري هنر ونکوور با نمايش بيش از صد اسلايد رنگي او که از حدود 80 هزار عکس در آرشيو شخصي‌اش از عکس‌هاي دهه‌هاي 1950، 1960 و 1970 انتخاب شده بودند.


 


 


تصوير 7. از کتاب «فرد هرتسک: رنگ مدرن» (2017)

 


 


اين نمايشگاه تأثير مهمي در شناساندن عکس‌هاي هرتسک به جهان به‌عنوان آثار پيشگام در عکاسي رنگي داشت. بعد از اين نمايشگاه کتاب‌هايي از عکس‌هاي او منتشر شدند. ديويد کمپني در کتاب «فرد هرتسک: رنگ مدرن – 2017» [8] نوشت که «اين عکس‌ها نه آن «نگاه مثبتي» که مسئولان شهري به‌دنبالش بودند را داشتند و نه نگاه منفي.» «آنها حاصل نگاه حساب‌شده، حواس‌جمع و کاملاً گشاده‌دستِ يک مشاهده‌گر متفکر هستند. در تاريخ عکاسي شمار بسيار معدودي را مي‌توان يافت که به پاي غناي پرتره‌هاي شهري هرتسک رسيده باشند.» جف وال در ونکوور مگزين درباره‌ي او نوشت که «فکر نمي‌کنم اکنون بتوانيم عکاسي مثل فرد هرتسک داشته باشيم.»


 


 


تصوير 8. فرد هرتسک. خيابان گرانويل از پل گرانويل، 1966

 


 


هرتسک به موضوعاتي مثل تابلوهاي تبليغاتي، رهگذران، ويترين مغازه‌ها، کودکان و بندر کشتي‌راني توجه ويژه داشت. انبوه تابلوهاي تبليغاتي در عکس‌هاي رنگي او از رنگ و فرم جديد فضاي مدرن خبر مي‌دهند. او غالباً در هيأتي نامحسوس و با فاصله از مردم اطرافش عکاسي مي‌کرد. توجه او به کودکان در سطح شهر يادآور عکس‌هاي هلن لِويت[9] است، عکاسي او از ويترين مغازه‌ها و کاسبان از علاقه‌ي او به آثار اوژن اتژه[10] و آوگوست زاندر[11] خبر مي‌دهند و عکس‌هايش در لنگرگاه از تجارب کاري‌اش در کشتي‌راني. همچنين، عکس‌هاي پرتعداد او از اتومبيل‌ها حاکي از علاقه و توجه او به اين مرکب‌هاي رنگارنگ شهري است که در کنار تابلوهاي تبليغاتي، به شهر رنگ مدرنيته زده‌اند.


 


 


تصوير 9. فرد هرتسک. جک‌پات، 1968

 


 


افزون بر عکس‌هاي متعدد هرتسک از نمادهاي شهر مدرن، او پرتره‌هاي متعددي از انسان‌هاي سطح شهر تهيه کرده است که نشان از نگاه همدلانه‌ي او دارند. تارا نگ در پايان‌نامه‌اش (2016) [12] درباره‌ي هرتسک نوشته است که عکس‌هاي او در محله‌هاي فقيرنشين و به‌حاشيه‌رفته، نگاهي انسان‌گرايانه به طبقه‌ي کارگر شهر ونکوور است. در دوران شکوفايي سرمايه‌داري، تصويري که رومه‌ها از اين افراد ساخته بودند تصوير آدم‌هاي مست، مجرم، منحرف و لاابالي بود، کساني که شرايط‌شان حاصل «ضعف شخصيتي‌شان» است. هرتسک با نگاه انساني و همدلانه‌اش به اين طبقه، تصوير متفاوتي از آنها ارائه داده است.


 


 


تصوير 10. فرد هرتسک. خودنگاره، 1959

 


 


فرد هرتسک طي قريب به پنج دهه فعاليت عکاسي ده‌ها هزار عکس از خود باقي گذاشت. عکس‌هاي رنگي او از تابلو‌هاي شهري، ماشين‌ها و رهگذران کاوشي کم‌نظير در مدرنيته‌ي شهري و نگاهي همدلانه به انسان‌ها هستند. اگر چه عکس‌هاي خياباني او تا مدت‌ها ناشناخته باقي ماندند و اين باعث شد شهرت او در عکاسي به دهه‌ي پاياني عمرش محدود شود و جايي در کتاب‌هاي تاريخ عکاسي و هنر نيابد، اما اکنون بايد او را از پيشگامان کاربرد جدي رنگ در عکاسي در نظر گرفت. هرتسک با متانت و فروتني، شهرت ديرهنگامش در عکاسي را در مجله‌ي تايم (2011) اين گونه توصيف کرده است: «دير آمدنم باعث شد که روي انگشت کسي پا نگذارم.»


 


 


تصوير 11. فرد هرتسک. بعدي شماييد، 1959

 


 


تصوير 12. فرد هرتسک. مرد سياه‌پوست، 1958

 


 


تصوير 13. فرد هرتسک. خانواده، 1967

 


 


تصوير 14. فرد هرتسک. پسران روي شيرواني، 1962

 


 


تصوير 15. فرد هرتسک. پسران در حال کشتي گرفتن، 1969

 


 


تصوير 16. فرد هرتسک. مکزييتي و شورولت، 1963

 


 


تصوير 17. فرد هرتسک. دو ماشين سفيد در کوئيبک، 1969

 


 


تصوير . فرد هرتسک. لنگرگاه، 1960

 


 


تصوير 19. فرد هرتسک. خيابان گرانويل، 1960

 


 


پي‌نوشت‌ها:
[1] Fred Herzog
[2] Fred Herzog: Photographs
[3] رجوع کنيد به thefallmag.com
تاريخ دسترسي: 1 مهر 1398
جالب است که بعد از اين نقل قول، طولي نکشيد که اونز به عکاسي رنگي پلاريد روي آورد.
[4] William Eggleston
[5] Stephen Shore
[6] Joel Meyerowitz
[7] Saul Leiter
[8] Fred Herzog: Modern Color
[9] Helen Levitt
[10] Eugène Atget
[11] August Sander
[12] رجوع کنيد به spectrum.library.concordia.ca
منبع : سايت عکاسي










 


بيش از يک سده از زماني که عکاسان سعي داشتند خود را به هنر جدي نزديک کنند مي‌گذرد. از اواخر سده‌ي نوزدهم پيکترياليست‌ها تمهيداتي اتخاذ کردند تا کارهاشان منزلتي هم‌پايه‌ي نقاشي يابد (تصوير 1). آن‌ها از وضوح عکس کاستند، سطح عکس را دستکاري کرده و شيوه‌هاي چاپ بديل را آزمودند.


به هر حال، با ظهور جنبش مدرنيستي ارزش‌هاي ساختن و اثر دست هنرمند کنار رفت و، امروز، در عصر ديجيتال، که عکاسي به امري همگاني بدل شده و هر کسي مي‌تواند با ابزاري کوچک و فشردن تنها يک دگمه به‌دور از محدوديت‌هاي فني کمابيش در هر جايي عکاسي کند، امر ساختن و ماديت تصوير در دنياي هنرهاي عکس‌مبنا ارزشي تازه يافته است.


اينک ماديت عکس نه صرفاً راهي براي يافتن منزلت هنري که مي‌تواند تمهيدي براي خلاقيت و بيان هنري باشد. اگر چه فناوري ديجيتال تأثيرات قابل توجهي بر دنياي عکاسي داشته و به فراگيري شکل‌هاي عامه‌پسند عکاسي انجاميده است (جريان‌هايي که مي‌توان آنها را در پايگاه‌ها و شبکه‌هاي اجتماعي مشاهده کرد)، با اين حال برخي هنرمندان حوزه‌ي تصوير با همراهي با فناوري‌هاي ديجيتال و از بين بردن شکاف ميان کاربرد ابزارهاي همگاني عامه‌پسند و توليد هنر جدي، ظرفيت‌هاي خلاقيت و بيان هنري را کاويده‌اند.


 


 


تصوير 1. ادوارد استايکن. برکه—مهتاب، 1904

 


 


دَن برْک‌هُلْدر [1] (متولّد 1950) از نخستين عکاسان فاين‌آرت است که به فناوري ديجيتال روي آورده و تلفن هوشمند را در حکم گزينه‌اي جدي براي توليد هنر به کار برده است (تصوير 2). او در سال 1992، دوراني که پيوند چنداني ميان هنرمندان و فناوري ديجيتال وجود نداشت، «نگاتيوهاي ديجيتالي» تهيه و آنها را در تاريکخانه به عکس پلاتين، نوعي فناوري قرن نوزدهمي براي چاپ عکس، تبديل کرد. برْک‌هُلْدر با تکيه بر ابزارهايي که امروز در دست بسياري مي‌توان ديد، از جمله تلفن همراه و دوربين‌هاي کوچک، کارهاي خلاقانه‎اي را شکل داده که بيشتر يادآور آثار پيکترياليستي سدهي نوزدهمي هستند تا عکس‎هاي به اشتراک گذاشته شده در شبکه‎هاي اجتماعي.


او به‌سبک نقّاشان پلَن آر [2] (فضاي باز)، اثر خود را «در محل» و با انواع برنامه‌هاي ديجيتال پردازش کرده و از طريق فرآيندهاي چاپ نامتعارفي مثل چاپ پلاتين/پالاديم و کاربرد کاغذهاي پوستي و ورق طلاي 24 عيار، به تصاوير ديجيتال خود ماديت پيکترياليستي مي‌بخشد. برْک‌هُلْدر با تجربه‌گري‌هايش موفق به ابداع فرآيندهاي چاپ رنگ روي پلاتين [3] در سال 2001 (تصوير 3) و چاپ پلاتين روي ورقه‌ي طلا [4] در سال 2007 (تصوير 4) شده است.


آثار نوآورانه‎ي او از مناظر طبيعي با کيفيات فرم‎گرايانه و وزن عاطفي‌شان ارجاعي هستند به آثار نقاشان پلَن آر، مشخصاً کارهاي نقاشان مکتب هادسن ريوِر (تصوير 8) در اواسط سده‌ي نوزدهم، و عکاسان پيکترياليست اواخر سده‌ي نوزدهم و اوايل سده‌ي بيستم، و بازتابي از نگرش او: «دغدغه‌ي من در عکس‌هايم بيشتر صداقت عاطفي است تا صداقت ‌اين‌هماني. کار من اين است که به زيبايي و جذّابيت بصري واکنش نشان دهم و عکسي تهيه کنم که احساساتم درباره‌ي سوژه را به بيننده منتقل کند.» [5] برْک‌هُلْدر همچنين در نقش معلم با برگزاري کارگاه‌ها و آموزش شيوه‌هاي کاري خود، به اشاعه‌ي اين فلسفه‌ي زيبايي‌شناختي و پيوند ميان دو حوزه‌ي ظاهراً ناهمگون عکاسي ديجيتال و فرآيندهاي قديمي عکاسي کمک کرده است.


 


 


تصوير 2. دَن برْک‌هُلْدر. کاه‌انبار و درختان در برف (عکاسي با گوشي iPhone)

 


 


تصوير 3. دَن برْک‌هُلْدر. برجي در بهار، نيويورک (فرآيند رنگ روي پلاتين)

 


 


برْک‌هُلْدر تکنيک رنگ روي پلاتين را نخستين بار در سال 2001 به کار برد. او نخست عکس رنگي را با استفاده از جوهر رنگي آرشيوي روي کاغذ پنبه‌اي چاپ مي‌کند. اين عکس سپس به تاريکخانه رفته، با ماده‌ي حساس پلاتين/پالاديم آغشته شده و زير نور فرابنفش با نگاتيو ديجيتالي نوردهي مي‌شود. مايه‌هاي پلاتين عکس را کامل کرده و نتيجه‌ي کار، نوعي عکس پلاتين با لايه‌ي رنگي رقيق است. تلفيق اين دو ماده‌ي متمايز، پالت رنگي منحصربه‌فردي به دست مي‌دهد.


 


 


تصوير 4. دَن برْک‌هُلْدر. نيوبرگ، پل بيکن روي رودخانه‌ي هادسن (فرآيند پلاتين/پالاديم روي ورق طلا)

 


 


برْک‌هُلْدر اين تکنيک را نخستين بار در سال 2007 به کار برد. سطح پوستي نخست به‌صورت دستي با پلاتين/پالاديم آغشته شده و سپس نگاتيو ديجيتال زير نور فرابنفش نوردهي شده و ظاهر مي‌شود. ورق طلا به پشت عکس نهايي اضافه شده و جلادهي مي‌شود تا سطحي نيمه‌شفاف پيدا کند.


 


 


تصوير 5. دَن برْک‌هُلْدر. جاده‌ي منتهي به صومعه، روماني، 20 – 2019

 


 


تصوير 6. دَن برْک‌هُلْدر. کاه‌انبار و برکه در پاييز، هادسن ريوِر وَلي

 


 


تصوير 7. دَن برْک‌هُلْدر. پل، کَتسکيل

 


 


تصوير 8. تامس کُل [6]. منظره‌اي از کَتسکيل—اوايل پاييز، 36 – 37. روغن روي بوم. 99.1 در 160 سانتي‌متر.

 


 


مناظر پيرامون خانه‌ي برْک‌هُلْدر در پَلن‌ويل نيويورک منبع الهام نقاشان مکتب نقاشي هادسن ريوِر، از جمله تامس کل، بود. عکس‌هاي او از نواحي پيرامون رودخانه‌ي هادسن، بزرگداشت اين نقاشان و بازتابي هستند از رابطه‌ي رمانتيک‌شان با طبيعت.


پانويس‌ها:


منبع :سايت عکاسي


 


 


[1] Dan Burkholder
[2] plein air، نقاشي در محل به‌جاي استوديو. اين سبک نقاشي در سده‌ي نوزدهم ميان مکاتب نقاشي رمانتيک، از جمله مکتب هادسن ريوِر، و امپرسيونيست‌ها اهميت يافت.
[3] pigment over platinum print
[4] platinum over gold leaf print
[5] Robert Hirsch, Transformational Imagemaking: Handmade Photography Since 1960 (New York and London: Focal Press, 2014), 165.[6] Thomas Cole (01 – 48)







يک عکس، يک عکاس: هلنا، درِک ريجرز



 


Helena, Sloane square by Derek Ridgers (1982)


 


 


اين تصوير، عکاسي مد خياباني را در اوج آن نمايش مي‌‌دهد؛ مي‌‌توان گفت چکيده‌ي يک دوره از تاريخ سبک پوشش را در خود جاي داده است بدون آنکه از سوژه‌‌اش بهره‌‌کشي کند. قدرت عکس به سبب انتخاب آگاهانه‌ي سوژه و شيوه‌ي کادربندي آن است؛ عکاس با استفاده از کادر بسته و برش(کراپ) تنِ مدل، توجه ما را تنها بر روي چهره و سرپوش او متمرکز مي‌‌کند. گويي هلنا در اين عکس يک الهه‌ي مد خياباني است، در حقيقت او به شکل بانوي جواني با هويت فردي مستقل نمايانده شده، نه به شکل زني که نماينده‌‌ي نوعي از يک طبقه يا جامعه‌اي خاص است. ريجرز علاوه بر دقت در نمايش لباس هلنا، به نگاه مستقيم و نافذ او توجه کرده است. نتيجه‌ي به‌دست آمده، نه صرفاً يک عکس مد، بلکه يک پرتره‌ي مستند گيرا در خيابان است.


 


 


درِک ريجرز، عکاس ساکن لندن، در اواخر دهه‌ي 70 ميلادي به خرده فرهنگ‌‌هاي سبک‌‌هاي جديد پوشش علاقه‌‌مند شد. جوانان زيبايي که او از آنها عکاسي مي‌کرد خلاق بودند، به مدها عشق مي‌ورزيدند، و لباس‌‌ها و زيورآلات خود را در ترکيب‌‌هاي غريب و تازه مي‌‌پوشيدند و چه بسا خود آنها را طراحي مي-کردند و مي‌‌دوختند تا سليقه و ذوق فردي خود را به نمايش بگذارند. آنها عضو يک گروه مد و سبک پوشش مستقل بودند که به شکل اختصاصي براي ريجرز مدل مي‌‌شدند. بايد دقت کرد که اين عکس حاصل همکاري بين عکاس و سوژه است – به اين معني که هر دو آنها از هدف و خواست يکديگر خبر دارند – امري که موجب مي‌‌شود ريجرز شاهد و راوي دوراني قابل‌‌توجه از فرهنگ بريتانيايي باشد.


 


 


 


 



منبع:akkasee.com



اعتراض نقاب‌پوشان در هنگ‌کنگ



 


لُرن کرادرز (Lauren Crothers) عکاسي که در هنگ‌کنگ بزرگ شده و اکنون در نيويورک ساکن است، براي مستند کردن اعتراضات اخير در کشورش عليه لايحه‌ي استرداد مجرمان به چين، عازم هنگ‌کنگ شده است. تظاهرات عليه اين لايحه به جنبشي گسترده‌ براي طرفداران دموکراسي تبديل شد. کرادرز در اين گزارش درباره‌ي سفرش به هنگ‌کنگ و پرتره‌هايش از معترضان مي‌گويد.


 


 


هنگ‌کنگ، کشوري که از من
يک خبرنگار ساخت


 


 


ماه‌ها بود که تحولات جنبش اعتراض‌آميز در هنگ‌کنگ را با دقت از طريق اخبار و رسانه‌ها دنبال مي‌کردم تا اين که در سپتامبر سال جاري تصميم گرفتم به هنگ‌کنگ برگردم. کشوري که در آن متولد و بزرگ شدم. در آنجا بودکه به‌طور جدي حرفه‌ي رومه‌نگاري را آغاز کردم و در واقع بيشتر زمان زندگي‌ام را در هنگ‌کنگ گذراندم. با توجه به شرايطي که درآنجا حاکم بود، اين را يک ضرورت بديهي مي پنداشتم که براي ثبت و خلق تصاويري با رويکرد متفاوت مي‌بايست در آنجا حضور يابم.


 


 



 


 


برپايي استوديوي عکاسي سيار در خيابان


 


 


براي روايت بصري گيراتر و برجسته‌تر از افرادي که در اين جنبش اعتراضي حضور داشتند، تصميم گرفتم يک مجموعه‌ي پرتره در استوديوي ساده‌ي خياباني تهيه کنم. تنها راه انجام اين کار، يک پرده مشکي يکدست براي استفاده به‌عنوان پس‌زمينه، نور طبيعي محيط و قرار داشتن در جايي ميان اجتماعات بود.


هرچند آشنايي قابل توجهي از کشورم و مسير راهپيمايي که معترضين آن را طي مي­کردند داشتم، اما از نظر منطقي تا حدودي نگراني از شکست در اين کار با خود احساس مي‌کردم. به هر حال، با شخص شگفت‌انگيزي آشنا شدم که پيشنهاد داد طي يک راهپيمايي ضدديکتاتوري برنامه‌ريزي‌شده در پايان ماه سپتامبر، تصاويرمان را تهيه کنيم.


از آنجايي که نياز به برپايي بسيار سريع پرده داشتم و احتمال نابود شدن وسايلم وجود داشت، چندين متر پرده‌ي عکاسي و پايه‌هاي نگه‌دارنده را با قيمت ارزان تهيه کردم. يک شب قبل از شروع پروژه‌ي عکاسي در روز تظاهرات، به يک فستيوال در شهر رفتم و متوجه شدم افراد بيشماري در اجتماعات چهره‌ي خود را مي‌پوشانند و اين موضوع نيز از جهت مسائل امنيتي نيز من را بر آن داشت تا کمي خاطر جمع باشم که دليلي براي شناسايي شدن افراد در عکس‌ها وجود نخواهد داشت.


 


 



 


 


روز راهپيمايي فرا رسيد و شروع تظاهرات با چند درگيري و پرتاب گاز اشک‌آور از جانب پليس به‌سوي معترضان همراه بود. مدتي بعد پليس عقب‌نشيني کرد و من از اين فرصت براي جستن به داخل يک خيابان امن جهت برپا کردن مومات عکاسي استفاده کردم. خوشبختانه، اين خيابان هم امن بود و هم به مسير شروع راهپيمايي بسيار نزديک بود.


با همکارانم موفق شديم از 20 معترض که در تظاهرات شرکت کرده بودند عکاسي کنيم. من ازمعترضين دعوت مي‌کردم که براي تهيه عکس به پاي استوديوي سيار من بيايند و آنها نيز مي پذيرفتند؛ اما در عين حال افراد زيادي هم پيشنهاد من را رد کردند وحاضر نشدند از جريان و مسير تظاهرات متوقف و يا از دوستانشان جدا شوند. با  اين وجود، از افرادي که پيشنهاد من را قبول مي‌کردند مي‌خواستم پشت به پرده‌ي عکاسي، يا کمي مايل به چپ يا راست قرار بگيرند و چگونه ژست گرفتن را به خودشان واگذار مي‌کردم.


 


 



 


 


کشته شدن جوان ساله و خبرنگاري که يک چشم خود را
از دست داد


 


 


تقريباً يک هفته بعد از پايان گزارش مستند عکاسي من، کري لام (Carrie Lam) رئيس اجرايي دولت هنگ‌کنگ اعلام کرد که استفاده از ماسک و صورت‌پوش در تظاهرات‌هاي خياباني ممنوع است که اين موضوع به نوبه‌ي خود باعث شد اين پروژه ارزش بيشتري پيدا کند. همه به‌جز يکي از معترضان نوعي ماسک يا صورت‌پوش به صورت داشتند.


در حالي که پس از اين از تظاهرات ديگر نيز عکاسي کردم، ديگر ريسک حمل وسايل استديويي نظير پرده و ميله‌هاي آن را با خود نکردم چرا که احتمال عوض شدن وضعيت و در خطر قرارگرفتن موقعيت من با وجود نحوه فعاليتم به‌عنوان يک عکاس وجود داشت.


 


 



 


 


طي زماني که در هنگ‌کنگ بودم يک خبرنگار اندونزيايي در اثر اصابت گلوله‌ي پلاستيکي يک چشم خود را از دست داد و يک جوان ساله‌ طي حمله و شليک گلوله‌ي پليس به قفسه‌ي سينه‌اش کشته شد.


بازگشت به کشورم هنگ‌کنگ در اين دوران برايم فراتر از واقعيت و در بعضي مواقع بسيار طاقت‌فرسا و عذاب‌آور بود. نمي‌دانم اين وضع تا کي و چگونه پايان مي‌يابد. اما اکنون تنها مي‌توانم اميدوار باشم که ديگر هرگز کسي مجروح يا کشته نشود.


 



منبع:akkasee.com




عکاسي چهره يکي از شاخه‌هاي پرطرفدار بين عکاسان است. اين رشته ترفند‌هاي خاص خود را دارد اما قبل از اينکه بخواهيم ترفند‌ها آن را ياد بگيريم به ابزار مناسب آن نياز داريم. داشتن يک دوربين عکاسي با لنز مناسب اولين قدم براي اين کار است.


در اين مقاله سعي کردم چند مدل از بهترين‌هاي که براي کار کردن در اين حوزه مناسب هستند را به شما معرفي کنم. اين مدل‌ها بر اساس بيشترين بازدهي و استفاده در سال 2019 انتخاب شده‌اند.


دوربين fujifilm-xa5


 



 


اگر تازه شروع به عکاسي کرده‌ايد، و دوست داريد عکس‌هايي با کيفيت بالا بگيريد، اين بهترين دوربين DSLR مناسب شما است. اين دوربين مجهز به يک پردازنده قوي و پيشرفته، داراي سنسور CMOS نوع 24.2MP APS-C با کلاسيک Bayer RGB است. علاوه بر اين، اين دوربين پيشگام در ميان سري X-A  به خاطر داشتن سيستم کنتراست و فو خودکار است.


دوربين اليمپوس مدل OM-D E-M10


 



 


يکي از بهترين دوربين‌ها مناسب عکاسي پرتره با قدرت ثبت عکس در 8.6 فريم بر ثانيه است. اين دوربين داراي ISO 100-25،600 ، يک سنسور Live MOS و رزولوشن 16MP است. در کل مي‌توان گفت شرکت المپوس در توليد يک دوربين عکاسي پرتره با کيفيت عالي و با قيمتي مناسب بسيار موفق بوده است.


کانن مدل EOS 5D Mark IV


 



 


اگر به دنبال يک دوربين پرتره مناسب هستيد، حتي در استوديوهاي عکاسي با نور کم اين دوربين مي‌تواند مناسب شما باشد. داراي سيستم فو اتوماتيک 61 نقطه اي استثنايي با 41 سنسور متقابل و محدوده وسيعي از ISO 100-32000 است.


دوربين 5D Mark IV ، به عنوان بهترين دوربين Canon براي عکس‌هاي پرتره، شما را با يک سنسور تمام فريم تحت تأثير قرار مي دهد. اين دوربين  اين امکان را براي گرفتن عکس هاي با وضوح بالا با طيف رنگي باورنکردني فراهم مي کند.


کانن مدل Eos Rebel T6


 



 


اين مدل اغلب به عنوان بهترين دوربين DSLR زير 500 براي  عکاسي شناخته شده است. زيرا هر ويژگي که ممکن است براي اين ژانر عکاسي نياز داشته باشيد در اين دوربين وجود دارد. اين مدل به دليل وضوح بالاي صفحه نمايش LCD در پشت ، که براي گرفتن عکس هاي با کيفيت عالي است، منحصر به فرد است.


علاوه بر داشتن يک سنسور بزرگ APS-C و منظره ياب داخلي، براي گرفتن عکس روشن و واضح، داراي يک پردازنده DIGIC 4+ و سنسور CMOS .0MP است.


از مدل‌هاي پيشنهادي 5D بيشترين محبوبيت را بين کاربران دارد. اما اگر نمي‌خواهيد زياد هزينه کنيد پيشنهاد مي‌کنم 80D را امتحان کنيد، با کيفيت بالا و مقرون به صرفه. اگر به عکاسي پرتره علاقه داريد و دنبال دوربين مناسب مي‌گرديد پيشنهاد مي‌کنم مدل‌هاي ديگري که در وب‌سايت به‌نظر با نقد و بررسي کامل مد‌لها در يک مقاله با عنوان راهنماي خريد دوربين عکاسي نوشته شده است را مطالعه کنيد.


منبع: به‌نظر


عکاسان معاصر جهان: حسن حجاج، پاپ‌آرتيست مراکشي



 


تصوير 1. حسن حجاج. آلو والا، از مجموعه‌ي «راک‌استارهاي من»، 2015


 


 


پاييز امسال، حسن حجاج براي برگزاري نمايشگاهي انفرادي اختيار تام فضاي خانه‌ي عکاسي اروپا[1] در پاريس را در دست گرفت. به‌گفته‌ي حجاج «چون اسم اين گالري مزُن است، تصميم گرفتم با آن مثل خانه‌ام تا کنم[2]، و چون مراکشي هستم، اسم آن را «مزُن مارُکِن»[3] (خانه‌ي مراکشي) گذاشتيم.» او توضيح داده که در اين نمايشگاه عکس‌ها، کارهاي ويدئويي، چيدمان حجم و لباس‌ها کنار کاغذ ديواري، فرش و اثاث خانه به نمايش در مي‌آيند. حتي کتابخانه به نوعي بوتيک تبديل مي‌شود که کارهاي هنري، مُد، کيف، کتاب، چراغ و سفال مي‌فروشد.


اگر چه اين نمايشگاه در واقع نخستين نمايشگاه انفرادي حجاج در فرانسه است، اما او با اين منطقه آشناست و فضاي داخلي بار مشهور Andy Wahloo در حوالي سنتر پومپيدو را به‌سبک جنوب مراکش طراحي کرده است. Andy Wahloo (Wahloo در عربي به‌معناي «چيزي ندارم» است) نام مستعاري است که خواننده‌ي فرانسوي-الجزايري رشيد طه روي حجاج گذاشت، و چون انگي تجاري روي لباس‌هايش حک شده است. اين اسم همچنين اشاره‌اي است به تلفيق زيبايي‌شناسي پاپ آرت و فرهنگ آفريقاي شمالي در کارهاي حجاج و او را به «اندي وارهل مراکش» تبديل کرده است.


 


 


تصوير 2. حسن حجاج، نگاه بدجنس، از مجموعه‌ي «پرتره‌هاي نقاشي‌شده»[4]، 2000

 


 


گرايش به قرض گرفتن و تلفيق ايده‌ها، از تأثيرات قومي تا مظاهر مُد، و کاوش در پرسش‌هايي پيرامون مال‌خودسازي فرهنگي و سياست هويت به‌شيوه‌اي پرنقش‌ونگار و سرزنده، در کل فضاي اين نمايشگاه پژواک دارد. با اين حال، نخستين اتاقي که تماشاگران وارد آن مي‌شوند تنها با دو کار حجاج با نام‌هاي Zahrin Kahlo و Lamia Naji از تماشاگران پذيرايي مي‌کند. حجاج دليل اين کار را اين گونه توضيح داده است: «از من خواسته شد که از عکاسان مراکشي خانم دعوت کنم تا در اين فضا نمايشي انفرادي داشته باشند، و بعد متوجه شدم که تعدادشان خيلي زياد است.»


در طبقه‌ي اول اثر شوخي‌آميز حجاج با عنوان «وُگ: شماره عربي»[5] قرار دارد. او در اين کار شاخصه‌هاي بصري عکس‌هاي مد، پرتره، برندها و تبليغات را مال خود کرده، نيز يک مجموعه با ن محجبه کار کرده است. «وُگ: شماره‌ي عربي» با تصوير کردن ن محجبه جاي مدل‌هاي غربي، تصوراتي که روسري را منحصر به مد و زرق‌وبرق مي‌دانند دست مي‌اندازد. حجاج درباره‌ي اين عکس‌ها که در مراکش و باند استريت لندن گرفته شده‌اند گفته: «اگر فرصت اين را داشتم که براي مجله‌ي وگ و از فرهنگ خودم عکاسي کنم، اين گونه کار مي‌کردم. همه‌ي اين ايده با تماشاي مجله‌ي اِل به سرم زد، هنگامي که در رياض از يک دوست وکيل انگليسي در مراکش، در دهه‌ي 1990 عکاسي مي‌کردم.


فهميدم که تيم مُد چگونه مراکش را پس‌زمينه‌ي عکس‌شان مي‌کنند. بنابراين اين کار را شروع کردم چرا که عاشق عکاسي مجله‌ي وگ از دهه‌هاي 1950 و 1960 هستم. در اينجا بخشي وجود دارد با نام پاييز/زمستان و بهار/تابستان 2048—نوعي شوخي با آينده که نشان مي‌دهد ما همچنان در همان جا هستيم، به همان اندازه سنتي و مدرن.»


 


 


تصوير 3. حسن حجاج، کش انج، از مجموعه‌ي «کش انج»، 2010

 


 


راهرويي به آثار مجموعه‌ي «پاها»[6] حجاح مزين شده—عکس‌هاي برش‌خورده از پاهاي مرداني که جامه‌هايي با ريشه‌ي فرهنگي متفاوت پوشيده‌اند و در مقابل پس‌زمينه‌اي با رنگ‌هاي درخشان حالت گرفته‌اند. در اتاق‌هاي بعدي دو مجموعه درباره‌ي موتورسوران مي‌بينيم که در خيابان‌هاي مراکش و استوديو تصوير شده‌اند: «ناوي رايدرز»[7] که در آن مردان موتورسوار را مي‌بينيم، و «کش انج»[8] که ن موتورسوار را نشان مي‌دهد. علاقه‌ي حجاج به عکاسي استوديويي در طبقه‌ي بعدي با مجموعه‌ي «راک‌استار من»[9] ادامه مي‌يابد.


خواننده و ترانه‌سراي نيجريه‌اي کزيا جُنز[10] از جمله‌ي دوستان پرشمار حجاج است که در چيدمان استوديويي تصوير شده‌اند. او اين عکس‌ها را در الجزاير، مراکش، ايالات متحده، برزيل و بريتانيا تهيه کرده است و، همچون پرتره‌هاي استوديويي‌اش، اين مجموعه نشان از ستايش او از عکاس ماليايي ماليک سيديبه[11] دارد. حجاج گفته: «من مثل او به مردم نگاه کردم و با خودم مي‌گويم «مي‌خواهم اين سبک کاري را اتخاذ کنم، اما از دوستانم عکاسي کنم، کساني که در جاهاي مختلفي از جهان هستند، پس اين کار حس سفر به سرتاسر جهان را دارد.» خودم را شبيه کسي مي‌بينم که از کشورش بيرون آمده، در حالي که ماليک سيديبه در کشور خودش عکاسي و لحظه را مستند مي‌کرد.»


او با نظر به صحنه‌پردازي در کارش اضافه مي‌کند: «معمولاً طرحي اوليه از تصوير مقصودم دارم، اما جا براي آزادي عمل مي‌گذارم، چرا که در همان جاست که لحظات جادويي رخ مي‌دهند. اگر امکانش باشد، به تن‌شان لباس مي‌پوشانم—و آنها را در صحنه قرار مي‌دهم.» جدا از پس‌زمينه‌هاي پارچه‌اي، شاخصه‌ي ديگر پرتره‌هاي حجاج شيوه‌ي تزيين گوشه‌هاي تصاوير او با محصولات بومي است. چيزهايي مثل قوطي کنسرو گوجه يا زيتون، قوطي‌هاي کبريت يا بطري‌هاي کوکاکولا طوري انتخاب مي‌شوند که رنگ‌شان هارموني ايجاد کند و وارد ديالوگي با پرتره شود. اين رويکرد، جلوه‌اي پرزرق‌وبرق و شوخي‌آميز دارد و با امر محلي در تقابل با برندهاي بين‌المللي، بازي مي‌کند.


 


 


تصوير 4. حسن حجاج. کزيا جُنز، از مجموعه‌ي «راک‌استارهاي من»، 2011

 


 


حجاج پيش از مهاجرت به لندن در 14 سالگي، نخستين بار در مراکش در نقش سوژه با عکاسي استوديويي آشنا شد. او به ياد مي‌آورد که «ما عکس‌هاي خانوادگي مي‌گرفتيم و مي‌توانستيم عکس را براي پدرم بفرستيم، او در انگليس بود. وقتي به استوديو رفتيم، مادرم لباس تنم کرد. استوديو را به‌خوبي يادم هست، چراغ داشت، اثاثيه‌ي صحنه و پرده‌ي پس‌زمينه—اين نخستين برخوردم با عکاسي استوديويي بود.»


حس گذشته‌ي حجاج همچنين در اتاق‌هاي آخر هم حاضر است. در اين اتاق‌ها جنبه‌ي ديگري از کار او هويدا مي‌شود: 35 فيلم که در مراکش گرفته شده‌اند، براي نخستين بار به نمايش در مي‌آيند؛ تلفيقي از پرتره و منظره، برخي سياه‌وسفيد و برخي رنگي. به‌گفته‌ي حجاج، «اين سفرم در عکاسي را نشان مي‌دهد، و ريشه‌هايم. مي‌خواستم اين اتاق درباره‌ي هويت مراکشي‌ام و عشقم به عکاسي باشد.»


نمايشگاه حسن حجاج در خانه‌ي عکاسي اروپا، پاريس تا 17 نوامبر 2019 ادامه دارد.


پي‌نوشت‌ها:
عنوان مقاله در نسخه‌ي ترجمه‌شده تغيير کرده است.
[1] Maison Européenne de la Photographie
[2] Maison در زبان فرانسه به معناي خانه است.
[3] Maison Marocaine
[4] Handpainted Portraits
[5] Vogue: The Arab Issue
[6] Legs
[7] Gnawi Riders
[8] Kesh Angels
[9] My Rock Stars


منبع :akkasee.com




مصاحبه با کارالامپس کيدناکيس ملقب به هري کثيف



 


کارالامپُس کيدُناشکيس (Charalampos Kydonakis) ملقب به هري کثيف (Dirty Harrry) عکاس خياباني و متولد شهر هراکليون در جزيره‌ي کرت يونان است و در شهر رتيمنو بزرگ شده است. هري کثيف بي‌شک يکي از بزرگترين عکاسان خياباني معاصر است. او نه‌تنها به‌طور مداوم کارهايي با ترکيب‌بندي قوي توليد کرده که با نزديک شدن به سوژه و بعضاً عکاسي با فلاش، نوآوري‌هايي نيز داشته است. حرفه‌ي او معماري است اما نگاه هنري واقعي‌اش را از طريق عکاسي خياباني شکل مي‌دهد. در ادامه با مصاحبه و نيز تصاوير الهام‌بخش او همراه باشيد.


سلام هري، بسيار خوشحالم که با شما مصاحبه مي‌کنم. به نظر من شما قطعاً يکي از خلاق‌ترين عکاسان خياباني هستيد و به‌طور مستمر شکلي عالي از هنر ايجاد کرده‌ايد. براي شروع کار، آيا مي توانيد در مورد پيشينه‌ي خود در عکاسي خياباني بيشتر براي ما بگوييد. چطور وارد عکاسي خياباني شديد و چند وقت است که عکاسي مي‌کنيد؟


سلام اريک، از سخنان محبت‌آميز و دعوت من به اينجا تشکر مي‌کنم. من عکاسي را سال 1997 در دانشگاه و موقعي شروع کردم که اولين دوربين آنالوگم را خريدم زيرا وسيله‌اي ضروري براي مطالعات و کار من بود. سال‌هاي اول فقط از ساختمان‌ها و فضاهاي شهري عکاسي مي‌کردم. از سال 2008 عکاسي خياباني مي‌کنم.


فکر مي‌کنم دلايلي که مرا به عکاسي علاقه‌مند کرد عکس‌هايي بود که در آن زمان من در آژانس عکس مگنوم ديدم و همچنين اين واقعيت که سال قبل از آن نيز اولين دوربين ديجيتالم را گرفته بودم. بنابراين، از سال‌هاي دورتر از اين شروع به عکاسي کرده بودم. هر قدر که بيشتر عکاسي مي‌کردم مي‌فهميدم مجبورم ادامه دهم و از چيزهاي ديگري به‌جز معماري عکاسي کنم. عکاسي از مناظر بيشتري را شروع کردم و يک روز در نهايت متوجه شدم آنچه بيشتر از همه دوست دارم خيابان و نمايش‌ انسان‌هاست.


 


 



 


 



 


 


با توجه به کارهايتان شما دوست داريد واقعاً خيلي نزديک به مردم کار کنيد و گاهي نيز از فلاش استفاده مي‌کنيد. مي‌توانيد به ما بگوييد در کار کردن نزديک با سوژه‌ها و استفاده از فلاش، چه چيزي براي شما جذابيت دارد؟


دليل اصلي که از فلاش استفاده مي‌کنم اين است که بتوانم نور خودم را بسازم و به نور طبيعي و ساير منابع نور مصنوعي وابسته نباشم. کار کردن از نزديک براي من به اين دليل مهم است که بفهمم يک عکس در نهايت چقدر مي‌تواند واقعي و بي‌واسطه باشد. من معتقدم که عکاس بايد در تئاتر و نمايش انساني مشارکت داشته باشد و صرفاً بيننده‌اي نباشد که از دور بر سوژه تمرکز دارد. اگر شما به مردم نزديک نشويد براي من به اين معني است که به‌قدر کافي سوژه را دوست نداشته‌ايد. نزديک نشدن به سوژه براي من مثل تماشا کردن تلويزيون است و من تلويزيون را دوست ندارم.


 


 



 


 


يکي از عکس‌هاي شما که واقعاً مرا به خود جذب کرده، عکسي است که در آن با نور فلاش، تصويري ظاهراً ترکيبي از يک خانم و گربه شکل داده‌ايد. آيا تمايل داريد درباره‌ي نحوه‌ي تهيه‌ي آن تصوير برايمان بگوييد؟


اين عکس را با دوبار فلاش زدن (فلاش اکسترنال در دست چپم) در حالت bulb گرفته‌ام. فلاش اول براي ثبت تصوير گربه و دومي بعد از چند ثانيه براي ثبت تصوير خانم.


از ويژگي شخصيتي‌تان و چگونگي استفاده از آن در عکاسي خياباني بگوييد.


خوب، کساني مي‌گويند که مي‌توان روح عکاسان را از روي عکس‌هايشان درک کرد. معتقدم اين موضوع به‌طور کلي صحيح است، اما نه هميشه. بنابراين من سؤالي در مورد خودم مطرح مي‌کنم، بخشي از پاسخ آن را مي‌توانيد در عکس‌هايم بيابيد. بخشي ديگر پنهان و بيرون از عکس‌هاي من است، و خارج از اينترنت و فقط افرادي که مرا مي‌شناسند آن بخش پنهان را نيز مي‌شناسند. آخرين قسمت جواب اين معما را فقط من مي‌دانم، و خودم هم فقط بخشي از آن را مي‌دانم. بنابراين، واقعاً سخت است که خودم را دقيقاً توصيف کنم، همان طور که سقراط گفته: «من فقط يک چيز را مي‌دانم، اين که هيچ چيز نمي‌دانم».


هنگامي که بيرون مي‌رويد و عکاسي مي‌کنيد، مردم چه واکنشي به شما دارند؟ آيا مردم با شيوه‌ي عکاسي خياباني شما تهديد مي‌شوند يا خيلي متوجه شما نمي‌شوند؟


هيچکس تهديد نمي‌شود چون من قصد ندارم به کسي آسيب بزنم. من فقط عکس مي‌گيرم. مردم در شهرهاي بزرگ پر از استرس هستند و گاهي اوقات بدون هيچ دليل جدي آماده‌ي نزاع هستند. همچنين برخي از آن‌ها از دوربين وحشت دارند و نکته‌ي عجيب اين است که برايشان مهم نيست که تصويرشان توسط دوربين‌هاي مداربسته‌ي بانک‌ها و سوپرمارکت‌ها در حال ضبط‌شدن است. آن‌ها از ثبت تصويرشان توسط دوربين افراد غريبه دوري مي‌کنند زيرا فکر مي‌کنند بعداً از عکس‌هايشان با نيّات بدخواهانه استفاده مي‌شود. به هر حال، من هيچ گونه شکي به‌لحاظ اخلاقي درباره‌ي اين که از چه چيزي يا چگونه عکاسي کنم ندارم، چون مي‌دانم کاري که انجام مي‌دهم به کسي آسيب نمي‌رساند، سورپرايز شدن شايد حداکثر دردي باشد که يک نفر حس کند، نه بيشتر.


 


 



 


 


همچنين، بيشتر مردم متوجه نمي‌شوند چه اتفاقي افتاده، چون از نزديک و سريع عکاسي مي‌کنم و پي بردن به هر چيزي در اين خصوص براي آن‌ها دشوار است. معمولاً اگر چيزي بپرسند در جواب آن‌ها مي‌گويم که آن‌ها زيبا هستند. برخي از آن‌ها اين را دوست دارند و لبخند مي‌زنند و برخي از آن‌ها اين جواب را دوست ندارند و به فريادهاي خود ادامه مي‌دهند. خوب اين حقيقتي است براي من، اين که مردم زيبا هستند و به همين دليل است که از آن‌ها عکس مي‌گيرم. کمتر از 1% افرادي که از آن‌ها عکاسي کرده‌ام واکنش بدي داشته‌اند، بنابراين فکر نمي‌کنم اين موضوع، مسأله‌اي جدي باشد.


در تصاويرتان سَبکي قوي و ثابت وجود دارد که نام شما را فرياد مي‌زند. به ما بگوييد چگونه توانستيد سبک خود را بسازيد و کدام عکاسان بر شما و کارتان تأثيرگذار بوده‌اند؟


از نظر فني من از تکنيک‌هاي بروس گيلدن زياد استفاده کرده‌ام، اما فکر مي‌کنم الهام‌بخش‌ترين عکاسان براي من گري وينوگرند، ويجي، مارتين پار، داين آربس و رابرت فرانک هستند. نمي‌دانم تا کنون سبک خودم را داشته‌ام يا نه، فقط تلاش مي‌کنم تجربياتم را با نور بسازم و با آن‌ها داستان بگويم.


کدام عکس اهميت فردي ويژه‌اي برايتان دارد و چرا؟ مي‌توانيد داستان پشت آن عکس را به ما نيز بگوييد؟


در اکتبر 2009، به‌همراه دوستم  کُستاس پاپاجُرجيو در شهر آتن در حال قدم زدن و عکاسي بودم. کُستاس، با يک فلاش و کابل عکاسي مي‌کرد، همه عکس‌هايش تميز و روشن بودند، اما عکس‌هاي من تيره بودند چرا که در برابر جهت تابش نور خورشيد راه مي‌رفتيم. در نهايت حرف‌هاي کُستاس مرا قانع کرد. به يک فروشگاه رفتيم و من يک فلاش به‌همراه کابل خريدم.


 


 



 


 


هيچ گونه اطلاعاتي درباره‌ي نحوه‌ي استفاده از وسيله‌ي جديدم نداشتم و بعد از يک ساعت و با آزمون و خطا، شروع به تغيير جهت فلاش کردم و در نهايت عکس بالا را گرفتم. نور فلاش، نوري مخالف با تابش نور طبيعي و معمولي بود، چرا که خورشيد در بالاي آسمان بود و ما عادت داشتيم دنيا را آن گونه ببينيم—با نوري که از بالا مي‌آيد و نه از پايين. آن لحظه متوجه شدم ابزاري که آن زمان نمي‌خواستم از آن استفاده کنم، مي‌تواند راه‌هاي خلاقانه‌ي ارائه داستانم را فراهم سازد. از آن زمان به بعد و در اکثر عکس‌هايي که با فلاش مي‌گيرم، اين روش نور پايين به بالا به کار مي‌رود.


با چه تجهيزاتي کار مي‌کنيد و چگونه اين ابزار به شما اجازه مي‌دهد که به ديد هنري خود دست يابيد؟


لنزهايي که من در خيابان استفاده مي‌کنم عبارت‌اند از:


 


 



  • لنز 28 يا 35 ميليمتري به‌همراه يک دوربين ديجيتال فول‌فريم

  • لنز 20 ميليمتري با دوربين ديجيتال غيرفول‌فريم


 


 


من از اين لنزها استفاده مي‌کنم زيرا آن‌ها به من اجازه مي‌دهند که به درون جمعيت وارد شوم و بتوانم بخشي از آن باشم. همچنين آن‌ها مرا قادر مي‌سازند که از آن چشم‌انداز استفاده و آن را کنترل نمايم. لنزهاي تله‌فوتو اين امر را خراب مي‌کنند و باعث از بين رفتن مفهوم درخور تماشاي عکاسي مي‌شوند. همچنين به دلايل ذکرشده در پاسخ قبل، از تجهيزات زير نيز استفاده مي‌کنم:


 


 



  • يک فلاش با يک کابل

  • و يک فلاش وايرلس


 


 


و در نهايت وقتي براي عکاسي به مسافرت مي‌روم، دو جفت کفش راحت دارم. يکي از آن‌ها ضد آب است براي اين که بتوانم هنگام بارندگي راه بروم و عکاسي کنم. در واقع کفش‌ها مستقيماً به ديد هنري من کمکي نمي‌کنند اما به من اجازه مي‌دهند ساعت‌ها به‌راحتي راه بروم.


 


 



 


 



 


 


در سايتتان و در قسمت بيوگرافي نوشته‌ايد: «هر چه بيشتر در خيابان عکاسي مي‌کنم بيشتر متوجه مي‌شوم که از عکاسي چه مي‌خواهم و همزمان، بيشتر درباره‌ي آنچه مي‌خواهم گيج مي‌شوم». مي‌توانيد کمي بيشتر در اين مورد توضيح دهيد؟


وقتي کاري را بارها انجام داده باشم، در نهايت برايم خسته‌کننده مي‌شود. اين زماني است که احساس مي‌کنم بايد به دنبال چيز جديدي بروم و اين برايم دشوار است زيرا نمي‌دانم چگونه به چيزهايي که به آن‌ها عادت ندارم نزديک شوم و به همين دليل گيج مي‌شوم. وقتي به نقطه‌اي برسم که احساس کنم چيزي ياد گرفته‌ام، در اين لحظه، احساس مي‌کنم بايد از آن نقطه خارج شوم و ادامه دهم و چيز جديدي ياد بگيرم.


موقعي که بيرون عکاسي مي‌کنيد، چگونه صحنه‌هاي بالقوه را براي عکاسي شناسايي مي‌کنيد؟ آيا از قبل هر  چيزي که قصد ثبت کردنش را داريد تصور مي‌کنيد، يا دوست داريد خيلي ساده و بدون تصور قبلي عکاسي کنيد و پس از آن خودتان را سورپرايز کنيد؟


بستگي دارد. عکس‌هايي هستند که شما تا حدودي نتيجه‌ي عکاسي را پيش‌بيني مي‌کنيد زيرا برخي نشانه‌هاي خاص را مي‌بينيد که خبر از اتفاقي مي‌دهند، اما در بقيه‌ي عکس‌ها اين اطمينان وجود ندارد که چه اتفاقي خواهد افتاد. نه‌تنها آن رويداد بلکه خود نور—طبيعي يا نور فلاش مصنوعي—نيز مي‌تواند بازي‌هاي خود را انجام داده و تصوير عجيب و غيرمنتظره‌اي شکل دهد.


 


 



 


 



 


 


خيابان‌هاي جزيره‌ي کرت را توصيف کنيد. عکاسي خياباني در کرت با ساير نقاط جهان چه تفاوتي دارد؟ مردم به عکاسي خياباني شما چگونه واکنش نشان مي‌دهند؟


مشخصه‌ي اصلي کرت، نور شديد خورشيد است. در خيابان‌هاي شهر من يعني رتيمنو، جست‌وجو براي گوشه‌اي که نور در آن نقشي ايجاد کرده باشد جالب است. مورد ديگري که مي‌توانم به آن اشاره کنم طبيعت توريستي اين مکان است: در تابستان پر از گردشگران بلوند است و در زمستان پر از افراد محلي با موهاي مشکي. براي من جالب است که از هر دو گروه (گردشگر و محلي) عکاسي کنم. مردم کريت، حتي شخصيت آن‌ها، تا حدي قوي و سرکش است،  فکر مي‌کنم با وجود نحوه‌ي عکاسي من، آن‌ها آرام هستند، براي من سخت نيست که اينجا عکاسي کنم.


به‌عقيده‌ي من بهترين مکان براي يک عکاس براي عکاسي، جايي است که زندگي مي‌کند به اين دليل ساده که فرصت زيادي دارد بارها و بارها در آن خيابان‌ها قدم بزند و امکان عکاسي از چيزهاي جذاب بيشتر است. اکثر عکس‌هاي مورد علاقه‌ام را همين جا گرفته‌ام.


مي‌توانيد توضيح دهيد که در حال حاضر روي کدام پروژه‌ها کار مي‌کنيد؟


در کرت رويدادهايي وجود دارد که عکاسي از آن‌ها جالب است، مانند کارناوال و برخي مراسم‌هاي سنتي که من همه ساله در آن‌ها شرکت مي‌کنم. اما هيچ استاندارد و مرزي وجود ندارد، بيشتر اوقات دوربين به دست مي‌گيرم و براي عکاسي از اطراف بيرون مي‌روم. اين زمستان مي‌خواهم عکس‌هايي بدون حضور مردم بگيرم تا استراحتي داشته باشم و انرژي‌ام را براي ادامه‌ي مسير عکاسي‌ام بيشتر کنم.


 


 



 


 



 


 



 


 


نکته‌اي که مي‌خواهيد به عکاسان خياباني مشتاق بگوييد چيست و آيا کسي وجود دارد که شما بخواهيد نامي از او ببريد و از او تشکر کنيد؟


کاري که انجام داده‌ام و انجام خواهم داد، زياد عکاسي کردن و تلاش براي يادگيري از کارهاي ديگران است. همچنين تلاش مي‌کنم تا بفهمم  از طريق عکس‌هايم چه چيزي مي‌خواهم بگويم. فکر مي‌کنم اين سخت‌ترين قسمت ماجراست. اگر اين سه مورد بتواند به کسي کمک کند، بنابراين براي من خوب و کافي است.


دوست دارم از دو تا از دوستانم تشکر کنم:


ماريلنا استافيليدو، به‌واسطه‌ي او در سمينار عکاسي شرکت کردم، که به من کمک کرد تا به چيزهايي درباره‌ي عکاسي فکر کنم که تا آن زمان به آنها فکر نکرده بودم.


ديميتريس ماورُزوميس، او تکنيک‌هاي مفيدي براي عکاسي «نامحسوس» در خيابان به من آموخت. با اين که بعد از خريد فلاش مدتي طولاني است که ديگر به‌صورت «نامحسوس» عکاسي نمي‌کنم، توصيه‌هاي ديميتريس هميشه مفيد است و زماني که از فلاش استفاده نمي‌کنم، آن‌ها را دنبال مي‌کنم.


براي ديدن آثار بيشتري از اين هنرمند، به وبسايت او مراجعه فرماييد.


منبع : سايت عکاسي







سير تحول عکاسي منظره: چشم‌انداز غرب، از آغاز تا اکنون



 


تصوير 1. جاني چَتمن. گرند کنين، 2017، از مجموعه‌ي «فراموش کردم جايي که بوديم؛ اينجاست…».


 


 


گالري فرَنْکل[1] به مناسبت چهلمين سالگرد تأسيسش نمايشگاهي از آثار يکي از بزرگترين عکاسان قرن نوزدهمي آمريکا کارلتن واتکينز[2] در کنار نمايشگاه ديگري از آثار هنرمندان معاصر به کيورتوري ريچارد ميسراک[3] با عنوان «غرب جديد»[4] برپا کرده است (14 شهريور تا 27 مهر 1398). اين رويداد فرصتي به دست‌مان داد تا نگاهي داشته باشيم به سير تحول عکاسي منظره، مشخصاً منظره‌ي غرب آمريکا، از اواسط قرن نوزدهم و آغاز عکاسي از اين مناظر بکر تا سال 2019 و تحول نحوه‌ي نگاه به اين مناظر.


 


 


تصوير 2. ويليام هِنري جکْسن. کوه صليب مقدس، 73. عکس نقره آلبومن.

 


 


غرب آمريکا: راهي براي رهايي
با پايان جنگ داخلي آمريکا (61 – 65) نگاه‌هاي خوش‌بينانه‌اي به مفهوم آزادي و مناظر غرب آمريکا شکل گرفت. غرب آمريکا براي جامعه‌ي غربي منظره‌اي بري از فرهنگ و سنت‌هاي تعيين‌شده بود که در آن هيچ گروه يا حاکمي بر ديگران سلطه ندارد. اين منظره‌ي عظيم و دل سپردن به آن مي‌توانست براي آنها معناي رهايي و آزادي داشته باشد، نوعي نيروي معنوي براي دست‌يابي به بهشت. روحيه‌ي آمريکايي نه در کليساهاي اروپا که در انسان‌هايي ريشه گرفت که رشد معنوي‌شان را در خلوتگاه رهايي‌بخش و پالاينده‌ي طبيعت غرب مي‌جستند.


«سرنوشت مقدر»[5] جامعه‌ي آمريکا را به سمت غرب روانه کرد. با توسعه‌ي خط آهن، اداره‌ي راه‌آهن عکاساني را به خدمت گرفت تا تصاويري الهام‌بخش از منظره‌ي غرب آمريکا تهيه کنند. مناظر غرب طوري ثبت مي‌شدند که چون بهشتي بکر و دست‌نخورده مردم را سوي غرب بکشانند. مردم با ديدن اين تصاوير قانع مي‌شدند خانواده و تمام دارايي‌شان را به آن نواحي منتقل کنند. «سرنوشت مقدر» توجيهي بود براي گسترش تمدن آمريکا به غرب، تمدني که مي‌توانست اين ناحيه‌ي چندفرهنگي از بوميان آمريکا را زير سيطره‌ي خود درآورد و بر طبيعت بکر و ساکنان محلي‌اش استيلا يابد.


در آن دوران همچنين رمانتيسيسم تفکري غالب در هنر غربي بود. اين تفکر با تجسم امور والا و زيبا در طبيعت، هيبت والاي طبيعت را نشاني از ماهيت والاي الهي مي‌ديد و، همساز با نيازها و انگيزه‌هاي جديد براي تصويرکردن مناظر غرب آمريکا، عکاسان را به تهيه‌ي عکس‌هايي الهام‌بخش از غرب سوق مي‌داد.


 


 


تصوير 3. شرکت تامس هاوس‌ورث و شرکاء، يُسِميتي وَلي، نگاتيو: حوالي 66، چاپ: 72. عکس نقره آلبومن.

 


 


بدين ترتيب عکاسان منظره‌ي مطرحي در نيمه‌ي دوم سده‌ي نوزدهم ظهور کردند، از جمله چار لئانْدِر ويد[6] (25 – 1903)، کارلتن واتکينز (29 – 1916)، ادورد ج. مايْبريج [7] (30 – 1904)، آيْزايا وِسْت تِيْبر[8] (30 – 1912)، تيموتي هـ. اُساليوان[9] (حوالي 40 – 82)، ويليام هِنري جکْسن[10] (43 – 1942) و فرَنک جِي هِينْز[11] (53 – 1921)، کساني که با ابزارآلات سنگين‌شان که با نيروي کمکي و بعضاً با قاطر و اسب حمل مي‌شدند، کوه‌ها و دشت‌ها را پيمودند تا نخستين عکس‌ها از اين مناظر ناشناخته را روي صفحات حساس‌به‌نور ثبت کنند.


 


 


تصوير 4. اَنسل اَدمز. بوسميتي ولي، توفان، 1945.

 


 


واتکينز، از جمله‌ي مهمترين اين عکاسان بود. او با دوربين غول‌پيکرش با صفحه‌اي به ابعادي در حدود 45 در 55 سانتي‌متر که براي حمل آن به نيروي کمکي نياز داشت، چارچوب اصلي عکاسي منظره در آمريکا را شکل داد: حضور خدا در جزئيات، مفهومي که حدود يک قرن بعد از سوي انسل اَدمز[12] به اوج خود رسيد.


رويکرد اين نخستي‌عکاسان مناظر غرب، چارچوبي را براي تصويرگري مناظر طبيعي و بکر، هيبت کوهستان‌ها، دشت‌ها و دره‌ها شکل داد و با موفقيت‌هاي تجاري فروش اين عکس‌ها در قالب کارت پستال و عکس برجسته‌نما (سه‌بعدي) همراه شد. عکس‌هاي آنها همچنين تأثير قابل توجهي در تصويب قوانين حفظ مناطق طبيعي آمريکا، از جمله يُسِميتي و يِلُستُن داشتند. اما به هر حال، با ورود به دنياي مدرن، افزايش جمعيت و گسترش حضور انسان در اين محيط، نحوه‌ي نگاه هنرمندان به منظره‌ي غرب تغيير کرد.


 


 


تصوير 5. رابرت اَدمز. خانه‌هاي سيار، جفرسن کانتي، کالرادو، 1973.

 


 


مکان‌نگاري‌هاي نوين: نگاه سرد به منظره‌ي انساني‌شده
منظره‌نگاري آمريکا از نيمه‌هاي دهه‌ي 1970 با تغييرات اساسي مواجه شد، به‌ويژه پس از برپايي نمايشگاه «مکان‌نگاري‌هاي نوين: عکس‌هايي از مناظر تغييريافته به‌دست انسان»[13] در خانه‌ي جُرج ايستمن در سال 1975 (کيوريتور: ويليام جِنْکينز[14]) که کمابيش زير تأثير تفکرات جديد فلسفه‌ي پساساختارگرايي و مرتبط با کارهاي ادورد راشا[15] بود.


عکاسان مکان‌نگاري‌هاي نوين اينک مناظري را به تصوير مي‌کشيدند که با عوامل انساني دستخوش تغيير شده بودند: خانه‌هاي سيار، تيرهاي برق، جاده‌ها و محيط‌هاي شهري‌شده. جنکينز عقيده داشت که بي‌نام‌ونشانيِ اين عکس‌ها سبک‌مند است و، آن طور که جان شُت[16] خاطر نشان کرده، «آنها نه بيانيه‌هايي درباره‌ي جهان از طريق هنر که بيانيه‌هايي درباره‌ي هنر از طريق جهان اند.»


در اين رويکرد جديد، برخلاف رويکرد قبلي که بر هيبت رمانتيک مناظر و امر والا تأکيد داشت، نگاهي سرد و خالي‌ازاحساس به منظره را شاهديم که، جاي بيان حس عکاس، با قابي کنش‌پذير از بيننده دعوت مي‌کند که درون تصوير را بکاود. به هر حال، خنثي‌بودگي و سهولت نسبي اين سبک از تصويرپردازي سبب شده که اينک در فضاي اينترنت با انبوهي از عکس‌هاي منظره‌ي يک‌شکل مواجه باشيم که با هشتگ #NewTopography در شبکه‌هاي اجتماعي به اشتراک گذاشته مي‌شوند.


 


 


تصوير 6. ريچارد ميسراک. گردشگران، يوتا، 1994، از مجموعه‌ي «صحراي کَنتُس». چاپ پيگمنت.

 


 


طي سال‌هاي بعد، برخي هنرمندان از جمله ريچارد ميسراک، از پيشگامان عکاسي رنگي هنري که با عکس‌هايش از حضور عوامل انساني بر مناظر اسطوره‌اي غرب در اواخر سده‌ي بيستم شهره است، رويکردهايي نوآورانه و انتقادي به منظره‌ي غرب آمريکا اتخاذ کردند. و اينک در نمايشگاه «غرب جديد» به کيوريتري ميسراک، آثاري از هنرمندان معاصر و نوظهور را مي‌بينيم که رويکردهاي بديل به منظره‌ي غرب دارند، از جمله ادورد راشا، جاني چَتمن[17]، آن-مي له[]، لوييس ديسُتو[19]، ديويد بنجامين شِري[20]، تبيتا سُرن[21]، ميشکا هِنِر[22]، مرسديس دورام[23]، ننسي هالت[24]، زيگ جکسن[25] و مگان ريپنهف[26].


 


 


تصوير 7. جاني چَتمن. آرچز، 2017، از مجموعه‌ي «فراموش کردم جايي که بوديم؛ اينجاست…».

 


 


غرب جديد
افسانه‌ي غرب آمريکا، که نمادي است از وسعت آمريکا و فرصت‌هاي بيشتر براي دست‌يابي به روياي آمريکايي، غالباً و به‌ويژه در فيلم‌ها در پيکره‌ي کابوي‌ها و قهرمانان سفيدپوست تجلي يافته است. جاني چَتمن در مجموعه‌ي «فراموش کردم جايي که بوديم؛ اينجاست…»[27] که پروژه‌ي پايان‌نامه‌اش براي دريافت مدرک MFA در مدرسه‌ي هنرهاي تصويري نيويورک (20) [28] بود، يک شخصيت سياه‌پوست تنها و بي‌نام‌ونشان را درون منظره‌ي پهناور غرب قرار داده است، جايي که انگار در آن غريب است. حضور انسان در عکس‌هاي منظره‌ي غرب، اين بار جاي آن که صرفاً عنصري براي مقياس‌سنجي عظمت پديده‌هاي طبيعي باشد، راهي شده براي زير سؤال بردن اين تصور که غرب آمريکا صرفاً فضايي براي نيک‌نامي سفيدپوستان بوده است.


 


 


تصوير 8. آن-مي له. 29 پامْز، عمليات شبانه شماره‌ي 3، 2002 – 2004. عکس نقره ژلاتين.

 


 


آن-مي له، که از سال 1975 با خانواده‌اش به‌عنوان پناهنده‌ي جنگي از ويتنام به آمريکا مهاجرت کرده، به‌شيوه‌اي متفاوت منظره‌ي جنگ‌هاي معاصر آمريکا را مورد توجه قرار داده است. مجموعه‌ي «جنگ‌هاي ناچيز»[29] (1999 – 2002) صحنه‌هايي از بازسازي تجربه‌ي جنگ در ويتنام را نشان مي‌دهد، مرداني که آخر هفته‌شان را با نبردهاي بازسازي‌شده‌ي جنگ ويتنام در جنگل‌هاي ويرجينيا مي‌گذرانند. او در مجموعه‌ي «29 پامْز»[30] (2003 – 2004) سربازان آمريکايي را در حال تمرين نظامي در مقري نظامي با همين نام در صحرايي در جنوب کليفرنيا پيش از اعزام‌شان به عراق و افغانستان به تصوير کشيده است. آن-مي له با ثبت تصاوير بازسازي و تمرين‌هاي جنگي، تصاويري که بي‌شباهت به خود جنگ نيستند، رويکردي مستند و در عين حال مفهومي را پيش برده است.


 


 


تصوير 9. لوييس ديسُتو. بيضي-جزرومد، نسخه‌ي دوم، 1982. چاپ پيگمنت.

 


 


با گسترش رويکردهاي مفهومي در هنر معاصر، در اواخر دهه‌ي 1960 شکل‌هاي جديد هنري ظهور يافتند که يکي از مهمترين آنها «هنر زميني» بود که در آن هنرمند زمين را عرصه‌اي براي بيان هنري خود مي‌ديد و محيط طبيعي را به شکل‌هاي خاصي دگرگون مي‌ساخت. عکس‌هاي لوييس ديسُتو در مجموعه‌ي «پروژه‌هاي مکان»[31] (1980 – 1986) واکنشي هستند به «روند مخرب» هنر زميني، کارهاي هنرمنداني مثل رابرت اسميتسن، مايکل هايزر و والتر جُزف دماريا، جايي که بولدوزرها براي شکل دادن به مقاصد استعاري هنرمند، زمين را تغيير شکل مي‌دهند.


 


 


تصوير 10. ديويد بنجامين شِري. نقطه‌ي ديد از مولي پُينت 2، يادواره‌ي ملي بِرْز ايرْز، يوتا 20. عکس کروموژنيک.

 


 


مجموعه‌ي «يادواره‌هاي آمريکا»[32] ديويد بنجامين شِري يک پروژه‌ي عکاسي منظره با دوربين قطع بزرگ 8 در 10 اينچي است که يادواره‌هاي طبيعي و ملي آمريکا را در عکس‌هاي تک‌رنگ به تصوير کشيده است. او در مسير سنت منظره‌پردازي گروه f/64، در پي «نگاهي نامتعارف‌تر و رنگي‌تر به عکاسي غرب آمريکا» است. بنجامين شِري در آثارش که به‌شيوه‌ي آنالوگ و با پردازش‌هاي درون تاريکخانه تهيه شده‌اند، قدرت و تأثير رنگ را به موضوع اصلي تبديل کرده است.


 


 


تصوير 11. تبيتا سُرن. twitter.com/paradise_ca، 20. چاپ پيگمنت.

 


 


در سال‌هاي اخير عکس‌ها غالباً از طريق گوشي‌هاي هوشمند و تبلت‌ها ديده مي‌شوند. تبيتا سُرن منظره‌پردازي‌اش را با اين جنبه از تماشاي تصوير تلفيق کرده است. در مجموعه‌ي او با عنوان «کشاکش سطح»[33] عکس‌هايي از آتش‌سوزي سال 20 کليفرنيا مي‌بينيم. سُرن براي تهيه‌ي اين مجموعه با دوربين قطع بزرگ 8 در 10 اينچي‌اش از صفحات iPad عکاسي کرده طوري که رد جاي انگشت در عکس‌ها پيداست و فرم‌هاي آشناي جاي انگشت روي صفحه‌ي نمايشگر کيفيتي نيمه‌انتزاعي و در عين حال مألوف و مأنوس به مناظر جديد غرب بخشيده‌اند.


 


 


تصوير 12. از نمايشگاه «کارلتن واتکينز» در گالري فرَنْکل، 2019.

 


 


تصوير 13. از نمايشگاه «غرب جديد» در گالري فرَنْکل، 2019.

 


 


عکاسي منظره به‌عنوان يکي از محبوب‌ترين ژانرهاي عکاسي، در ناحيه‌ي غرب آمريکا، به‌عنوان اسطوره‌گاه عظمت و آزادي، طي دهه‌ها معناهاي متفاوتي يافته است. از نگاه رمانتيک به امر والا و تماشايي—بهشتي رهايي‌بخش يا عظمتي سهمگين—در قرن نوزدهم تا نگاه سرد مکان‌نگاري‌هاي نوين در دهه‌ي 1970، از دغدغه‌هاي محيط‌زيستي اواخر سده‌ي بيستم تا نگاه‌هاي معاصر، نحوه‌ي تغيير نگاه عکاسان و هنرمندان به منظره‌ي غرب نشانه‌اي است از تغييرات اجتماعي آمريکا.


پي‌نوشت‌ها:


 


 


[1] Fraenkel Gallery
[2] Carleton Watkins
[3] Richard Misrach
[4] Another West
[5] Manifest Destiny
[6] Charles Leander Weed
[7] Eadweard J. Muybridge
[8] Isaiah West Taber
[9] Timothy H. O’Sullivan
[10] William Henry Jackson
[11] Frank Jay Haynes
[12]‌ Ansel Adams
[13] New Topographics: Photographs of a Man-altered Landscape
[14] William Jenkins
[15] Edward Ruscha
[16] John Schott
[17] Johnnie Chatman
[] An-My Lê
[19] Lewis deSoto
[20] David Benjamin Sherry
[21] Tabitha Soren
[22] Mishka Henner
[23] Mercedes Dorame
[24] Nancy Holt
[25] Zig Jackson
[26] Meghann Riepenhoff
[27] I Forgot Where We Were; is here…
[28] School of Visual Arts in New York
[29] Small Wars
[30] 29 Palms
[31] The Site Projects
[32] American Monuments
[33] Surface Tension


 



منبع:akkasee





بسياري از عکاسان، بعلت نداشتن تجهيزات لازم براي گرفتن عکسهاي متحير کننده ورزشي، از گرفتن عکس هاي حرکتي و ورزشي دوري ميکنند.


از برخي جهات، اين موضوع درست است.
ايجاد عکس هاي ورزشي متحير کننده ، مهارت زياد و تجهيزات مناسب نياز دارد،
اما اين موضوع نبايد مانعي براي عکاسي و تلاش عکاسان تازه کار يا عکاساني که از صحنه هاي خاص عکس ميگيرند، باشد.
عکاسي بايد يک فعاليت لذت بخش و خاطره انگيز باشد و نميتواند
چيزي بيشتر از گذراندن بعد از ظهر به عکاسي از يک مسابقه فوتبال محلي يا کودکان روي چرخ و فلک در ساحل باشد.


و براي گرفتن عکس هاي متحير کننده از اين فعاليتها، شما به برخي از مهارتهاي عکاسان ورزشي نياز خواهيد داشت.
در واقع، بر اين باوريم که عکس گرفتن از يک حرکت يا حوادث ورزشي به بهبود
حدودي از مهارتهايي که در اثر صرف نظر کردن عکاس از فضا ممکن است از دست رفته باشند، کمک ميکند.
تنظيم وقت، فکر رو به جلو، فهم و کار بصورت يکپارچه با تجهيزاتتان، همگي مهارت هايي
هستند که هنگام “نقد” زمان عکاسي ورزشي يا عکاسي از حرکت، مي آموزيد.







akkasi varzeshi 2 - چگونه عکس هاي ورزشي و در حرکت بگيريم ؟







photography sport - چگونه عکس هاي ورزشي و در حرکت بگيريم ؟






چگونه عکس هاي ورزشي و در حرکت بگيريم ؟ : همه چيز بر مبناي تنظيم وقت است!


تنظيم وقت بسيار مهم است. کار عکاس اين است که نگاه کند و پيش بيني کند که کجا
و چگونه ان حرکت ظاهر ميشود و سپس براي عکس گرفتن از ان اماده شوند.
در زمينه عکاسي ورزشي ، فضاي عکاسي، جاييکه حرکت در انجا رخ خواهد داد،
به موقع قابل پيش بيني است، توسط خطوط کناري تعيين ميشود و بوسيله ي هنجارها و قوانين بازي کنترل ميشود.
براي مثال، همونطور که ميدونيد در فوتبال برخي حرکات اطراف صحنه ي گل رخ ميدهد.
خود ساختار بازي و زمين بازي موجب اين امر ميشود.
اگر تنظيم وقت موضوعي کليديست، پس يک عکاس ورزشي تازه کار چگونه تنظيم وقت
را در عکس هاي ورزشي به حد اعلي ميرساند؟ پاسخ به اين سوال ساده است، تمرين کردن، تمرين کردن، تمرين کردن!








golf photography - چگونه عکس هاي ورزشي و در حرکت بگيريم ؟







daiving photo - چگونه عکس هاي ورزشي و در حرکت بگيريم ؟






فرصت هاي لحظه اي

زمانيکه صحنه را بررسي ميکنيد، نه تنها شما به دنبال زيباترين لحظه هستيد،
بلکه بدنبال صحنه اي هستيد که بتوانيد به راحتترين شکل از ان عکس بگيريد.
يک غواص را به عنوان نمونه در نظر بگيريد.


در اجراي غواصي نقطه اي وجود دارد، دقيقا زمانيکه سطح را ترک ميکند،
حرکت بالايي مي ايستد و براي کسري از ثانيه غواص در ميان هوا معلق ميشود.
در اصطلاحات عکاسي، اين بخش از صحنه را ميتوان بسيار راحتتر از جاييکه غواص وارد آب ميشود، سريع ترين نقطه، ثبت کرد.
اخرين فعاليت پيش برنانه ريزي براي عکاسي ورزشي اين است تا با تنظيم کننده ها درباره ي هر محدوديتي از پيش بررسي کنيد.
اينها، تجهيزاتي هستند که شما نياز خواهيد داشت و محدوده اي از عکسهايي هستند که ميتوانيد بگيريد.
اغلب عکاسان به بخش خاصي از ميدان محدودند؛ شما به اين اجازه نياز داريد تا از کنار زمين عکس بگيريد يا اينکه استفاده از فلاش مجاز نيست.






نگاه نکن-عکس بگير!

يک ضرب المثل قديمي در مورد عکاسي ورزشي وجود دارد که ميگويد:
” اگر شما صحنه اي را از طريق نماياب ميبينيد، آنرا از دست داده ايد”، و اين موضوع عمدتا صحيح است.
در لحظه ي نوردهي، براي بيشتر کاربران دوربين هاي ديجيتال، نماياب سفيد ميشود تا آينه جمع شود و شاتر باز شود.
بنابراين اگر شما صحنه را ديده ايد، پس شانس ثبت ان تصوير را از دست داده ايد.


پيش بيني نقطه صحنه يکي از مهم ترين مهارت هاي مورد نياز براي گرفتن عکس هاي ورزشي خوب است، اما با تمرين کردن اين مهارت بدست مي آيد.
عکس هاي زيادي بگيريد – بعد از همه، نشان دادن فريم هاي ديجيتال اساسا هزينه اي در بر ندارد.
هر جا که ممکن بود، از ويژگي عکاسي متوالي دوربينتان براي عکس گرفتن از صحنه هاي متوالي استفاده کنيد.
يا بهتر از ان، اگر دوربينتان قادر است، از ميان صحنه عکس بگيريد و سپس بهترين تصاوير را انتخاب کنيد.







sport photographer - چگونه عکس هاي ورزشي و در حرکت بگيريم ؟







sports photographers - چگونه عکس هاي ورزشي و در حرکت بگيريم ؟






فراتر از انچه که اشکار است را بنگريد.

فراموش نکنيد که پشت هر صحنه اي، داستاني نيز نهفته است.
دنبال کردن حرکت يک فرد از طريق اماده سازي و اشتياق براي يک رويداد بزرگ و پيامدهاي ان، شادي يا ناراحتي ميتواند بسيار ارزشمند باشد.
دوربين را بالا ببريد، پايين بياوريد، اما مطمئن شويد که زاويه نگاهتان را نيز تغيير ميدهيد.
با چرخيدن، بيشتر مکان را زير نظر بگيريد تا نقاط مناسب جديد براي عکاسي بيابيد.
همچنين مطمئن شويد که عکسهايتان با يکديگر متفاوت است.
از فاصله هاي کانوني متفاوت استفاده کنيد تا در اخر رويداد، ترکيبي از عکس هاي نزديک، ميان برد و نماي دور داشته باشيد.
يک جفت لنز بزرگنمايي با کيفيت ميتواند به پوشش محدوده عجيبي از فاصله کانوني کمک کند.






چگونه عکس هاي ورزشي و در حرکت بگيريم ؟ : شيوه هاي عکاسي


شيوه هاي تيره و منجمد
شيوه هاي گوناگوني وجود دارند که شما براي گرفتن عکس هاي ورزشي ميتوانيد استفاده کنيد.
اين محدوده شامل آنهايي ميشود که طراحي شدند تا يک لحظه دقيق را منجمد کنند،
آنهايي که احساس حرکت ميخشند و آنهايي که ترکيبي از اين دو هستند.


منجمد کردن حرکت براي عکس هاي ورزشي


منجمد کردن تصوير هدف نهايي بسياري از عکاسان ورزشي است و اينها اساسا دو شيوه اي است که ميتوانيد به آن برسيد:


1- حالت سريع سرعت شاتر
يک ارتباط مستقيم بين ديافراگم، سرعت شاتر، مقدار ISO و نور در صحنه وجود دارد.
ساده بگوييم، براي اينکه بتوانيد از سرعت هايي استفاده کنيد که حرکت را منجمد کنند،
شما به يک لنز سريع، تنظيمات بالاي ISO و نور مناسب نياز داريد.







shutter speed - چگونه عکس هاي ورزشي و در حرکت بگيريم ؟







sport technic - چگونه عکس هاي ورزشي و در حرکت بگيريم ؟






2- منبع نور سريع
جايگزين عکاسي با يک سرعت بالاي شاتر، با يک منبع نور که مدت زمان بسيار کوتاهي را داراست، مانند يک فلاش قابل حمل، را نمايش ميدهد.
بيشتر سيستم هايي که فلاش بر روي دوربين نصب است، نور را براي مدت زمان بين 1/800 و 1/30,000 ثانيه برونداد ميکنند.
اين فلاش کوتاه است که حرکت را منجمد ميکند.
اين مورد را با سرعت شاتري که دوربينتان براي همگام سازي با فلاش استفاده ميکند را اشتباه نگيريد
معمولا بين 1/125 و 1/250 ثانيه ميباشد – طول مدت زمانيکه براي نمايش دادن فريم شما استفاده ميشود، بر اساس مدت زمان فلاش ميباشد.
از سرعت هاي شاتر کندتر براي عکاسي ورزشي استفاده کنيد.


عکاسان دوست دارند تا از سزعت هاي شاتر کندتر براي گرفتن عکس از موضوع هاي متحرک استفاده کنند.
نتايج تيره يک حس حرکت را منتقل ميکنند.






سرعت شاتر، مسير حرکت از طريق فريم، طول لنز و سرعت موضوع، همگي مقدار تيرگي عکس نهايي را کنترل ميکنند.
محدوده اي از سرعت ها را با همان موضوع امتحان کنيد.
اين امتحانات شما به شما يک نقطه شروعي خواهد داد که شما ميتوانيد دفعه بعدي که از موضوع مشابه عکس ميگيريد، از آن استفاده کنيد.


از چرخش افقي دوربين و تيرگي فلاش براي گرفتن عکس هاي ورزشي استفاده کنيد.


يک شيوه گسترده تيرگي حرکت، چرخش افقي دوربين است.
اين امر موجب ميشود تا عکاس با حرکت موضوع حرکت کند و طي مدت نوردهي، موضوع را درون فريم نگه دارد.
زمانيکه اين شيوه با سرعت کند شاتر همراه شود، ايجاد فتوشاپ هايي با موضوع هاي واضح و پس زمينه اي تيره ممکن ميشود.
سعي کنيد با سرعت 1/30 کار خود را شروع کنيد.
همچنين، شما ميتوانيد با استفاده از شيوه تيرگي فلاش، ثبات و حرکت را با يکديگر ترکيب کنيد.
براي دستيابي به اين اثر، شما بايد دوربين خود را بر روي سرعت شاتر همگام سازي کندتر از نرمال قرار دهيد.
مدت کوتاه فلاش، بخشي از حرکت را منجمد ميکند و شاتر بلند حسي از حرکت را القا خواهد کرد.







sport photo 2 - چگونه عکس هاي ورزشي و در حرکت بگيريم ؟







sport photography - چگونه عکس هاي ورزشي و در حرکت بگيريم ؟






مشکلات فو در عکس هاي ورزشي رايج اند.


در نماياب يک سيستم فو خودکار نوين، شما يک، يا بيشتر از يک، ناحيه فو را ميبينيد.
براي اينکه دوربين بتواند دقيق فو کند، موضوع بايد در اين نواحي باشد.
در دوربين هاي مبتدي، اين ناحيه در مرکز فريم قرار گرفته است.
در نماياب هاي نمونه هاي گران تر، نه تنها شما نواحي فو چندگانه را مي يابيد،
بلکه متوجه اين ميشويد که آنها در ميان نماياب تقسيم شده اند.
با کمک صفحه يا انگشت شصت، عکاس ميتواند انتخاب کند که کدام ناحيه براي فو اوليه استفاده خواهد شد.
اين امر، فو موضوع هايي که خارج از مرکز هستند را مقدور ميسازد.


حالت دستي و يا حالت فو خودکار براي عکاسي ورزشي مناسب اند.
اينها محدوده اي از فعاليتها هستند که عکاس را قادر ميسازد تا مکان موضوع را با دقتي منطقي پيش بيني کند.
براي اين فرصت ها، شيوه فو ناحيه، کارآمدترين روش است.
براي استفده از اين شيوه، عکاس از قبل بر روي يک نقطه فو ميکند
(در حالت دستي) و قبل از فشردن شاتر، منتظر ميماند تا موضوع به اين ناحيه برسد.






حالت هاي فو خودکار


دو حالت فو خودکار در بيشتر دوربين ها يافت شده است: فو خودکار تکي و دائم.


اينها روشي که سيستم فو خودکار بر روي دوربينتان کار ميکند را تعيين ميکنند.


در حالت تک، زماني که کليد بصورت نصفه به پايين فشرده ميشود، لنز بر روي موضوع اصلي فو ميکند.
اگر کاربر بخواهد نقطه فو را تغيير بدهد، پس انها بايد انگشت خود را جابجا کنند و دوباره کليد را فشار دهند.
زماني که از اين حالت استفاده ميکنيد، اگر موضوع حرکت کند، شما بايد دوباره فو کنيد.


حالت فو دائم يا متوالي نيز زماني که کليد شاتر بصورت نصفه فشرده شده است، بر روي موضوع فو ميکند،
اما زمانيکه موضوع حرکت ميکند، دوربين بمنظور حفظ وضوح موضوع، فو را تنظيم ميکند.
گاها به اين قابليت رديابي فو گفته ميشود.
برخي از سيستم هاي فو خودکار اين ايده را بکار گرفته اند تا آنجا که ويژگي هاي
“فو پيش گزيده” را دارند که نه تنها موضوع را رديابي ميکند، بلکه حرکات آنرا
در ميان فريم پيش بيني ميکند و سعي ميکند تا اينکه کجا خواهد رفت را پيش بيني کند.
اين ويژگي سبب ميشود تا موضوع اصلي کاملا واضح باشد.







cycling photo - چگونه عکس هاي ورزشي و در حرکت بگيريم ؟







akasi varzeshi - چگونه عکس هاي ورزشي و در حرکت بگيريم ؟






هرحالت کاربردهاي خود را دارد.


اگر بخواهيد تا بر روي ناحيه اي که موضوع در انجا ظاهر خواهد شد، فو کند، فو تکي بسيار مناسب است.
فو دائم براي موضوع هايي که بطور تصادفي حرکت ميکنند، کاربرد دارد.
از حالت عکاسي متوالي براي عکاسي ورزشي استفاده کنيد.
بسياري از دوربين هاي ديجيتال اين اختيار را دارند تا از دنباله اي سريع از تصاوير عکس بگيرند.
ميزاني که تصاوير متوالي گرفته ميشوند و تعداد کلي ممکن براي يک شليک در عکاسي تکي متفاوت است.






اگر شما برنامه داريد تا بطور مرتب در عکاسي ورزشي نقش داشته باشيد،
قبل از خريد يک دوربين جديد، از ليست زير براي مقايسه حالت هاي عکاسي متوالي استفاده کنيد.



  1. ميزان فريم را (بر حسب فريم بر ثانيه) بررسي کنيد.

  2. ميزان ادامه دار بودن انرا بررسي کنيد.
    بدنبال اين باشيد که چقدر از اين فريم ها را ميتوان در سريعترين ميزان قبل از کند شدن عکسبرداري کرد.
    بفهميد که کدام فرمت فايل ها با سريعترين ميزان عملکرد بهتري دارد.

  3. اگر حالت ان تنها در فرمت JPEG در دسترس است، سطح فشرده سازي استفاده شده را دريابيد.

  4. به ابعاد تصوير براي هر حالت نگاه کنيد.
    براي مثال، يک حالت بسيار سريع که تصاويري تنها با پيکسل هاي لازم براي چاپ
    يک تمبر پستي را توليد ميکند، انچنان مفيد نيست.

  5. نوع کارت حافظه مورد استفاده براي امار را بررسي کنيد چراکه سرعتي که
    کارت حافظه در ذخيره سازي فايل ها دارد ميتواند بر ميزان فريم کلي تاثير بگذارد.






memory Card - چگونه عکس هاي ورزشي و در حرکت بگيريم ؟







camera tools - چگونه عکس هاي ورزشي و در حرکت بگيريم ؟





lens photography - چگونه عکس هاي ورزشي و در حرکت بگيريم ؟






چگونه عکس هاي ورزشي و در حرکت بگيريم ؟ : تجهيزات


اگر شما براي عکاسي ورزشي و عکاسي از حرکت عزم جدي داريد، خودتان را با اسباب صحيح براي اين کار مجهز کنيد.


دوربين

دوربين خود را بررسي کنيد تا اختيار انتخاب مقدار بالاي ISO را داشته باشد،
چون ميتواند به شما در عکس گرفتن از حرکت و عکاسي ورزشي کمک کند.
عکاسان حرکت حرفه اي از دوربين هاي با سرعت فو خودکار بسيار بالا استفاده ميکنند،
اما اين بدان معنا نيست که با دستگاه هاي مبتدي کندتر يا حتي با کنترل دستي فو نتوان عکس هاي خوبي گرفت.
در واقع، در برخي موارد، طرفداران ترجيح ميدهند تا سيستم هاي فو خودکار را خاموش کنند و از فو دستي استفاده کنند.


لنزها

بطور کلي، سريع ترين (عريض ترين ديافراگم) و بلندترين لنزها، بهترين و مناسب ترين گزينه براي عکس از حرکت و عکاسي ورزشي ميباشند.
اين عوامل به شما ها اجازه ميدهند تا نزديک شويد و سرعت شاتر را بالا و بصورت ثبت حرکت نگه داريد.
همچنين گفته ميشود، بيشتر بزرگنمايي هاي 80-200 ميلي متري f5.6 براي فضاي بيرون مناسب اند، اگر تنظيمات ISO در حالت سريع بکار گرفته شود.
لنز هاي پايدار سازي تصاوير يا کاهش لرزش، کاربري اساني نيز دارند.
انها براي عکاسي در نور کم فوق العاده اند، و شما را قادر به عکاسي متوالي با سرعت شاتر کمتر ميکنند.






سه پايه

در تلاش براي گرفتن واضح ترين تصاوير ورزشي ممکن، استفاده از يک سه پايه يا مونوپد نيز توصيه ميشود.
ثابت نگه داشتن لنزهاي سنگين بسيار سخت است.
همچنين، زمانيکه ميخواهيد از لنز هاي کانوني بلند استفاده کنيد، لرزش هاي زياد دوربين مشکل بزرگي را براي شما ايجاد خواهد کرد.
يک سه پايه خوب با يک کلگي يا يک مونوپد با کاربري اسان که به غلاف سه پايه لنز شما ثابت شده باشد، اين مشکلات را حل خواهد کرد.


باتري ها

مطمئن شويد که باتري هاي دوربين شما کاملا شارژ شده اند و شما يک باتري يدک ذخيره شده در جيب کناري کيف خود داريد.
دوربين هاي داراي فو خودکار براي مصرف باتري شان انگشت نما هستند،
خصوصا زمانيکه ميخواهيد يک لنز بلند و دور از مکان اصلي در طي کل رويداد ورزشي با خود ببريد.
کارت هاي حافظه
در عکاسي ورزشي، به نسبت ساير انواع عکاسي، ميزان بيشتري عکس براي استفاده
گرفته ميشود، از اين رو مطمئن شويد که فضاي زيادي را در اختيار داريد.







monopad camera - چگونه عکس هاي ورزشي و در حرکت بگيريم ؟







photoshop edite - چگونه عکس هاي ورزشي و در حرکت بگيريم ؟








منبع : تصويرگران پويا انديش 







چگونه پنل لايت روم مي تواند به بهبود عکاسي شما کمک کند









  • pouyaandish akasi lightroom1 - چگونه پنل لايت روم مي تواند به بهبود عکاسي شما کمک کند












چگونه پنل متنوع لايت روم مي تواند به بهبود عکاسي شما کمک کند


شايد تصور شود که تنها کاربرد متاديتا جستجو است اما وقتي ديتا آنرا بررسي کنيد متوجه اين ابزار فوق العاده
و تاثيرش براي بهبود عکاسي خواهيد شد.

















پنل متاديتا چيست؟


در پنل لايت روم ، متاديتا ابزار جستجوي پيشرفته اي محسوب مي شود که در
گالري عکس هايتا به دنبال اطلاعات ذخيره شده در فايل هاي تصاوير مي گردد. منوي
باز شده گزينه هاي جستجو را نشان ميدهد و شما مي توانيد ستون جديدي
را با کليک کردن بر روي سمت راست ستون موجود و انتخاب add column اضافه کنيد.
همچنين مي توانيد محتويات ستون موجود را با کليک بر روي عنوان آن ستون تغيير
دهيد. بدين ترتيب اطلاعات اوليه مانند زمان گرفتن عکس يا دوربين استفاده شده، لنز،
فلاش، فاصله کانوني، iso، سرعت شاتر، ديافراگم و غيره قابل جستجو هستند.


تمام اطلاعاتي که در ستون پايين نشان داده شده اند با چند آيتم که با هر پارامتر در
سمت راست هماهنگ شده اند، قابل توجهند. با کليک بر روي هر کدام از نتايج، تمام
عکس هاي همراه با ويژگي هايشان نشان داده مي شوند حالا که مي دانيد چطور از
اين پنل استفاده کنيد
بياييد روش هاي استفاده از اين اطلاعات را براي ارتقاي عکاسي بررسي کنيم.







pouyaandish akasi lightroom2 - چگونه پنل لايت روم مي تواند به بهبود عکاسي شما کمک کند



















pouyaandish akasi lightroom3 - چگونه پنل لايت روم مي تواند به بهبود عکاسي شما کمک کند






1. کمک به شناسايي چيزهايي که شايد بخواهيد امتحان کنيد


با نگاهي انداختن به پنل متاديتا سرعت شاتر و ديافراگم هايي که براي گرفتن عکس
در مجموعه تان استفاده کرده ايد را مي بينيد و مهمتر اينکه تعداد عکس هايي را که با
هر تنظيم گرفته ايد، خواهيد ديد.
احتمالا نيازي به اطلاع از توزيع تنظيمات نداريد پس شايد بهتر باشد که از ايده هاي
برگرفته از دسته بندي ها استفاده کنيد تا مهارت هايتان را ارتقا دهيد.


















2. کمک به تشخيص نقاط قوت و ضعف احتمالي


پيدا کردن الگوها ااما نشانگر مشکل و نقطه ضعف در کار نيست، براي مثال کاتالوگي از
تصاوير چهره بايد بيشتر از ديافراگم هاي باز باشد در حاليکه عکاسان مناظر نيز متوجه
الگوي استفاده از ديافراگم هاي کوچکتر خواهند شد.
اما بد نيست که به اين اعداد و عکس هاي مرتبط آن نگاهي بياندازيد تا متوجه مسير
ديدتان در اينده شويد.







pouyaandish akasi lightroom4 - چگونه پنل لايت روم مي تواند به بهبود عکاسي شما کمک کند



















pouyaandish akasi lightroom5 - چگونه پنل لايت روم مي تواند به بهبود عکاسي شما کمک کند






3. محدوديت هاي ابزاري را به شما نشان مي دهد


اگر بزرگترين لنزهايي که استفاده مي کنيد نقطه کانوني 70 داشته باشد و شما تعداد
زيادي عکس با اين فاصله کانوني در مجموعه تان ببينيد، شايد نشانه اي دال بر نياز به
گلاس بزرگتر باشد. اگر سريعترين لنزتان در f/2.8 عکس مي گيرد و قصد شما عکاسي
با وسعت بيشتر است، زمانش فرا رسيده که نمونه هاي سريعتر را امتحان کنيد.


ISO نقطه ديگري است که در آن با محدوديت روبرو مي شويد. آيا دائما ISOهاي بالا را
خريداري مي کنيد؟ کافيسب بر روي عکس هايي که در iso 6400 گرفته ايد کليک کنيد
و تصميم بگيريد که آيا دوربين تان ميزان نويز قابل قبول را به شما مي دهد يا خير.
مي توانيد بر روي ISO 6400 در ستون ISO کليک کرده، سپس هر دوربين مجزايي که
در اين تنظيمات استفاده کرده ايد را در ستون Camera ببينيد و کيفيت نتيجه را مقايسه
کنيد.


















4. با لنزهاي prime شروع کنيد


بيشتر عکاسان با لنزهاي زوم کار خود را شروع مي کنند و گاهي استفاده از نمونه هاي
prime در مراحل مياني ديده مي شود. بي شک لنز سريع ارزشمند است اما آيا محدود
کننده هم هست؟ وقتي قصد استفاده از prime را داريد، بهتر است که با فاصله کانوني
شروع کنيد که کار با آن برايتان ساده است.
به ستون فاصله کانوني نگاهي بياندازيد تا تنظيمات متداول خود را ببينيد و از آن براي
کار با لنزهاي prime استفاده کنيد.







pouyaandish akasi lightroom6 - چگونه پنل لايت روم مي تواند به بهبود عکاسي شما کمک کند



















pouyaandish akasi lightroom7 - چگونه پنل لايت روم مي تواند به بهبود عکاسي شما کمک کند






5. به دنبال سوپرايز باشيد


گاهي جستجو در داده ها به شما حقايق عجيبي را در مورد کارتان نشان ميدهد که
تا بحال هيچ اطلاعي در اين مورد نداشته ايد.
به نظر براي استفاده بهتر از دوربين ها، بايد آنها را از کيف هايشان درآورد و در نزديک
خود، جايي که در دسترس باشد نگهداري کرد. گاهي بهترين دوربين همان است که
همراهتان است.


















6. تشخيص زمان هايي که شايد به الهام بخشي بيشتري نياز داريد


با نگاهي به ستون داده ها متوجه مي شويد که هر سال چند عکس گرفته ايد و سپس
توزيع آنها در هر ماه چطور بوده است.
البته کسب و کار فصل هاي کند و شلوغي هستند، اما کارهاي شخصي چه مي شود؟







pouyaandish akasi lightroom8 - چگونه پنل لايت روم مي تواند به بهبود عکاسي شما کمک کند



















pouyaandish akasi lightroom11 - چگونه پنل لايت روم مي تواند به بهبود عکاسي شما کمک کند






7. براي سفر آماده شويد


جمع کردن وسايل براي يک سفر مي تواند کمي چالش برانگيز باشد، زيرا بايد طوري
وسايل را جمع کرد که بار سنگين نشود و مومات اصلي فراموش نشوند.
وقتي مي خواهيم وارد مکان تازه اي شويم در مورد آن تحقيق مي کنيم و بدين ترتيب
نوع عکس هايي که قرار است بگيريم و ابزار مورد نيازش را مشخص مي کنيم.
اما اين تحقيقات فقط در مورد نحوه سفر ديگران به آن محل است و دقيقا به شما
نمي گويد که چطور مي خواهيد در آن نقطه عکس بگيريد. اينجاست که متاديتا
کمک مي کند.


متاديتا Lightroom ابزاري بسيار قدرتمند است و کاربردش فقط جستجو نيست.
اگر براي استفاده اش وقت بگذاريد متوجه فوايد آن در مورد کارتان و عادت هاي
عکاسي تان خواهيد شد و در نهايت به عنوان يک عکاس پيشرفت مي کنيد.


منبع : pouyaandish.com











عکاسان معاصر جهان: مفهوم انسان بودن در آينه‌ي سگ‌هاي ويليام وگمن




عکاسان معاصر جهان: مفهوم انسان بودن در آينه‌ي سگ‌هاي ويليام وگمن



 


تصوير 1. ويليام وگمن. کژوئال، 2002.


 


 


ويليام وگمن[1] (متولد 1943، آمريکا) از هنرمندان شناخته‌شده‌ي معاصر و از شخصيت‌هاي کليدي جنبش هنر مفهومي ساحل غربي آمريکا – در کنار افرادي مثل اد راشا[2]، جان بالدساري[3]، داگلاس هي‌يوبْلر[4]، ديويد سال[5] و ويا تِلْمينْس[6] – است که موضوع عکس‌هايش حول پرتره‌هايي است که طي قريب به سه دهه از سگ‌هايش گرفته. او از طريق اين پرتره‌ها ارجاعات گسترده‌اي به زندگي روزمره، تاريخ، هنر و مد داشته است. وگمن از دهه‌ي هفتاد، همچون هنرمنداني مثل مري کسينْدس[7]، چاک کلُس[8] و لوکاس ساماراس[9] براي تهيه‌ي هنر خود دوربين پلاريد را به کار برده است.


 


 


تصوير 2. برشي از ويدئو ويليام وگمن با عنوان «من ري، مي‌خواي که…»، 1972.

 


 


وگمن تا کنون موفق به دريافت دو کمک‌هزينه‌ي هنري از گوگنهايم و کمک‌هزينه‌ي ديگري از صندوق ملي حمايت از هنرها در آمريکا شده است و آثارش در گالري‌ها، موزه‌ها، رويدادها و مجلات هنري مهم جهان به نمايش درآمده‌اند. همچنين کتاب‌هاي متعددي از او به چاپ رسيده است، از جمله کتاب‌هاي کودک پرفروشي که بر اساس قصه‌هاي معروف کودکانه شکل گرفته‌اند. آثار وگمن هم‌اکنون در مجموعه‌ي موزه‌ي هنر مدرن نيويورک، موزه‌ي هنر آمريکايي اسميتسني‌ين، موزه‌ي هنر آمريکايي ويتني و موزه‌هاي ديگر نگهداري مي‌شوند.


 


 


تصوير 3. از نمايشگاه «ويليام وگمن: انسان بودن»، گالري ملي ويکتريا، ملبرن، استراليا (20 – 2019).

 


 


اخيراً تور جهاني نمايشگاه عکس‌هاي پلاريد وگمن به کيوريتري ويليام يوئينگ زير عنوان «ويليام وگمن: انسان بودن»[10] ملهم از کتابي با همين عنوان (2017)، با بررسي بيش از سي سال کار عکاسي وگمن و نمايش صد عکس منتخب، شامل بسياري از عکس‌هاي ديده‌نشده‌ي او، در حال برگزاري است. به‌مناسبت اين نمايشگاه تصميم گرفتيم نگاهي داشته باشيم به بدنه‌ي کاري اين هنرمند.


 


 


تصوير 4. دنيل دُرسا. ويليام وگمن و سگش در استوديواش در نيويورک.

 


 


وگمن پس از تحصيل نقاشي و هنر در کالج هنر مساچوسِتْس و دانشگاه ايلينُي بين سال‌هاي 1968 تا 1970، در دانشگاه ويسکانسين و يک سال در دانشگاه ايالتي کليفرنيا هنر مفهومي و عکاسي تدريس کرد. او پس از اين دوره نخستين آثارش را در اوايل دهه‌ي 1970 به نمايش گذاشت.


موضوع اصلي کارهاي وگمن سگ‌هايش هستند. نخستين سگ کارهاي او، سگي از نژاد وايْمرانر بود که وگمن نام او را «من رِي»[11] گذاشت (هم‌نام هنرمند سورئاليست معروف قرن بيستم). او با همکاري من رِي ويدئوهايي ريل‌تايم ساخت (تماشاي ويدئوها) و سپس از سال 1978 با دوربين پلاريد قطع بزرگش عکاسي از او را آغاز کرد.


 


 


تصوير 5. ويليام وگمن. 1994. دو عکس پلاريد يکه 20 در 24 اينچي [≈50 در 70 سانتي‌متر].

 


 


وگمن من رِي را در موقعيت‌هاي سورئال و نامتعارفي عکاسي و حاصل کار را در کتابي با عنوان «بهترين دوست انسان (1982)» [12] منتشر کرد. اين کتاب به‌ادعاي سنفرد شوارتْس در نيويورک‌بوکس «شايد اصيل‌ترين کتاب عکس از زمان انتشار «آمريکايي‌ها»ي (1959) رابرت فرانک باشد»، چرا که اين کتاب همچون «آمريکايي‌ها» در جهان عکاسي نادر است. «کتاب فرانک همه‌چيز دارد – همه‌ي حس‌وحال‌ها و همه‌ي ساعات روز و هر نوع آدمي – از نگاه آدمي دلخور و ناراحت. عکس‌هاي وگمن نيز همه‌چيز دارند، اما با نگاهي دروني‌تر.»


نگاه بي‌تفاوت من ري و سگ‌هاي بعدي وگمن – فِي رِي[13] و فرزندانش – هنگام قرار گرفتن‌شان در موقعيت‌هاي آشناي انساني – در حال تماشاي تلويزيون، در حال آشپزي، همراه سگ خانگي، يا با ژست‌هاي معمول پرتره – که همزمان شکلي نامتعارف پيدا کرده‌اند، لحني طنزآميز به کارهاي وگمن بخشيده است.


 


 


تصوير 6. ويليام وگمن. شراب قرمز، 1998. پلاريد.

 


 


تصوير 7. ويليام وگمن. مادام باترفلاي، 1997. دو عکس پلاريد.

 


 


از مهمترين ويژگي عکس‌هاي وگمن ارجاعات طنزآميز او به زندگي روزمره، تاريخ، هنر، اسطوره، فيلم، مد، طراحي و تبليغات است. وگمن المان‌هاي آشناي هنر را در آثارش بازسازي و دگرگون ساخته است. از تنديس‌هاي کلاسيک تا نقاشي کالر فيلد، کوبيستي و سورئال، از سنت‌هاي پرتره‌پردازي تا هنر اجرا، او المان‌هاي آنچه با عنوان هنر مي‌شناسيم را اين بار از طريق سگ‌هاي پرحوصله‌اش بازآفريني کرده و همزمان با خلق فرم جديدي از هنر، شکل آشناي هنر و زندگي را به طنز آغشته است.


 


 


تصوير 8. ويليام وگمن. مهاجر، 1999. پلاريد.

 


 


تصوير 9. ويليام وگمن. کفش پَردار، 1999. پلاريد.

 


 


وگمن با پوشاندن لباس به تن سگ‌هايش آنها را در حالاتي عکاسي کرده که يادآور عکس‌هاي مد و پرتره‌هاي استوديويي است. او سگ‌ها را با لباس، کفش و موهاي انساني و در ژست‌هاي متعارف پرتره و مد، ژست‌هايي که گاهي از نمونه‌هاي انساني‌شان فراتر مي‌روند، زير نورپردازي‌هاي دقيق استوديويي و غالباً در حالت بي‌تفاوتي يا بيگانگي تصوير کرده است.


 


 


تصوير 10. ويليام وگمن. رِي و خانم لابنر در حال تماشاي تلويزيون (نسخه‌ي دوم)، 1981. پلاريد.

 


 


تصوير 11. ويليام وگمن. مکان توريستي (بتي و کروکي در قايق بادباني)، 1994.

 


 


اگر چه بيشتر عکس‌هاي وگمن در محيط استوديويي و زير نور مصنوعي تهيه شده‌اند، اما او همچنين تعدادي از عکس‌هايش را خارج از محيط استوديو گرفته است. در اين پرتره‌ها سگ‌ها را در حال انجام اموري مثل تماشاي تلويزيون، کشاورزي، دوچرخه‌سواري و قايق‌راني مي‌بينيم. او در مجموعه‌ي «روزهاي دهقاني» (1996) همچون يک پروژه‌ي عکاسي مستند پرتره‌هايي از سگ‌ها با لباس دهقاني و در محيط واقعي تهيه کرده است. داستان اين کتاب راجع به يک سگ شهري با نام چيپ است که براي ديدن پسرعموهايش و ياد گرفتن کشاورزي به روستا رفته.


 


 


تصوير 12. ويليام وگمن. روزهاي دهقاني، 1996 (عکس جلد کتاب «روزهاي دهقاني»).

 


 


تجربه‌ي انسان‌بودن
وگمن با همکاري سگ‌ها، موجوداتي که اکنون به بخش قابل توجهي از زندگي شهري بدل شده‌اند، سبک جديدي از هنر بدن و اجرا را پيش نهاده است. با وجود جنبه‌ي طنزآميز کارها، او صرفاً به ساختن تصاويري بامزه از سگ‌ها – تصاويري که اينک هزاران نمونه از آنها را مي‌توان در يوتيوب و اينستاگرام يافت – رضايت نداده است.


در واقع، وگمن شخصيت برجسته‌ي سگ‌هايش را حفظ کرده و آنها در آثارش اهميتي هم‌پاي هنرش يافته‌اند: سنفرد شوارتْس من رِي را «يکي از باهوش‌ترين، زرنگ‌ترين و خوش‌قيافه‌ترين چهره‌ها در تاريخ عکاسي» دانسته و نشريه‌ي ويلج وُيس پس از مرگ من ري در سال 1982 به او لقب «Man of the Year» داده است. در واقع، سگ وگمن آن قدر معروف شد که اسم هم‌نامش را، که يکي از مهم‌ترين هنرمندان قرن بيستم است، تحت‌الشعاع قرار دهد. به‌راستي که وگمن با کمک بازيگران بي‌تفاوت و صبورش موفق شده مفهوم انسان‌بودن در دنياي معاصر را دست بي‌اندازد!


منبع : سايت عکاسي





يک عکس، يک عکاس: توماس روف




يک عکس، يک عکاس: توماس روف



 


Haus Nr. 9 by Thomas Ruff (1989)


 


 


موضوع خانه‌ي شماره 9 عظمت اشکال ساختماني در پيوند با جزئيات کوچک زندگي روزمره است. توماس روف، عکاس آلماني، عکس‌هاي اين مجموعه را در روزهاي ابري گرفته است، هنگامي که مي‌‌توان کيفيت نور و رنگمايه‌ي خاکستري آسمان را معادل رنگ‌هاي کم‌‌جان و کدر ساختمان‌‌هاي عکس‌‌هايش در نظر گرفت. خانه‌ي شماره 9 تقريبا يک خرابه است؛ يادبودي کم ارزش از انبوه‌سازي‌‌هاي فراگير بعد از جنگ جهاني دوم در اروپا. عکس درباره‌ي زندگي روزمره و امر غيرتماشايي است و البته توانايي عکاسي در اعتباربخشي به اين دو.


 


 


مجموعه‌ عکس‌ خانه‌هاي توماس روف در اواخر دهه‌ي 1980، زمان فروپاشي کمونيسم، در آلمان گرفته شده است. عکس‌هاي اين مجموعه با کيفيات عيني و عاري از احساساتي که دارا هستند، بازتاب‌دهنده‌ي وضعيت اروپا در آستانه‌ي تغييرات بنيادي آن دوره است. خانه‌ي شماره 9 يک بلوک آپارتماني است در ميان يک زمين چمن ناآراسته که تکه‌‌هاي آشغال نيز در گوشه و کنار آن ديده مي‌‌شود. ساکنان اين ساختمان‌ها خيلي کم در عکس‌‌ها ديده مي‌شوند اما نشانه‌هايي از زندگي خصوصي آنها – روتختي آويزان از بالکني رنگ‌ و‌‌‌رو‌‌‌رفته، کاغذي چسبيده به شيشه و اشکالي که از درون پنجره‌‌ها پيداست – به دقت در عکس‌ها توصيف شده‌اند و همين جز‌ئيات نقشي اساسي در موفقيت اين اثر دارند.


منبع : akkasee.com






قلمرو شن و سيمان: تحولات عربستان سعودي در آينه‌ي عکس‌هاي پيتر بگاچويچ




قلمرو شن و سيمان: تحولات عربستان سعودي در آينه‌ي عکس‌هاي پيتر بگاچويچ



 


پيتر بگاچويچ. از مجموعه‌ي قلمرو شن و سيمان


 


 


عربستان قلمرويي گوشه‌گير و محافظه‌کار است که کمتر تصويري از درون آن به بيرون درز مي‌کند. شايد خيلي از ما به‌جز مراسم حج، تصوير ديگري از فضاي فرهنگي عربستان سعودي در ذهن نداشته باشيم. اما گويا حاکمان سعودي طي سال‌هاي اخير تصميم گرفته‌اند که از انزوا درآيند و تحولي در چشم‌انداز فرهنگي عربستان ايجاد کنند، تحولي که نشانه‌هاي آن را مي‌توان در عکس‌هاي کتاب قلمرو شن و سيمان: منظره‌ي فرهنگي عربستان سعودي يافت.


 


 


پيتر بگاچويچ. از مجموعه‌ي قلمرو شن و سيمان

 


 


پيتر بگاچويچ. از مجموعه‌ي قلمرو شن و سيمان

 


 


عربستان سعودي: از صحرانشيني تا مدرنيزاسيون


 


 


تأسيس سعودي آرامکو در سال 1938—آستانه‌ي جنگ جهاني دوم و دوران شکوفايي عصر صنعتي—ثروت سرشاري را به جيب صحرانشينان عرب سرازير کرد. نفت، اين عنصر حياتي توليد و صنعت، طي چند دهه يک فرهنگ قبيله‌اي و صحرانشين و يکي از محافظه‌کارترين جوامع را به يکي از ثروتمندترين نقاط روي زمين و قدرت منطقه‌اي و بين‌المللي تبديل کرد.


البته، ثروت سرشار عربستان براي سال‌ها اين فرهنگ به‌شدت محافظه‌کار را از پاي‌بندي به سنت‌هايش جدا نکرد. تا همين چند سال پيش ن در عربستان نمي‌توانستند به‌طور مستقل رانندگي کنند يا بدون اجازه‌ي مردان سفر بروند. اما گويا حاکمان فعلي و به‌ويژه وليعهد جوان محمد بن سلمان، عزمي راسخ دارند که اين تصوير از عربستان را که چندان خوشايند عرصه‌هاي بين‌المللي هم نيست، تغيير دهند.


 


 


ناتاليا نايهارت کشتي‌کج کار کانادايي در حال سلفي گرفتن با تماشاگران عربستاني. اين نخستين مسابقه‌ي کشتي‌کج ن در عربستان سعودي است که نهم آبان ماه 1398 در استاديوم بين المللي ملک فهد رياض برگزار شد. کشتي‌گيران در اين رقابت با پوشش متفاوتي ظاهر شدند.

 


 


در واقع، روند تغيير مدتي است که شروع شده. اکنون خبرهايي از عربستان مي‌شنويم که با توجه به شناخت پيشيني‌مان از اين قلمرو، شگفت‌آور هستند. اخيراً خبري منتشر شد مبني بر اين که يک شرکت آمريکايي در عربستان سعودي، اين قلمرو مسلمان به‌شدت محافظه‌کار، مسابقه‌ي کشتي‌کج ن برگزار کرده است. کمي پيش نيز قرار بود نيکي ميناژ خواننده‌ي مشهور رپ آمريکايي در عربستان کنسرت برگزار کند که البته اين برنامه از طرف خواننده لغو شد. سينماها و کنسرت‌هاي موسيقي باز شدند، ن به‌طور مستقل اجازه‌ي رانندگي، حضور در ورزشگاه و سفر خارجي يافتند و، در کل، بخش‌هايي از قانون «قيموميت مردان بر ن» در عربستان باطل شد.


محمد بن سلمان با کمک مشاوران بين‌المللي و هزينه‌ي هنگفت ميلياردها دلاري (بخشي از اين هزينه با واگذاري سهام سعودي آرامکو در بورس اوراق بهادار به دست مي‌آيد)، در چشم‌انداز سال 2030 عربستان سعودي که در ارديبهشت ماه 1395 از آن رونمايي شد، آينده‌اي مدرن از عربستان ترسيم کرده است.


از اهداف اصلي اين چشم‌انداز آن است که با خروج عربستان از حالت انزوا و باز شدن درهايش به جهان، جذب سرمايه‌گذاري جهاني، توسعه‌ي تجارت‌هاي غيرنفتي و حوزه‌هايي مثل گردشگري، به‌تدريج از وابستگي شديد عربستان به نفت کم شود. همان طور که برنده‌ي جايزه پوليتزر و مؤلف کتاب درباره‌ي عربستان سعودي[1] کارن الي‌يت هاوس[2] خاطر نشان کرده است، «اين برنامه چيزي کمتر از يک انقلاب اجتماعي براي مدرنيزاسيون نيست که نه‌تنها ساختمان‌هاي شهر که مردم سعودي را نيز مي‌خواهد مدرن بکند.»


 


 


پيتر بگاچويچ. از مجموعه‌ي قلمرو شن و سيمان

 


 


پيتر بگاچويچ. هتل ريتس کارلتن، رياض، از مجموعه‌ي قلمرو شن و سيمان
هتل پرزرق‌وبرق ريتس کارلتن به مکاني بدنام تبديل شده، چرا که در تصفيه‌ي ملي سال 2017، از آن به‌عنوان زندان خانواده‌هاي سلطنتي و تجار بزرگ مظنون به فساد استفاده شد. چنين مکاني، علاوه بر اين که مي‌تواند نشاني از بلندپروازي‌هاي پرزرق‌وبرق اين قلمرو باشد، با کارکردش به‌عنوان زندان، مي‌توان آن را نمادي از وسوسه به فساد نيز تلقي کرد.

 


 


قلمرو شن و سيمان: منظره‌ي فرهنگي عربستان سعودي


 


 


عکاس و معمار ساکن ترانتو کانادا، پيتر بُگاچِويچ[3] در دوراني که مي‌توان آن را نقطه‌ي عطفي در مناسبات اجتماعي و فرهنگي عربستان سعودي تلقي کرد، به اين قلمرو پا گذاشته تا يک دگرگوني بزرگ را به تصوير بکشد. او با عکس‌هاي رنگي قطع‌بزرگش، که به‌تازگي همراه مقدمه‌اي از عکاس شناخته‌شده ادوارد برتينسکي[4] و مقالاتي از کارن الي‌يت هاوس و رُدريگو اُرانتيا[5] در کتاب قلمرو شن و سيمان: منظره‌ي فرهنگي عربستان سعودي منتشر شده‌اند، ميراث گذشته و وضع حال عربستان را کاويده و از بلندپروازي‌هاي حاکمان اين منطقه خبر داده است.


در مقدمه‌ي اين کتاب به‌قلم عکاس شناخته‌شده ادوارد برتينسکي مي‌خوانيم:


 


 



بگاچويچ با روحيه‌ي کنجکاوش به ما اين فرصت را داده که به اين قلمرو گوشه‌گير و بسيار ثروتمند چشم بدوزيم، و با شاهد دوربينش با آنچه يک فرهنگ چادرنشين و بيابان‌گرد بدان تبديل شده، آشنا شويم. او با پيشينه‌ي معماري‌اش، به مناطق تاريخي متروک و آسيب‌پذيري جذب شده که جاشان را به زمان و عناصر طبيعت داده‌اند. شاهد مدرنيزاسيون فوق‌العاده سريع يک فرهنگ باستاني خواهيم بود—پروژه‌هاي عظيم زيرساختي، برج‌هاي فولادي و شيشه‌اي، مراکز خريد لاکچري و شهرک‌هاي کاملاً نويي که براي طبقه‌ي متوسط روبه‌رشد فراهم آمده‌اند.



 


 


پيتر بگاچويچ. از مجموعه‌ي قلمرو شن و سيمان

 


 


پيتر بگاچويچ. از مجموعه‌ي قلمرو شن و سيمان

 


 


بگاچويچ با علاقه‌اش به معماري، جذب گذشته‌ي عربستان و قلمرو شن شد. خانه‌هاي کاهگلي و صحرايي متروک در عکس‌هاي او نشان از گذشته‌اي رهاشده دارند. او با تصوير کردن مناظر تغييريافته و مردم اين ناحيه، تصوير روشن‌تري از فضاي فرهنگي عربستان امروز شکل داده است. خانواده‌هايي که در فضاي باز روي زيلو نشسته و جمعيتي که ميان صحرا با ماشين‌هاشان کنار آب مي‌آيند، نشان از بقاياي سنت صحرانشيني دارند، و ن پوشيده و مرداني که موقع اذان به صف نمازگزاران مي‌پيوندند، از پايبندي به سنت‌هاي مذهبي اسلامي خبر مي‌دهند.


بگاچويچ با قرار دادن اين نشانه‌ها در کنار تغييرات مدرن، از جمله آسمان‌خراش‌هاي شيشه‌اي درخشان، مراکز خريد و هتل‌هاي مجلل، عمليات عمراني و راه‌سازي، و خانه‌هاي يک‌شکل براي طبقات متوسط شهرنشين، قلمرو شن را در جوار قلمرو سيمان نشانده و از «پرتاب شدن» يک فرهنگ محافظه‌کار به سمت مدرنيته خبر داده است.


 


 


پيتر بگاچويچ. از مجموعه‌ي قلمرو شن و سيمان

 


 


پيتر بگاچويچ. از مجموعه‌ي قلمرو شن و سيمان

 


 


همان طور که تاريخ‌نگار هنر و کيوريتر رُدريگو اُرانتيا خاطر نشان کرده است، اين عکس‌ها را به چند طريق مي‌توان بررسي کرد:


 


 



آنها را مي‌توان در حکم اسناد تاريخي، تصاوير اجتماعي، يا به‌شکلي دقيق‌تر، عرصه و فضايي براي خاطره و خيال تلقي کرد. کشاکشي بنيادين ميان آنها وجود دارد: مناظر صحراي بي‌زمان و ويرانه‌هاي تاريخ صحرانشيني که انگار زماني برخاسته و اينک در طبيعت حل شده‌اند، نشاني از خاطره هستند و توسعه‌ي زيرساخت‌هاي جديد و آسمان‌خراش‌هايي که گويي ناگه از زمين سربرآورده‌اند، نشاني از خيال.



 


 


عربستان سعودي به‌عنوان يک قدرت منطقه‌اي مسير جديدي را آغاز کرده است. عربستان مدرن با فرهنگ محافظه‌کار و سنتي‌اش مسلماً با چالش‌هاي بزرگي روبه‌رو خواهد بود: ميان اين گذار سريع، آيا خيالِ آينده خاطره‌ي گذشته را محو خواهد کرد يا سنت‌هاي گذشته‌ي يک فرهنگ محافظه‌کار در مقابل مدرنيزاسيون و جهاني‌سازي مقاومت خواهد کرد؟ عکس‌هاي کم‌نظير بگاچويچ نمايانگر گوشه‌هايي از اين چالش است.


 


 


پيتر بگاچويچ. از مجموعه‌ي قلمرو شن و سيمان

 


 


پيتر بگاچويچ. از مجموعه‌ي قلمرو شن و سيمان

 


 


پيتر بگاچويچ. از مجموعه‌ي قلمرو شن و سيمان

 


 


پيتر بگاچويچ. از مجموعه‌ي قلمرو شن و سيمان

 


 


پيتر بگاچويچ. از مجموعه‌ي قلمرو شن و سيمان

 


 


پيتر بگاچويچ. از مجموعه‌ي قلمرو شن و سيمان

 


 


پيتر بگاچويچ. از مجموعه‌ي قلمرو شن و سيمان

 


 


پيتر بگاچويچ. از مجموعه‌ي قلمرو شن و سيمان

 


 


پيتر بگاچويچ. از مجموعه‌ي قلمرو شن و سيمان

 


 


پيتر بگاچويچ. از مجموعه‌ي قلمرو شن و سيمان

 


 


پيتر بگاچويچ. از مجموعه‌ي قلمرو شن و سيمان

 


 


پيتر بگاچويچ. از مجموعه‌ي قلمرو شن و سيمان

 


 


پيتر بگاچويچ. از مجموعه‌ي قلمرو شن و سيمان

 


 



پيتر بگاچويچ. از مجموعه‌ي قلمرو شن و سيمان


منبع : سايت عکاسي












رفع اشتباهات فو در عکاسي


فو در عکاسي داراي اهميت بسيار زيادي است.
اگر تصوير شما به طور صحيح فو نشده باشد، به احتمال زياد غير قابل استفاده خواهد بود.
احتمالا شما اين گونه تصاوير را حذف مي کنيد.
اولين کاري که بسياري عکاسان انجام مي دهند اين است که زماني که از پشت دوربين نگاه مي کنند
ابتدا بزرگنمايي را انجام مي دهند و عکس مي گيرند.
اگر سوژه، شارپ باشد، مشکلي نيست ولي اگر شارپ نبود، دوباره عکس مي گيرند.
از آنجايي که تصوير تار، هيچ راه حلي ندارد و قابل استفاده نيست،
شما بايد نحوه فو براي دوربين خود و هر آنچه که باعث تار شدن يک تصوير مي شود را ياد بگيريد.
در اينجا دلايل شارپ نبودن فو را توضيح مي دهيم.







photography - با رفع اشتباهات فو ، عکس هاي خود را بهبود ببخشيد


















فو درعکاسي عمق ميدان


عمق ميدان شما، فاصله بين سوژه هاي نزديک تر و دورتر در فريم است که شارپ به نظر مي رسند.
اين فاصله توسط ديافراگم، فاصله کانوني و فاصله شما از سوژه تعيين مي شود.
اگر ديافراگم را اشتباه تنظيم کنيد و در عين حال بخواهيد که سوژه،
لطيف به نظر بيايد، بايد دوربين يا سوژه خود را حرکت دهيد و يا يک لنز مناسب تر براي آنچه که مي خواهيد عکس بگيريد، پيدا کنيد.













  • focus tricks 1030x429 - با رفع اشتباهات فو ، عکس هاي خود را بهبود ببخشيد












وقتي سوژه شما خيلي سريع حرکت مي کند و سرعت شاتر شما به اندازه کافي زياد نيست


تار شدن زمينه عکس مي تواند عمدي و نوعي تکنيک هنري باشد،
اما تار شدن به صورت ناخواسته، اصلا خوب نيست.
بنابراين اطمينان حاصل کنيد که نوردهي شما خوب باشد و سرعت شاتر نيز به اندازه کافي سريع باشد
تا بتوان از يک سوژه متحرک نيز يک عکس خوب گرفت.
مثلا در کمتر از 60/1 ثانيه، شما مي توانيد به تار کردن پس‌زمينه يا Blur کردن سوژه هاي متحرك مانند فردي که به سرعت حرکت مي کند، نماييد.
اين مدت زمان، به سوژه در حال حرکت بستگي دارد.
به عنوان مثال، براي سوژه هايي که خيلي سريع حرکت مي کنند مانند پرنده در حين پرواز، به سرعت شاتر در محدوده 1000/1 نياز خواهيد داشت.
اين کار هنگام عکسبرداري از حيات وحش دشوار است، بنابراين شما به تجهيزات مناسب براي کار و همچنين آطلاع کافي از نحوه عملکرد دوربين تان نياز داريد.













  • taxi 1030x429 - با رفع اشتباهات فو ، عکس هاي خود را بهبود ببخشيد












دوربين را هنگام فو در عکاسي تکان ندهيد


يک ضربه ساده و يا حتي حرکت جزئي مي تواند يک تصوير را کاملا از فو خارج کند و مقدار تاري مد نظر براي پس زمينه تصوير را تغيير دهد.
بنابراين هر زمان که مي توانيد، دوربين خود را با استفاده از سه پايه يا يک سطح پايدار، ثابت نگه داريد.
شما حتي مي توانيد با تکيه دادن به يک ديوار يا نرده و نشستن، از لرزش و حرکت دوربين جلوگيري نماييد.













  • moving photography 1030x429 - با رفع اشتباهات فو ، عکس هاي خود را بهبود ببخشيد












هنگامي که بايد فو را خودتان تنظيم کنيد، از قابليت فو خودکار (autofocus) استفاده نکنيد


سيستم اتوفو يا فو خودکار، در اکثر دوربين ها براي تنظيم يک ميدان وسيع
و فو بر روي سوژه هاي مد نظر شما، وجود دارد.
اگر مي خواهيد فو بر روي سوژه بسيار دقيق باشد،
بايد يک نقطه کوچک براي اتوفو انتخاب کنيد.
اکثر دوربين ها، گزينه هاي مختلفي مبني بر انتخاب يک نقطه کوچک،
يک گروه ??از نقاط يا يک ناحيه بسيار بزرگ از سوژه اي که مشاهده مي کنيد را دارا هستند.
براي سوژه هايي که داراي حرکت نامنظم هستند، ميدان گسترده مي تواند بهترين انختاب باشد،
اما براي عکس گرفتن از جزئيات، مي توانيد از سيستم پين-نقطه (pin-point system) به منظور افزايش دقت، استفاده کنيد.


به خاطر داشته باشيد که تصاوير را در دوربين تان (و يا در منظره ياب سطح چشم بر روي يک دوربين بدون آينه) بزرگنمايي کنيد و فو را در حين انجام اين کار، بررسي کنيد.
اگر اين کار را در مرتبه اول درست انجام نداديد، اشکالي ندارد؛ دوباره  آن را امتحان کنيد.
در واقع يکي از اسرار عکاسي اين است که به منظور عکس گرفتن، چند تصوير از يک سوژه در يک زمان گرفته مي شود.
اين يک تکنيک محرمانه است.













  • how to focus in photography 1030x429 - با رفع اشتباهات فو ، عکس هاي خود را بهبود ببخشيد




منبع : pouyaandish.com















 










5 روش براي عکس برداري از پرندگان


پرنده ها حيوانات زيبايي هستند و در هنگام پرواز بسيار باشکوه جلوه مي کنند. با اين حال عکس برداري از آنها به دليل حرکت سريعي که دارند کار سختي است.
در اينجا 5 روش معرفي مي شود که کمک مي کند بهتر از پرنده ها عکس گرفت.









go wild 3 photography birds  - 5 روش براي عکس برداري از پرندگان







go wild 4 photography birds  1 - 5 روش براي عکس برداري از پرندگان







1. به حيات وحش برويد


آيا تا بحال به اين موضوع فکر کرده ايد که کجا بايد پرنده ها را پيدا کرد و بهترين محل عکس برداري از آنها کجاست؟
پيشنهاد اوليه ما جستجو براي مکان هايي است که بتوان از پرنده ها در حيات وحش عکس گرفت.
نکته قابل توجه در مورد عکس برداري از پرندگان اين است که ممکن است آنها را در هر جايي هنگام تعطيلات يا در خانه ببينيد.
آنها همه جا آزاد و رها هستند ، ممکن است در طبيعت باشد يا در محلي براي ساختن لانه.


دفعه بعد که در محله تان، پارک يا جنگل قدم مي زنيد بالا را نگاه کنيد و به صداي پرندگان در محيط گوش بدهيد.
ديدن پرندگان در محيط فرصت مناسبي براي عکسبرداري از آنها در زيستگاه طبيعي شان است و بنابراين مي توانيد از آنها در مکان هايي
مانند شاخه ها، لانه يا بوته زارها عکس بگيريد. البته عکسبرداري از پرندگان در حيات وحش کار ساده اي نيست.
اگر به دنبال گرفتن عکس هايي با کيفيت عالي از پرندگان هستيد شايد لازم باشد از پوشش هاي استتار استفاده کنيد تا بتوانيد از
گونه هاي کم ياب عکس بگيريد. اين پوشش ها شما را مخفي مي کند و پرنده ها با ديدن تان نمي ترسند و فرار نمي کنند.


















Get Close 3 photography birds  - 5 روش براي عکس برداري از پرندگان







Get Close 7 photography birds  - 5 روش براي عکس برداري از پرندگان







Get Close 4 photography birds  - 5 روش براي عکس برداري از پرندگان







2. نزديک شويد


در باغ وحش و مراکز نگهداري پرندگان اين امکان وجود دارد که بتوانيد به آنها نزديک شويد.
چنين مکان هايي موقعيت فوق العاده اي براي شکوفايي استعدادهاي شما در عکس برداري از پرندگان است.
البته به دليل محدوديت فضايي که براي پرندگان ايجاد شده آنها نمي توانند مانند پروازهاي واقعي خود در طبيعت بدرخشند.
در اين گونه مراکز آنها مي آموزند که چگونه نزديک به بازديدکنندگان پرواز کنند.
بنابراين فرصت خوبي داريد که از آنها در هنگام پرواز عکس بگيريد
بيشتر پرندگان جزئيات جالبي مانند چشم ها، نوک و پرهاي رنگارنگ دارند که مي تواند سوژه عکس شما شود.








Get Close 6 photography birds  - 5 روش براي عکس برداري از پرندگان







Get Close 5 photography birds  - 5 روش براي عکس برداري از پرندگان







Get Close 8 photography birds  - 5 روش براي عکس برداري از پرندگان


















In your garden photography birds - 5 روش براي عکس برداري از پرندگان







In your garden photography birds 2 - 5 روش براي عکس برداري از پرندگان







3. عکس برداري از پرندگان در باغچه خانه تان


عکاسي از پرندگان در جلوي خانه خودتان هم مي تواند لذت بخش باشد.
شايد پرندگان جنگلي به ندرت به محل زندگي شما نزديک شوند اما وارد باغ و باغچه ها مي شوند تا غذا پيدا کنند.
مي توانيد براي پرنده هايي که در درخت ها و بوته هاي اطراف زندگي مي کنند کمي غذا بريزيد.
آنها خانواده دارند و اگر بدانند که آنجا منبع غذايي وجود دارد مرتبا به باغچه تان سرمي زنند.


اگر خوش شانس باشيد، مي توانيد پرندگاني را ببينيد که به جوجه هايشان غذا مي دهند.
مي توانيد غذا را روي زمين بريزيد يا روي ميزي مخصوص قرار دهيد تا بهتر بتوانيد عکس بندازيد.
ريختن انواع غذاي پرندگان انواع مختلفي از آنها را هم جذب خواهد کرد.
کلاغ ها و توکاهايي مانند سلطانا به غذاهايي مانند دانه، بادام يا چربي ها علاقه دارند.
هنگام صبح زمان خوبي براي فعاليت پرندگان است و اواخر پاييز تا اوايل بهار بهترين فصل براي عکسبرداري از گونه هاي کمياب است.


















Birds in Flight photography birds 3 - 5 روش براي عکس برداري از پرندگان







Birds in Flight photography birds 4 - 5 روش براي عکس برداري از پرندگان







Birds in Flight photography birds 5 - 5 روش براي عکس برداري از پرندگان







4. پرندگان در پرواز


پيشنهاد بعدي براي عکس برداري از پرندگان ، زماني است که پرواز مي کنند.
پرندگان موجودات آزادي هستند و معمولا مسير پرواز يکساني را از لانه هايشان طي مي کنند.
اگر ميتوانيد سعي کنيد در هنگام پرواز از آنها عکس بگيريد، يعني زماني که در حال بلندشدن، فرود آمدن يا وسط پرواز کردن هستند.
اگر مي خواهيد عکس خوبي از پرنده در حال پرواز بگيريد، به سرعت شاتر بيشتري نياز داريد و بايد کاملا تمرکز کنيد.
در مورد تجهيزات لنزهايي با دامنه وسيعتر نياز است تا بتوان از پرندگان در پرواز عکس گرفت.



















Flocks photography birds 1 - 5 روش براي عکس برداري از پرندگان







Flocks photography birds 2 - 5 روش براي عکس برداري از پرندگان







5. دسته پرندگان


پرنده ها در ماه هاي زمستان مهاجرت مي کنند و اين فرصت خوبي براي عکسبرداري از همه آنهاست.
دسته هاي پرندگان مي توانند سوژه فوق العاده اي براي عکسبرداري باشند تا اينکه
بخواهيم جداگانه از آنها عکس بگيريم زيرا اشکال و الگوهاي مختلفي دارند.
گاهي پرنده هايي مانند دسته هاي سار با هم هستند تا از يکديگر در مقابل شکارچيان محافظت کنند.
وقتي کنار هم باشند بازها و پرندگان شکارچي نمي توانند يک پرنده را هدف بگيرند و قاب عالي براي عکس برداري ايجاد مي کنند.
دسته هاي پرندگان را مي توان در حال حرکت يا ثابت عکسبرداري کرد.


نتيجه گيري
دفعه بعدي که مي خواهيد از پرندگان عکس بگيريد از اين ترفندها استفاده کنيد.


منبع : سايت پوياانديش












يک عکس، يک عکاس: هيروشي سوگيموتو




يک عکس، يک عکاس: هيروشي سوگيموتو



 


Baltic Sea, Rugen by Hiroshi Sugiomto (1996)


 


 


سوگيموتو، در اين پروژه‌‌، هرکدام از مناظر دريايي خود را با اسم محل عکس‌برداري آن نام‌گذاري کرده است – براي مثال اقيانوس اطلس شمالي، دماغه برِتون؛ به اين وسيله او مجموعه خود را بر پايه مسئله چگونگي ساخته‌شدن هويت‌هاي ملي و مرزهاي جغرافيايي بنا کرده است. او از مناظر دريايي استفاده مي‌‌کند تا پيش‌‌فرض‌‌هاي جغرافيايي را به چالش بکشد؛ شهرها و کوه‌‌ها در تصوير مشخص نيستند و هيچ‌چيز جز پهن? دريا و هويت آن ناحيه، که به‌طور ضمني به آن اشاره‌شده، نمي‌بينيم. سوگيموتو از رابطه‌اش با دريا به‌عنوان «سفري به ديدن» ياد مي‌‌کند و تصاوير تاثيرگذار و پر از جزئياتش به استعاره‌اي براي ماجراجويي‌هاي شخصي تعبير مي‌شود. اگرچه عکس‌ها در آلمان، جاماييکا، ايتاليا و چند کشور ديگر گرفته‌شده‌اند اما، به علت بي‌‌کران بودن دريا‌‌ها، عکس‌‌ها غيرقابل طبقه‌‌بندي و محدود شدن هستند.
عکس درياي بالتيک، روگن، يکي از شاخص‌ترين عکس‌هاي اين مجموعه است که در دهه 90 ميلادي گرفته‌شده. او درباره دريا مي‌نويسد: «رازِ هم? رازهاست، آب و آسمان همان‌جا درست روبرويمان است، هربار که دريا را مي‌بينم احساس آرامش و امنيت مي‌کنم، جوري که انگار به ملاقات خان? اجدادي‌‌ام رفته‌‌ام، گويي که آغاز سفري به ديدن است». عکس درياي بالتيک، روگن، از طيفِ نرمِ خاکستري‌ها تشکيل‌شده و تمايز بين دريا و آسمان در آن ناچيز است. اين عکس، که با دوربين قطع بزرگ گرفته‌شده است، نه‌تنها درخشش آِب و آسمان را نشان مي‌‌دهد بلکه به تهديدِ ماليخوليايي تاريکي و طوفان نيز اشاره کرده است.


منبع : سايت عکاسي






نگاهي به نمايشگاه «مرجعيت نامتقارن» و «کاليدوسکوپ تاريخي»




نگاهي به نمايشگاه «مرجعيت نامتقارن» و «کاليدوسکوپ تاريخي»



 


يک. کارمايه‌ي ساختن از تاريخ در هنر، در کنار هم نشاندن، آشتي دادن و درآميختنِ دو قلمرو دور و جدا از هم است، چرا که يکي ريشه در معرفت دارد و ديگري رو به حقيقت. تاريخ، تجليِ ميل سيري‌ناپذير آدمي به دانستن، و آنگاه به نظم درآوردن و به انتظار نشستنِ تکرارِ اين آگاهي‌ست تا بر توان عقلِ خودبسنده‌ي انساني شهادت دهد. هنر اما در پيِ فلسفه فرا مي‌رسد تا اين اشتياق سوزنده را محدود کند و بر آن پاياني بگذارد. معرفت با سوداي شناخت جهان و هستي، زندگي را يکسره از شور تهي مي‌سازد و آن را به چيزي پيش‌بيني‌پذير، سرد و بي‌روح بدل مي‌کند.


فلسفه و هنر، با داعيه‌اي از همان دست به عرصه مي‌آيند اما حقيقت را جستجو مي‌کنند، و در راه رسيدن به آن زمين و زندگي را سرشار از عشق و اشتياق مي‌سازند. از اين منظر، بر شورِ دانستنِ وسواس‌گون و اندوختن دانش و کسب معرفت، مقدم‌تر، و از آن، پيشيني‌ترند. تاريخ، فلسفه و هنر، همه به مدد تصوير صورت مي‌بندند؛ همه، برآيندِ بازتاب تصوير هستي در ذهن انسان اند. اين شکل‌ها و تصاويرِ جهان هستند که از چشمِ آدمي عبور مي‌کنند تا تصوير دوباره‌اي از آنچه به گمان خود مي‌بيند در ذهنش نقش ببندد و شناخت و ادراک ممکن شود.


چنين فرآيندي به فريبي مي‌ماند. علم که حاصل اشتياق بي‌پايان به معرفت هستي است، اين توهم را انکار مي‌کند و قبول چنين فريبي را برنمي‌تابد؛ اين باور تمام بنيان آن را ويران مي‌کند. اما هنر از آغاز مي‌داند، و پنهان نمي‌کند، که يکسره برآمده از فريب و توهم است، تماماً بازنمايي‌ست. هنر، در اعتراف به تکيه بر تصوير داشتن و بازسازيِ دوباره‌ي آنچه حواس فراهم مي‌آورند، صادق‌تر از دانشِ متکي بر شناخت است. اذعان به دروغ بودن، هنر را راست‌تر از علم مي‌سازد. هنر، ريشه در حقيقتي دارد که با شجاعت از اعتراف به فريبِ زيباشناختيِ مخاطب مايه مي‌گيرد.


 


 



 


 


دو. به نظر مي‌رسد اين آثار سرِ آن داشته‌اند که دشواريِ پيش گفته‌ي درآميختنِ تاريخ و هنر به‌مثابه کارمايه‌اي براي خلق اثر را بار ديگر محک بزنند. از آن رو «بار ديگر»، که هنرمند، پيش‌تر و پيوسته، اين مضمون را آزموده است. او پيش از اين در مجموعه‌هاي ديگري هم نشان داده از تاريخ و جلوه‌هاي مفهومي يا تصويريِ آن غافل نيست. من اين دلبستگي به تاريخ را برآمده از دغدغه‌ي او به واگوييِ حقيقت تلقي مي‌کنم. باز گفتنِ حقيقت از دو سو و در دو جبهه؛ رو در روي خود همچون گفت‌وگويي دروني خطاب به خويشتن، و رو به سوي ديگري بيرون از خودِ هنرمند.


او هوشمندانه از مغاکِ سربرآورده از شکاف و تضادِ ميانِ حقيقت و معرفت، هنر و تاريخ، بهره مي‌برد تا از وراي گفت‌وگويي که آغاز مي‌کند، عنصر اصيل‌تر و ديرپاترِ اين دوگاني، يعني حقيقت، را در اين خلاء طنين‌انداز کند. صداي او در اين کارها، حقيقتاً، صدايي حاصل جمع پژواک‌هاي پراکنده‌اي‌ست که روح زمانه را مي‌خوانند. پس او در مقام سوژه‌اي يکه لازم مي‌داند آنچه را از حقيقت در جوهره‌ي رويدادهاي تاريخي مي‌شناسد و مي‌يابد – و در اين باره به احساس و شهود تکيه مي‌کند – پيوسته براي خود، و آن ديگري بيرون از خود، بازگو کند.


حقيقت، در اينجا در اصيل‌ترين جلوه‌ي خود، يعني جلوه‌ي زيبايي‌شناختي، تصويري ماندگار از موقعيتي مادي در سير تاريخ در خاطره‌ي جمعيِ مردمان نقش مي‌زند. به اين سبب، چنين بازگوييِ پيوسته‌ي حقيقت به خود و ديگري، چون در هيأت اثر هنري ظاهر شود، حقيقت اصيل هستيِ آدمي را بازمي‌تابد.


 


 



 


 


سه. پرهام تقي‌اف در آخرين مجموعه‌اش همچنان دل‌مشغولي‌هاي پيشينش را پي مي‌گيرد. تصويرهايي را از منابع رسانه‌اي مي‌يابد؛ به خوانشي نو از روايت‌هايي قديمي در بستري متفاوت مجال بروز مي‌دهد؛ و بعد، حاصل اين قرائت تازه را به مدد جستجو و تجربه‌گري با رسانه‌هاي نو به هنري تأثيرگذار تبديل مي‌کند. به اين ترتيب، آثار او پيوسته عکس‌محور/ تصويرمحور مي‌مانند.


او اين بار به سراغ عکس‌هايي از فرازهايي در تاريخ معاصر ايران رفته است. به‌رغم آن که هميشه از عکس‌هايي از اين دست انتظار مي‌رود به‌مثابه اسنادي عيني از واقعيتي تاريخي در گذشته‌اي دور يا نزديک، اطلاعاتي صريح و غيرقابل‌انکار ارائه کنند، او عامدانه بخش يا بخش‌هاي تعيين‌کننده‌اي از اين عکس‌ها را از اين اطلاعات خالي مي‌کند.


نتيجه، تکان‌دهنده است. غيبت يا فقدانِ جزء يا پاره‌ي مهمي از يک کليت با عنوان عکس که مي‌بايستي اطلاعاتي را منتقل مي‌کرده تا در مرتبه‌اي بعدتر، قضاوتي ارزش‌گذارانه را براي مخاطب ممکن کند، به عاملي آزارنده براي غافلگيري، سردرگمي، برآشفتن و به فکر واداشتنِ او بدل مي‌شود. چهره‌ها، موقعيت‌ها، مکان‌ها و زمان‌ها با آن که آشنا به نظر مي‌رسند اما تن به شناسايي نمي‌دهند.


هنرمند، با دستکاري رمزهاي گذر به دنياي پسِ پشتِ شکل‌ها، سازوکار شناخت و تشخيص (= يادآوريِ) دقيقِ آنها را مختل مي‌کند، تا از رنج و آشفتگيِ ناشي از اين آزارِ حافظه، امکان جان گرفتن و سر بر آوردنِ مفهومي نو در بستري ديگرگون از بازخوانيِ تاريخ محقق شود. در اين راه، او تا رويکردي به‌غايت مفهوم‌پردازانه به عکاسي پيش مي‌آورد، اما حتي در آن حال، دغدغه‌هاي زيبايي‌شناختي را وانمي‌نهد.


آنچه او در اين مجموعه گرد آورده، همچنان وفاداري به دلسپردگيِ هميشه‌اش به زبانِ عکس و تصوير؛ نشانه‌شناسي و رمزگذاري و رمزگشاييِ از آن؛ و هشياري و تعلق خاطر به کشف و بيان و بازسازيِ جلوه‌هاي حقيقت در بستري به نام تاريخ را بازمي‌تابد.


منبع :www.akkasee.com




 



نگاهي به نمايشگاه ستاره سنجري در گالري محسن




نگاهي به نمايشگاه ستاره سنجري در گالري محسن



 


آنچه مي‌خوانيد مروري بر مجموعه‌ي «فروپاشي» و «در باد» ستاره سنجري است که مهرماه امسال (1398) بر روي ديوار گالري محسن رفت. در بخشي از متني که گالري محسن با عکس‌هاي مجموعه‌ي «فروپاشي» همراه کرده است چنين آمده: «او … در مجموعه‌ي فروپاشي به‌‌طور عيان از نابودي و تباهي پرده‌دري کرده است … فروپاشي نمايي کمينه‌گرا، و مدرن در ستايش اندوه دارد؛ فروپاشيِ يک زيبايي ناپايدار به دور از مرثيه و خودنمايي.» در اين مجموعه‌عکس که مي‌توان آن‌ را در ژانر طبيعت بي‌جان (still life) قرار داد، سنجري از گوشت‌هايي رهاشده روي ملحفه‌ي سفيد رنگِ روي ميز، عکاسي کرده است.


طبيعت بي‌جان را مي‌توان يکي از ژانرهايي دانست که نه‌تنها در عکاسي، بلکه در تاريخ هنر نيز قدمتي زياد دارد. به‌رغم پيشينه‌ي عکاسي طبيعت بي‌جان و فراگير بودن آن در تاريخ هنر، اين ژانر در عکاسي قرن بيستم به‌دليل صحنه‌پردازي و ساختگي بودن سوژه‌ي مقابل دوربين بدنام و مهجور واقع شد و از سوي نگاه مدرنيستي که طالب واقعيت عکاسانه بود، جدي گرفته نشد و بسيار کم در باب آن بحث شد.


اولين عکس‌هاي اين سبک مربوط به اوايل قرن 19 ميلادي است و قديمي‌ترين آن عکسي است با نام ميز نهارخوري اثر ژوزف نيسفور نيِپس که به‌روش هليوگرافي ثبت شده و مدت زمان نوردهي آن حدود 4 ساعت بوده است. در اين تصوير چاقو، قاشق، شيشه، ليوان، کاسه، بطري، گلدان و قهوه‌جوش به خوبي مشاهده مي‌شوند و از اصلي‎ترين دلايل پرداختن عکاس به آن را محدوديت‌هاي فني در نوردهي سوژه‌هاي در حال حرکت مي‌توان فرض کرد. با اين حال، پس از افول نگاه مدرنيستي به عکاسي، صحنه‌پردازي و ژانر طبيعت بي‌جان در عکاسي معاصر امروز دوباره مورد توجه قرار گرفته است.


در عکاسي طبيعت بي‌جان، اين عکاس است که عناصر صحنه را مي‌سازد، و با توجه به اين نکته، همان‌قدر که اين ژانر عکاسي به‌دليل حساسيت چيدمان سخت و پيچيده است، به دليل آزاد بودن عکاس در تعيين ساختار تصوير و انتخاب و تغيير حالت موضوع، آسان است. بيشتر عکاسان از پس‌زمينه‌هايي به رنگ روشن و ساده استفاده مي‌کنند، چراکه به آن‌ها اين اطمينان را مي‌دهد که پس‌زمينه توجه را از سوژه‌ي اصلي منحرف نمي‌کند، البته اين يک قانون ثابت و هميشگي نيست. برخي عکاسان باتجربه‌تر قادر هستند تا با وجود پس‌زمينه‌هاي شلوغ، عکس‌هاي زيبايي در اين ژانر خلق کنند.


در تاريخ ژانر طبيعت بي‌جان، اين اشياء خانگي چيده‌شده روي ميز بودند که به‌عنوان معرف اين ژانر عمل مي‌کردند، اما عکاسي سوژه‌هاي بسيار بديع‌تري را وارد قلمرو اين ژانر کرد؛ از اشياء صنعتي گرفته تا حتي در گامي فراتر، خود عکاسي در مقام شئ.


 


 


ستاره سنجري. بدون عنوان، از مجموعه‌ي فروپاشي، 1398

 


 


مجموعه‌عکس‌هاي ستاره سنجري در نمايشگاه اخيرش را مي‌توان در ژانر طبيعت بي‌جان مورد خوانش قرار داد. به نظر مي‌رسد سنجري در تلاش است با نمايش تکه‌هاي گوشت و امعاء و احشاء خونين رهاشده روي ميز با نگاهي کمينه‌گرا از تباهي سخن بگويد. قاب‌هاي او از مرگ سخن مي‌گويند، روميزي‌هاي سپيد رنگ در اتاق‌هاي سپيد، يادآور ملحفه‌ها‌ي بيمارستاني يا پارچه‌‌هاي کفن و دفن است و ميز غذاخوري را به تخت‌هايي بدل مي‌سازد که بدن‌هاي تکه‌پاره‌شده بر روي آن سخن از مرگ مي‌گويند. ملحفه‌هاي خونين، گوشت‌ها و روده‌هايي که خبر از پسماند‌گي و کثيفي مي‌دهند و در عين نظم درون قاب‌ و فضا، بي‌نظمي را بازنمايي مي‌کنند.


از سويي، مي‌توان مجموعه‌ي «فروپاشي» سنجري را با مجموعه‌ي «صبح و ماليخوليا»ي عکاس معاصر کانادايي لُرا لتينسکي (Laura Letinsky) سنجيد. لتينسکي در مجموعه‌ي «صبح و ماليخوليا» (1997-2001) گويي بقاياي يک مهماني را که شب گذشته در جريان بوده قاب گرفته است.


عنوان «صبح و ماليخوليا» اشاره به مقاله‌اي از زيگموند فرويد با نام «سوگواري و ماليخوليا» دارد که در آن فرويد به واکنش انسان در برابر از دست دادن پرداخته است. کارهاي لتينسکي خيلي ساده است، يک ميز، يک ملحفه و سوژه‌هايي تک‌افتاده روي آن. آنچه مي‌بينيم گويي توصيف صحنه‌اي از يک ضيافت به‌اتمام‌رسيده است؛ گويي با پايان مهماني همه چيز تمام شده و خوشي‌ها به پايان رسيده است.


لتينسکي با گذاشتن اشياء بر لبه‌ي ميز که هر لحظه امکان دارند بيافتند، اشياء را در وضعيت فروپاشي قرار مي‌دهد و امکان متلاشي شدن آن‌ها را فراهم مي‌آورد. او ژانر عکاسي طبيعت بي‌جان را که تا قبل از آن براي نشان دادن زندگي تجملاتي و مصرف‌گرايي بود، به چالش کشيده و پس‌ازآن را به ما نشان مي‌دهد؛ مصرف شد، لذتي که تمام شد، حالا چه؟! حالا همه چيز در آستانه‌ي فروپاشي است، شبيه به بيانيه‌اي براي عصر مصرف‌گرايي؛ در واقع پايان اين ضيافت تباهي است.


 


 


لُرا لتينسکي. از مجموعه‌ي صبح و ماليخوليا، 1997 – 2001

 


 


در مقايسه‌ي مجموعه‌ي «فروپاشي» با عکس‌هاي لُرا لتينسکي به نظر مي‌رسد قاب‌هاي سنجري تکرار جزءبه‌جزء ساختار بصري آثار لتينسکي است؛ از قاب و ترکيب‌‌بندي گرفته تا حتي شکل نوردهي آن، و شايد بتوان تنها تفاوت اين مجموعه را اشياء بي‌جان رهاشده روي ميز دانست. امري که سبب مي‌شود بيشتر از آنکه در کارهاي سنجري شاهد لذتي تمام‌شده باشيم و فروپاشي بعد از آن را نظاره‌ کنيم، شاهد يک فاجعه‌ي رخ‌داده شويم که با ته‌مانده‎ي آن مواجه شده‌ايم. اما اين مسأله تا چه اندازه سبب مي‌شود مجموعه‌ي سنجري بياني متفاوت و جديد از عکس‌هاي لتينسکي بيابد؟ چندان مشخص نيست. تا آنجا که مي‌توان گفت، مجموعه‌ي سنجري نوعي گرته‌برداري نعل‌به‌نعل از آثار لتينسکي است.


 


 


ستاره سنجري. بدون عنوان، از مجموعه‌ي فروپاشي، 1398

 


 


در باب ارزش‌گذاري در مورد گرته‌برداري سنجري از مجموعه‌ي لتينسکي، يا حتي در بافتي وسيع‌تر گرته‌برداريِ عکاسان ايراني از عکاسان شناخته‌شده‌ي جهان، بايستي به اين گفته‌ي رابرت لويي استيونسن اشاره کرد که عنوان مي‌کند: «تقليد در هنر و به‌خصوص عکاسي جايز است. تجربه‌ي ديگران به‌سختي به دست آمده است. بنابراين يافتن آن تجربيات نياز به تقليد دارد. آگاهانه يا ناآگاهانه، تقليد نقش ميمون ساعي را ايفا مي‎کند که حرکات را بايد مو‌به‌مو آموخت، تجربه کرد تا بتوان جاي پاي جديدي در هنر بر جاي گذاشت.»


در نتيجه گرته‌برداري به‌خودي‌خود عملي مذموم نيست و شايد براي عکاسان ايراني، با توجه به قدمت اندک عکاسي هنري ايران، عملي ناگزير باشد. با اين حال، تقليد از عکاسان بزرگ بدون درک و دريافت رويکرد و جهان‌بيني آنان، سطحي‌نگري هنرمند و نبود کنش فکري و هنري در توليد اثر را به دنبال خواهد داشت. امري که سبب مي‌شود هنرمند را به دستگاه زيراکسي صرف تقليل دهد. به‌قول پل استرند ما شيوه‌هاي مختلف را از تجربه‌ي ديگران دريافت ‌مي‌کنيم تا از آن‌ها رهايي يابيم. در نتيجه، به‌جاي تمرکز بر خود عمل تقليد جهت ارزش‌گذاري بايستي اين سؤال را مطرح کرد که آيا سنجري توانسته در مشق خود از آثار لتينسکي رهايي يافته و رهيافتي بيابد يا خير؟


 


 


لُرا لتينسکي. از مجموعه‌ي صبح و ماليخوليا، 1997 – 2001

 


 


با نگاهي به مجموعه‌ي ديگر سنجري با عنوان «در باد» که بازنمايي ميوه‌ها، سبزيجات و گل‌هايي است که با پلاستيک پوشيده شده‌، از رشته‌هايي آويزان هستند يا روي سطحي قرار گرفته‌اند، بهتر مي‌توان رويکرد او نسبت به ژانر طبيعت بي‌جان را مورد قضاوت و بررسي قرار دارد. ژانر طبيعت بي‌جان که پيشينه‌اي طولاني دارد، حامل مفاهيم و مضاميني تاريخ هنري است که عدم درک و توجه به آن از سوي هنرمند امروزي سبب مي‌شود اثرش به سطح نازلي انتقال يابد؛ همچون يک آگهي تجاري ساده از محصولات غذايي يا خانگي که عاري از مفاهيم زيبايي‌شناختي معنادار و عميق است.


ژانر طبيعت بي‌جان در آغاز در نقاشي‌هايي تبلور يافت که داراي پيام‌هايي نمادين و مذهبي بودند. اين ژانر که تا پيش از غروب امپراطوري روم به دلايل جنگ‌هاي ممتد و شرايط سخت زندگي، دوران رکود بلندمدتي را سپري مي‌کرد، در قرون وسطي بنا به شرايط خاص اعتقادي روحانيان و در قالب کارهاي تزئيني در حاشيه‌ي نوشته‌هاي ديني نمود و گسترش پيدا کرد.


در قرن‌هاي بعد با افول حاکميت مذهبي، نقاشان تلاش کردند تا به شکلي مستقل و جدا از پيام‌هاي مذهبي به طبيعت بي‌جان بپردازند. براي مثال لئوناردو داوينچي که از نخستين اين نقاشان بود، در سال‌هاي 1495 به‌عنوان بخشي از پروژه‌ي مطالعاتي خود در زمينه‌ي ميوه‌ها و گياهان، نقاشي‌هاي آبرنگي در اين زمينه خلق کرد و همچنين مي‌توان به نقاشي‌ها و طراحي‌هاي هدفمند آلبرشت دورر (Albrecht Dürer) از گل‌ها و جانواران اشاره کرد.


اگرچه نوع نگاه اين هنرمندان به ژانر طبيعت بي‌جان سبب شد تا نمادگرايي مذهبي در به تصوير کشيدن اشياء رنگ ببازد اما در نيمه‌ي دوم قرن 16 ميلادي آثار طبيعت بي‌جاني آفريده شد، که به همان اندازه‌ي نمادگراي‌هاي مذهبي در دهه‌هاي گذشته، حامل‌ پيام‌هاي اخلاقي بودند. به‌عنوان مثال، در اثر يوئاخيم بُيْکِلِر (Joachim Beuckelaer) با عنوان «مغازه‌ي قصابي» هرچند در پيش‌زمينه رديف‌هاي گوشت نقاشي شده اما در پس‌زمينه شاهد مضرات مي‌خوارگي و پرخوري هستيم.


به‌تدريج ژانر طبيعت بي‌جان در اروپا به يکي از ژانرهاي در حال گسترش و مورد علاقه‎ي نقاشان تبديل شد. هنرمندان هلندي در کنار نقاشي موضوعات آشپزخانه‌اي همچون ميز صبحانه و غذاي روزانه، رويکردي در اين ژانر شکل دادند با عنوان ونيتاس (Vanitas) که در آن نقاش در کنار کشيدن اشياء لوکس و زيبا به‌عنوان سمبل اميال دنيوي و گذرا، اشيائي چون جمجمه، شمع در حال سوختن، کتاب در حال ورق خوردن و… را به‌عنوان علائم گذرابودن جهان خاکي به تصوير مي‌کشيد. محبوبيت اين نقاشي‌ها به‌زودي به فلاندر، آلمان، فرانسه و اسپانيا منتقل شد.


 


 


خوئان سانچز کُتان. خيار، خربزه، کلم و به، 1602

 


 


براي مثال، هنرمند اسپانيايي خوئان سانچز کُتان (Juan Sanchez Cotan) که پيشگام رئاليسم در کشورش بود، در قرن هفدهم تابلوهاي طبيعت بي‌جاني خلق مي‌کرد که مشخصه‌ي آن‌ها به تصوير کشيدن تعدادي ميوه يا سبزيجات ساده بود که گاه برخي از آن‌ها از يک رشته‌ي ريز در سطوح مختلف آويزان شده‌اند (روشي رايج در قرن هفدهم براي جلوگيري از پوسيدگي مواد غذايي و سبزيجات) و گاه برخي ديگر روي سطحي، يک لبه يا پنجره قرار گرفته‌اند.


فرم‌ها با وضوح تقريباً هندسي در برابر پس‌زمينه‌ي تاريک قرار گرفته‌اند. ارکستراسيون طبيعت بي‌جان در معرض نور مستقيم خورشيد، در برابر تاريکي غيرقابل‌تحمل پس‌زمينه، علاوه بر تأکيد مضاعف بر سوژه، دلالت‌هاي ضمني متعددي با خود به همراه دارند. هر شکلي با چنان تأکيدي بررسي مي‌شود که تصاويري با کيفيتي عرفاني به دست مي‌آيند و واقعيت چيزها تا حدي تشديد مي‌شود که هيچ نقاش ديگري از قرن هفدهم از آن فراتر نمي‌رود.


در مقايسه با اثر سانچز کوتان، مي‌توان گفت مجموعه‌عکس «در باد» همچون مجموعه‌ي ديگر سنجري وام‌دار سنت زيبايي‌شناسي طبيعت بي‌جان غرب است. در اين مجموعه هم مرز بين گرته‌برداري و فرارفتن از آن به‌درستي مشخص نيست. در متن گالري محسن در کنار اين مجموعه مي‌خوانيم: «مجموعه‌ي در باد به شکلي نمايشي با صحنه‌آرايي بي‌کم‌و‌کاستي از قاب‌هايي چون نقاشي‌هاي طبيعت بي‌جان … نمايشي کلاسيک، خوش‌لعاب و پرزرق‌و‌برق اما مصنوعي از چيزهايي است که انگار در دام يک جريان ناپايدار يا در مسير تغيير افتاده‌اند.»


 


 


ستاره سنجري. بدون عنوان، از مجموعه‌ي در باد، 1398

 


 


کنار هم قرار گرفتن دو مجموعه‌ي «فروپاشي» و «در باد» خود بيانگر نوعي آشفتگي است و نشان از سردرگمي عکاس در مواجه با ژانر طبيعت بي‌جان دارد. «فروپاشي» آشکارا وام‌دار مفاهيمي معاصر در بازنمايي ژانر طبيعت بي‌جان است که در عکس‌هاي هنرمنداني چون ليتنسکي به بلوغ رسيده‌اند، در حالي که مجموعه‌ي «در باد» اداي ديني به نقاشي‌هايِ پيشاعکاسيِ طبيعت بي‌جان در قرن 17 ميلادي باقي مي‌ماند.


اين آشفتگي و عدم ارتباط ريشه در عميق‌نشدن هنرمند در مفاهيم پرداخته‌شده دارد. اگرچه پيش‌تر گفته شد به دنباله‌روي ستاره سنجري به‌عنوان عکاسي ايراني از زيبايي‌شناسي عکاسي و هنر غرب به‌خودي‌خود ايرادي وارد نيست، اما عدم ارتباط مفهومي بين مجموعه‌ها، توجه نکردن به مفاهيم برآمده از ژانر و در نهايت نبود متني روشن‌گر از جانب خود هنرمند براي پي بردن به ذهنيت او، بر عدم فراروي هنرمند از تأثيرگيري از هنر غرب صحه مي‌گذارد. امري که بي‌شک با تعمق بيشتر مي‌توانست مجموعه‌هاي «فروپاشي» و «در باد» سنجري را وارد بعد معنايي جديدي کند و ارزش بصري آنها را فزوني بخشد.


منبع : akkasee






يک عکس، يک عکاس: جيم گلدبرگ




يک عکس، يک عکاس: جيم گلدبرگ



 


From the series Rich and Poor by Jim Goldberg (1985)


 


 


شايد اين پرتره بدون متن، تنها در حد يک تمرين عکاسي باقي مي‌‌ماند اما دست‌‌نوشته‌‌ي روي عکس آن را به يک اثر قابل تأمل تبديل کرده است. رجينا زير عکس با اشتياق زياد از «قدرت شخصيت» شوهرش نوشته است و همينطور، آشکارا، از عدم توانايي او براي ابراز احساساتش و همدل بودن. رجينا نوشته است: «البته اين موضوع هيچ‌گاه من را ناراحت نکرده است. من او را همانگونه که هست دوست دارم.» نوشته‌‌ي ادگار اما موجز است: «همسر من مقبول است و رابطه‌‌ي ما رضايت‌‌بخش». آيا نوشته‌ي ادگار درباره رجينا سرد و بي‌‌احساس است؟ يا اين نوشته‌‌اش حاکي از انکار فرهنگ افشاگري (1) است که انتظار دارد ما حتي جزئيات روابط شخصي‌‌مان را براي ديگران آشکار کنيم؟
اين اثر يک عکس از مجموعه پرتره‌‌اي است که در آن افرادي از منتهي‌‌اليه طبقات بالا و پايين جامعه عکاسي شده‌‌اند و سپس از آنها خواسته شده تا درباره خود و عکس‌‌شان مستقيماً روي اثر چاپ‌‌شده بنويسند. نتيجه کار افشا کننده، محرک و بسيار شخصي است. جيم گلدبرگ از نزديک با سوژه‌‌هاي خود کار مي‌‌کرد تا مطمئن شود متن‌‌ها قوي و معنادار هستند. تصوير نهايي اثرگذار است چراکه به طور شگفت‌‌آوري معناهاي ضمني متفاوتي دارد: ترکيب متن و عکس، بين عکاس و سوژه‌‌هايش ديالوگ برقرار مي‌‌کند و به بيننده اجازه نمي‌‌دهد تا به يک نتيجه قطعي سرراست درباره يک رابطه پيچيده برسد.


 


 


پي‌نوشت:
(1) فرهنگ افشاگري به جنبه‌‌هاي از فرهنگ عمومي و دگرگوني در روابط اجتماعي اشاره دارد که بي‌‌پرده‌‌گويي درباره‌‌ي هرچيزي از برخورد دو غريبه با يکديگر تا افشاگري درباره زندگي خصوصي افراد مشهور در برنامه‌‌هاي تلويزيوني‌‌ را تشويق مي‌کند. اين فرهنگ از اواخر قرن بيستم در آمريکا گسترش پيدا کرد.


منبع : سايت عکاسي




 











پنج مرحله تا تصويرسازي نشريات


علاوه بر خلاقيت، انعطاف پذيري و آزادي يکي از بهترين قسمت هاي کار يک تصويرگر حوزه هاي تخصصي بسيار وسيع است.
يکي از بزرگترين حوزه هاي تصويرسازي نشريات است، اين نوع از تصويرگر تصاويري براي
مجلات و رومه ها خلق مي کند و چون عموما به صورت هفتگي يا ماهانه کار مي کنند
مي توان گفت که شغلي منظم و متفاوت براي تصويرگران به حساب مي آيد.







tasvirsazi nashrie l6i - پنج مرحله تا تصويرسازي نشريات























tasvirsazi nashrie yi - پنج مرحله تا تصويرسازي نشريات






1. نمونه هاي کاري خود را متمرکز سازيد


به عنوان يک تصويرگر بهتر است نمونه هاي کاري خود را در موضوعات دلخواه و مورد نظر خود متمرکز سازيد.
مشتريان به ندرت ريسک کرده و معمولا نتايج نهايي را ارجح مي دانند.
شما بايد حداقل 10 نمونه ي خوب نشرياتي داشته باشيد.


بهترين روش اين است که مجلات و رومه ها را جستجو کرده و داستان هايي جذاب براي تصويرسازي بيابيد.
حتي امکان تصويرسازي براي مجلات تازه کار وجود دارد تا نمونه هاي کاري خود را قوي تر کنيد.
به اين ترتيب براي کار خود هدفي مشخص کرده و مهم تر از همه به مشتريان
ثابت مي کنيد که طراح تصويرسازي نشريات توانايي هستيد و پس از آن به نخستين کار کميسيوني خود نزديک مي شويد.






















2. ليستي از مشتريان احتمالي تهيه کنيد


بهتر است مشتريان احتمالي آينده ي خود در تصويرگري انتشاراتي را بررسي کنيد.
مثلا اگر براي يک رومه ي خاص کار مي کنيد، نگاهي به پروژه هاي هکاري آنها بياندازيد.
بهترين شيوه اين است که زمان را با مشترياني که با شما همکاري نخواهند نمود، هدر ندهيد.
به اين ترتيب زمان و پول زيادي به هدر نخواهيد داد.







tasvirsazi nashrie u6i - پنج مرحله تا تصويرسازي نشريات























tasvirsazi nashrie w6i - پنج مرحله تا تصويرسازي نشريات






3. با مشتريان به صورت رو در رو ملاقات کنيد


ارسال ايميل به همراه لينک يک وبسايت به مشتري وسوسه انگيز است اما بهتر است
يک چيز ماندگار براي آنها ارسال کنيد.
همکاران هميشگي تصويرگران عاشق دريافت چيزهاي الهام بخش هستند و هميشه
قسمتي بر روي ميز کار خود براي نگهداري آنها دارند.


شايد در يک ماه فرصت همکاري با شما فراهم نشود اما اگر چيزي ماندگار از شما دريافت کنند هرگز شما را از ياد نخواهند برد.
اين تماس هاي تلفني يا ايميل را تا چند روز پس از دريافت بسته ي پستي توسط آنها
ادامه دهيد و نمونه هاي کاري خود را به آنها نشان دهيد.
ملاقات هاي رو در رو شيوه اي فوق العاده براي ساخت ارتباطات شخصي با مشتريان مي باشد.






















4. انعطاف پذير باشيد


هنگامي که نخستين کار مشارکتي را انجام داديد بايد روابط صميمانه ي خود را با مشتريان حفظ کنيد.
مشتريان در ابتدا سر سخت هستند تا شما را وادار به انجام تغييرات و تنظيمات دلخواه و
افزودن بخش هاي خلاقانه ي خود به تصوير نهايي سازند.
بهتر است اين کار را بي احترامي به حس خلاقيت خود نشماريد زيرا بخشي عادي از روند کار شما است.
تصويرگري که براي انجام تغييرات انعطاف پذيري نداشته و پاسخ تندي به مشتري دهد، شهرت خوبي از خود باقي نخواهد گذاشت.







tasvirsazi nashrie e6i - پنج مرحله تا تصويرسازي نشريات























tasvirsazi nashrie l6i - پنج مرحله تا تصويرسازي نشريات






5. هميشه در دسترس باشيد


يکي از چالش هاي هنرمندان تصويرسازي نشريات اين است که مشتريان هرگز شما را از ياد نبرند.
نامه هاي ماهانه يکي از روش هاي مناسب اين کار هستند.
بهتر است آنها را مختصر کرده و با تصاوير زيبايي از همکاري هاي اخير همراه سازيد.
در صورتي که در آن ماه همکاري نداشته ايد مختصري خود را معرفي کرده و بهترين کارهاي خود را ارائه دهيد.
مشتريان دوست دارند بدانند که شما پرمشغله هستيد و هر ماه کارهاي جديدي براي ارائه داريد.
داشتن نمونه کارهاي قوي و ارائه ي آن به مشتريان درست بهترين شيوه براي موفقيت شما خواهد بود.


منبع : pouyaandish.com























مصاحبه با جان فري، عکاس خياباني و مستند اجتماعي




مصاحبه با جان فري، عکاس خياباني و مستند اجتماعي



 


متن پيش رو مصاحبه‌ي سايت استريت‌ويو فتوگرافي با عکاس باتجربه‌ي آمريکايي جان فري (John Free) است.


لطفاً براي شروع کمي از خودتان بگوييد.


من تقريباً 72 ساله‌ام و در منطقه‌ي معروف اسليپي هالو در ايالت نيويورک، جايي که قبرستان معروفي دارد، به دنيا آمدم. در يک شهر کوچک در ايالت کنتيکت با نام اُلد سِيْبروک بزرگ شدم (البته من هيچ گاه کاملاً بزرگ نشدم)، اما اکنون در لس‌آنجلس زندگي مي‌کنم.


سال‌هاي زيادي در کار بازسازي و تعمير ماشين‌هاي کلاسيک فعاليت داشتم. همچنين نقاشي هم انجام داده‌ام. مدتي به‌عنوان صداپيشه در توليد کارتون‌ها براي کمپاني ديزني کار کرده‌ام. يکي از سرگرمي‌هاي من تعمير و قايق‌راني با قايق‌هاي چوبي قديمي است.


طي 44 سال گذشته به‌عنوان عکاس مستند اجتماعي فعاليت و کار کرده‌ام. به اندازه‌ي کافي خوش‌شانس بودم که توانستم فقط کارهايي را انجام دهم که با آن‌ها احساس راحتي داشتم. به‌واسطه‌ي حرفه‌ي ديگرم که همان تعميرات خودرو بود، هيچ اجبار و فشاري براي پذيرش هر سفارش و کاري نداشتم. به‌عنوان يک عکاس حرفه‌اي، چيزهاي زيادي که براي گرفتن يک عکس خوب نياز است آموخته‌ام.


عشق اصلي و واقعي من عکاسي خياباني است که آن را به‌روش عکاساني که کار، اخلاق و نيت آن‌ها براي من بسيار مهم است انجام مي‌دهم. از زماني که کارم را شروع کرده‌ام آنري کارتيه‌برسن، رابرت فرانک و ويليام يوجين اسميت عکاسان محبوب من بوده‌اند؛ بدون ژست‌دادن يا چيدمان صحنه و بدون شرح.


متوجه شده‌ام که گرفتن تصويري قدرتمند از يک لحظه از زندگي واقعي، هيجان زياد و لذت خاصي دارد و من آن را درک کرده‌ام و مي‌توانم آن را به دست آورم و شعري بصري براي مردم جهان بفرستم. مي‌خواهم با پيام اميد و بينش به اين موضوع که انسان بودن چيست دست يابم و همچنين درک عاطفي‌تري از همه‌ي ن و مردان داشته باشم. هدف من اين است که با عکس‌هايم انسان را به انسان و هر فرد را براي خودش توصيف کنم.


 


 



 


 



 


 


با ديدن کارهاي قابل‌توجه شما خيلي کنجکاوم که بدانم قدرت خلاقيت شما از کجا مي‌آيد؟


نمي‌دانم از کجا نشأت مي‌گيرد اما دوست ندارم خيلي ار کلمه خلاق استفاده کنم. فکر مي‌کنم بيشتر ناشي از مهارت هنري درونم است، همان طور که در کار تعمير خوردو نيز وجود داشت و همراه من بود. درک کردم که چه کاري بايد انجام شود و سپس ابزاري را به کار بردم که به شما براي دستيابي به يک هدف خاص کمک مي‌کند.


فکر نمي‌کنم کسي بتواند خلاقيت دروني‌اش را کنترل کند. احساس مي‌کنم نيروي خلاقيت دروني هر فرد تنها زماني ظهور خواهد کرد که آن عکاس يا هنرمند به‌قدري در به کار بردن ابزار خود مهارت يابد که گرفتن عکس به عملي غير ارادي تبديل شده و عکاس را قادر سازد ديدگاه شخصي منحصربه‌فرد خود را در آن عکس به نمايش بگذارد.


اطلاعات روي سايت شما مي‌گويد که شما يک عکاس مستند و خياباني هستيد. مي‌توانيد به تفاوت‌ها و نيز تلفيق اين دو ژانر به‌عنوان انتخابي براي عکاسان، اشاره کنيد؟


به نظرم سه تا از مهم‌ترين و نيز دشوارترين شاخه‌هاي عکاسي، عکاسي اجتماعي، عکاسي خبري و عکاسي خياباني هستند که زماني که من عکاسي را شروع کردم، از آن‌ها به‌عنوان عکاسي مستقيم نام مي‌بردند. فکر مي‌کنم درک تفاوت بين آن‌ها نسبتاً ساده است. در عکاسي خبري ممکن است به 6 عکس با زيرنويس نياز باشد. در عکاسي مستند اجتماعي به 25 تا 50 فريم نياز است که هر کدام با زيرنويس يا يک داستان کوتاه تقويت مي‌شوند. در عکاسي خياباني براي نماياندن چيزي که نمي‌توان ديد همه‌ي اين موارد بايد با يک عکس و بدون توضيح يا زيرنويس انجام شوند.


نبود زيرنويس و ژست، عکاسي خياباني را دشوارترين شاخه‌ي عکاسي کرده که من تا به حال درگير آن بوده‌ام. کار حرفه‌اي من در عکاسي مستند اجتماعي در يادگيري اين که چطور به سوژه نزديک شوم، بسيار مفيد بود. نه‌فقط از نظر فيزيکي و جايي که ايستاده‌ام بلکه از بسياري جهات ديگر و اين که چطور مي‌توانم از نظر محتوايي در عکس‌هايم احساسم را درباره‌ي آن سوژه منتقل کنم تا زندگي و درک بيشتري را در تصوير جاي داده و اين‌گونه بيننده بتواند تصوير را بهتر درک کند.


 


 



 


 


چگونه در ابتدا به عکاسي خياباني علاقه‌مند شديد؟


وقتي اوايل دهه‌ي شصت در خدمت نيروي تفنگداران دريايي بودم با عکاسي آشنا شدم، اما سال 1969 هنگامي که با همسرم به اروپا مسافرت کردم، عکاسي به زندگي‌ام برگشت و آن را براي هميشه تغيير داد. خيلي زود از شيوه‌ي کار عکاسان مورد علاقه‌ام آگاه شدم و فهميدم که چه مسيري را بايد در پيش گيرم و محصول نهايي چه خواهد بود. نتيجه‌اي که به دنبال آن هستم، هميشه يک چيز است: عکسي که قدرت تأثيرگذاري عاطفي دارد يا به روشي، بيننده را براي ديدن خود برمي‌انگيزد.


سبک کاري‌تان از زماني که کارتان را شروع کرده‌ايد، چگونه تغيير کرده است؟


در توصيف نحوه‌ي کارم، کلمه‌ي سَبْک، کلمه‌ي مورد علاقه‌ام نيست. زماني کسي گفته بود که سبک فقط يک اشتباه مکرر است. سبک وقتي است که عکاس سعي کند قدري از خودش را در تصوير قرار دهد تا مردم از طريق سبکش، سازنده‌ي عکس را بشناسند. تکنيک کلمه‌اي است که من با آن راحت‌ترم. تکنيک يا روش من هيچ وقت تغيير نکرده است. من هنوز از يک دوربين 35 ميليمتري استفاده مي‌کنم، با يک لنز ميکرو 55 ميلي‌متري F/2.8. هنوز هم همه روزه ساعت‌هاي زيادي را در تاريکخانه مي‌گذرانم. من از فيلم سياه‌وسفيد با حساسيت 400 استفاده مي‌کنم و تمام عکس‌هايم را خودم ظاهر و چاپ مي‌کنم.


 


 



 


 


الآن از چه تجهيزاتي استفاده مي‌کنيد و با چه تجهيزاتي شروع کرديد؟


انتخاب من ني F-3 است که براي مدت مديدي به‌عنوان بهترين دوربين حرفه‌اي شناخته مي‌شد که يک فرد مي‌تواند داشته باشد. ويزور اين دوربين پوششي 100 درصدي دارد که براي من خيلي مهم است زيرا عکس‌هايم را برش نمي‌دهم. بيشتر دوربين‌ها اين قابليت را ندارند که 100 درصد منظره را پوشش دهند. لنزهاي ني جزو شارپ‌ترين لنزهايي هستند که تا به حال ساخته شده است. من تجهيزاتم را، که شامل يک ني F-3 سالم همراه يک لنز است، به‌صورت دست‌دوم و با قيمت ناچيز 100 دلار خريدم. دوربين خيلي دقيق و بادوامي است.


آيا مي‌توانيد درباره‌ي روند کارتان از جايي که ابتدا وارد خيابان مي‌شويد تا زماني که عکس نهايي و چاپ‌شده را به نمايش مي‌گذاريد، به ما بگوييد؟


مطالعه، مطالعه، مطالعه، تمرين، تمرين، تمرين. فهميده‌ام که بيشتر عکاسان سخت کار نمي‌کنند يا حتي مطالعه ندارند. من هر روز با کنترل دستي دوربين و کنترل‌هاي ذهني که در مغزم است، تمرين مي‌کنم. فقط زماني يک عکاس مي‌تواند دقيقاً دکمه‌ي شاتر را فشار دهد که مغزش دستور دهد که ديدگاه شخصي و منحصربه‌فرد او مي‌تواند در عکس جاري شود.


هنگامي که وضعيت يا سوژه‌اي پيدا مي‌کنم، سعي مي‌کنم آنچه را که مي‌تواند به من ارائه دهد سريع درک کنم، در اين صورت است که مي‌توانم ارزش جزييات، عناصر و عواملي که هميشه در يک موضوع حضور دارند را شناخته و درک کنم. گنجاندن يا حذف مناسب برخي جزييات يا حقايق مي‌تواند به قدرت مرکزتوجه بي‌افزايد.


 


 



 


 



 


 


آيا تأثير خاصي روي کارتان احساس مي‌کنيد، خواه از جانب يک عکاس باشد يا مدرسه يا هر موضوعي که شما را به خود جلب مي‌کند؟


همان طور که قبلاً اشاره کردم، من تحت تأثير کارهاي کارتيه‌برسن، يوجين اسميت و رابرت فرانک هستم. من تحت تاثير اين باورم که شاهکارهاي تصويري در اطراف ما منتظرند توجهي ويژه به آن‌ها داشته باشيم و به‌طور مؤثري عکاسي‌شان کنيم. من از تأثير احساسي که عکس‌هاي بي‌نظير بر من دارند، انگيزه مي‌گيرم. همين انگيزه است که مرا به جست‌وجو براي آگاهي کامل بصري سوق مي‌دهد.


شما تعداد زيادي کارگاه عکاسي برگزار کرده‌ايد، تجربه‌ي شما در مورد آن‌ها چطور است و فکر مي‌کنيد مهم‌ترين چيزي که مردم در کارگاه‌هاي آموزشي شما ياد مي‌گيرند چيست؟


من از کارگاه‌هاي آموزشي لذت مي‌برم و به‌واسطه‌ي اين کارگاه‌ها مي‌توانم عشق عميقي که براي اين کار دارم را به اشتراک بگذارم. فکر مي‌کنم عکاساني که به کارگاه‌هاي من مي‌آيند بيشتر ياد مي‌گيرند که گرفتن اطلاعات و کمک از ساير عکاسان، مي‌تواند براي هنرجويان جديِ عکاسي مفيد باشد. اين کارگاه‌ها به عکاسان اين امکان را مي‌دهند که خروجي عکس‌هاي مرا ببينند و به‌واسطه‌ي آن، تکنيک‌هايي که به آن‌ها کمک مي‌کند تا از نزديک موضوع را عکاسي کنند را ياد بگيرند، بدون اين که متوجه اين موضوع شوند.


بقاء بخش مهمي از کارگاه است و به عکاسان کمک مي‌کند هنگام عکاسي از موضوعات حساس از دردسر و چالش دوري کنند. به اشتراک گذاشتن اطلاعات مي‌تواند خيلي مفيد باشد. همه‌ي ما هميشه هنرجو هستيم.


 


 



 


 


در مقايسه با ساير عکاسان خياباني چه توصيفي از کارهايتان داريد؟


من هميشه تلاش مي‌کنم در عکسم حداقل سه عنصر بصري يا مؤلفه را با يکديگر تلفيق کنم، طوري که به بيان داستان کوتاهي از زندگي کمک کند. با اين روش، هميشه تلاش خواهم کرد سه چيز را در عکسم بي‌آورم که با يکديگر تعامل دارند، انجام اين کار به ارائه‌ي اطلاعات کافي به بيننده براي درک نيت عکاس کمک مي‌کند.


آيا انعکاس شخصيت‌تان را در کارهايتان مي‌بينيد؟ اگر جواب‌تان مثبت است، به نظرتان کدام عکس اين ويژگي را دارد.


نمي‌توانم شخصيتم را در کارهايم ببينم زيرا به‌لحاظ عاطفي خيلي به آن نزديک هستم. سعي نمي‌کنم بخشي از خودم را در کارم قرار دهم. از طرفي نمي‌توانم جلوي ورود احساسات دروني‌ام به عکس را بگيرم. احساس مي‌کنم که سوژه پادشاه است و عکاس بايد سعي کند احساسات را از سوژه بيرون بکشد و آن را براي بيننده قابل‌مشاهده کند.


 


 



 


 



 


 


آيا غالباً با سوژه‌هاي خود تعامل داريد؟


از وظايف مهمي که عکاس با آن روبه‌رو است نزديک شدن به موضوع است و انجام اين کار بسياري از عکاسان را ناراحت مي‌کند. من هميشه براي هر تعاملي که ممکن است در رابطه با سوژه نياز باشد آماده‌ام، از طريق يک صحبت کوتاه يا يک احوال‌پرسي دوستانه براي ايجاد احساس راحتي با سوژه. با اين حال، سعي مي‌کنم تعاملم با سوژه به گونه‌اي نباشد که شرايط را تحت تأثير قرار دهد، اما گاهي اين ارتباط و تعامل با سوژه به موضوع و اتفاق بهتري مي‌انجامد.


براي مثال، وقتي از مسيرهاي راه‌آهن در ميدان باربري لس‌آنجلس عکاسي مي‌کردم و شخصي از من مسير حرکت قطارش را پرسيد، من اين عکس را گرفتم. سپس به اين مرد کمک کردم که وارد واگن شود زيرا براي اين که خودش اين کار را انجام دهد، خيلي پير و ضعيف بود.


 


 



 


 


از بين کارهايتان، کدام يک مورد علاقه‌ي شماست و چرا؟


عکس مورد علاقه‌ام عکسي است که در 22 ماه مه 1971، روزي که پسرم اسکات به دنيا آمد گرفتم. آن عکس را در خانه‌ي يک دوست گرفتم، جايي که رفته بودم خبر تولد را بدهم. احساس مي‌کنم که قدرتمندترين عکس من، عکس دوستم و پسرش است.


آيا تا به حال عکسي گرفته‌ايد که تعادل عاطفي شما را عميقاً به چالش بکشد؟


چندين و چند بار، به خاطر وضعيت يا رويدادي که از آن عکاسي مي‌کردم بسيار احساساتي شده و اشک ريخته‌ام. بله وقتي عکاسي مستند اجتماعي انجام مي‌دهم، گاهي مثل يک بچه گريه مي‌کنم.


جالب‌ترين و ناشيانه‌ترين داستان عکاسي خياباني خود را براي ما بگوييد.


روزي گانگسترهاي خياباني در الفبت سيتي نيويورک در سال 1983 محاصره‌ام کردند، آن‌ها تمام وسايل عکاسي‌ام را مي‌خواستند. مجبور شدم کاري کنم که فکر کنند يک اسلحه در کيف دوربينم دارم و اگر آن‌ها دور نشوند از آن استفاده خواهم کرد، که خوشبختانه همين کار را انجام دادند.


 


 



 


 



 


 


مهم‌ترين درس‌هايي که از عکاسي در خيابان‌ها آموخته‌ايد چيست؟


چگونگي توسعه‌ي روش‌هايي براي پيداکردن و سپس برخورد با يک موضوع بالقوه. همچنين روش‌هايي براي مقابله با مشکلات يافته‌ام که به عکاسي از مردم در فواصل نزديک مربوط مي‌شود. با تکنيک‌هاي بقاء که طي سال‌ها آموخته‌ام، به بسياري از عکاسان کمک کرده‌ام.


عکاسي خياباني در سال‌هاي اخير خيلي محبوب شده است به‌خصوص با ظهور اينترنت و شبکه‌هاي اجتماعي؛ فکر مي‌کنيد اين آينده‌ي عکاسي است؟


عکاسي خياباني هميشه به‌عنوان آينده‌ي عکاسي مطرح بوده زيرا دشوارترين و در عين حال ارزشمندترين شکل عکاسي است.


به نظر شما امروز چالش‌هاي اصلي تبديل شدن به يک عکاس حرفه‌اي چيست؟


چالش اصلي اين است که بتوانيم عکس‌هايي تهيه کنيم که شايسته‌ي يک عکاس حرفه‌اي متعهد و مؤثر باشد. اولين چيزي که بايد در نظر بگيريد، مهارت عکاس است. بدون مهارت عالي، اميد زيادي به عکاس حرفه‌اي شدن فرد نيست.


 


 



 


 



 


 


به فرد تازه‌واردي که مي‌خواهد توصيه‌ي شما را در مورد چگونگي شروع عکاسي خياباني بشنود، چه مي‌گوييد؟


مطالعه، مطالعه، مطالعه، تمرين، تمرين، تمرين و همچنين عکس‌هايتان را با عکس‌هاي کساني که در اين رشته به‌عنوان متخصص شناخته شده‌اند، مقايسه کنيد.


بابت اين مصاحبه از شما خيلي متشکرم.


از اين گفت‌وگو و تشويق ديگران براي ورود به اين بُعد جادويي شعر بصري خوشحالم.


منبع : www.akkasee.com




 











تکنيک هاي نورپردازي در تصويرگري


اصول فرم کار


براي ياد گرفتن تکنيک هاي مربوط به نور، اصولي وجود دارد که ابتدا بايد درک شود.


نورپردازي در تصويرگري از جلو


بيشتر افراد نقاشي يا طراحي را از مکان هايي که نور از طرفين ميتابد را ترجيح ميدهند
چرا که از سمتي که سايه دار است ميتوانند بهتر نقاشي کنند اما اين افراد دارند
يک چيز فوق العاده را از دست ميدهند! نور پردازي از جلو باعث ميشود يک شکل صاف
ايجاد شود اما اين امکان را ميدهد که طراحي دو بعدي انجام شود.
اين موضوع کل تصوير شما را تحت تاثير قرار ميدهد
در اينجا چند نمونه از مطالبي که در مورد نورپردازي است را ميخوانيد.
به جاي هايلايت کردن لبه ها ميتوانيد سايه ايجاد کنيد :







sarbarge tasvir noorr 1 - تکنيک هاي نورپردازي در تصويرگري




















نورپردازي رامبراند (Rembrandt)
اين تکنيک نورپردازي براي پرتره، به نام خالق آن است .
يک طرف صورت تحت سايه عميقي از سمت ديگر آن قرار ميگيرد و مثلث کوچکي زير چشم و روي گونه ايجاد ميشود.
اين کار ، افکت دراماتيکي ايجاد ميکند که امروزه بسيار پرکاربرد و محبوب است.


نور پردازي لبه (Rim)
به اين تکنيک نور پردازي edge هم ميگويند.
در اين تکنيک، نوري در لبه سوژه ايجاد ميشود .








tasvir noorrcd - تکنيک هاي نورپردازي در تصويرگري







tasvir noorrcd 9 - تکنيک هاي نورپردازي در تصويرگري


















Floorlighting


نور از قسمت زيرين در يک تصويري که شب را نشان ميدهد ميتواند حس ترس و
وحشت را ايجاد کند، حتي اگر اين نور از يک آتش، صفحه کامپيوتر يا تابيده شده باشد .
ما براي اين که مشکل ايجاد نشود نور را از کوه ها ميتابانيم.
اما از شيوه هاي ديگري هم ميتواند استفاده کرد مانند کاري که در اين تصوير خلاقانه انجام شده:







tasvir noorrcd f - تکنيک هاي نورپردازي در تصويرگري



















نورپردازي در تصويرگري به روش Contre Jour


اين يک نوع نور پس زمينه است که در واقع سوژه جلوي نور را ميگيرد و فقط نور از اطراف سوژه قابل مشاهده است.
احتمالا اين افکت را در راهرو ها يا جاهاي ديگري ديده ايد.







tasvir noorrcd u - تکنيک هاي نورپردازي در تصويرگري



















نور افکن
افکت نور افکن ميتواند تمرکز را روي نقطه مورد نظر شما قرار دهد.
براي مثال، Malika Favre از اين تکنيک استفاده کرده تا تمرکز را روي شخصيت اصلي در اين صحنه قرار دهد:







tasvir noorrcd f9 - تکنيک هاي نورپردازي در تصويرگري



















نوپردازي انعکاسي


نوري که استفاده ميشود ميتواند بارتاب نور از يک سطح رنگي باشد و رنگ سوژه را کمي تغيير دهد، انگار که يک ماده ژل مانند روي سوژه کشيده شده باشد.
نتيجه ترکيب رنگ و نور بسيار جالب است به خصوص در فضاهاي باز، به دليل وجود آسمان و خورشيد
همينطور که دور ميشويد نور منعکس شده هم کم ميشود مگر اينکه منبع نور بسيار بزرگ باشد
اگر بقيه منابع نور را حذف کنيد، افکت کاملا واضح است.


رنگ سايه، ترکيبي از نورهاي تابيده شده و رنگ خود سوژه است
در روزهاي افتابي، سطوح عمودي در سايه معمولا دو خصوصيت را دارند:زمين روشن و آسمان آبي
در اين لينک ميتوانيد با جزييات بيشتري به اين موضوع پرداخته است که چطور ميتوانيد نورپردازي انعکاسي را به نقاشي خود اضافه کنيد.







tasvir noorrcd d - تکنيک هاي نورپردازي در تصويرگري




















نتيجه
اگر در صنعت فيلم سازي يا عکاسي هستيد .
مطمئنيم که اين براي شما جديد نيست اما اگر پيش زمينه تصويرگري يا نقاشي
داشته باشيد، بعضي از اين تکنيک ها به شما کمک ميکند که به تصاوير خود جان ببخشيد.







tasvir noorrcd er - تکنيک هاي نورپردازي در تصويرگري



















پي نوشت


تقريبا در بيشتر پرتره هايي که ديده ايد از اين تکنيک نورپردازي استفاده شده است.
با يک اتاق تاريک و يک سوژه شروع کنيد و يک نور از روبرو اضافه کنيد اين نور اصلي است.
بعد از يک طرف نور ديگري اضافه ميکنيد که شدت آن بايد از نور اصلي کمتر باشد کارش
اين است که نور اصلي را روي سطح سوژه متعادل کند بعد نور پس زمينه قرار
داده ميشود که ميتواند پشت يا در طرفين سوژه باشد و هدف آن ايجاد يک هايلايت لبه ي سوژه است.






tasvir noorrcd rer - تکنيک هاي نورپردازي در تصويرگري



منبع :سايت پويا انديش







 











5 دليل براي استفاده از تصويرسازي در طراحي


برخي مواقع انتخاب ميان تصويرسازي و عکاسي در کارهاي طراحي بسيار دشوار است.
هر دوي اين موارد نکات مثبت و منفي دارند که از جمله ي آنها مي توان به هزينه،
زمان و منابع موردنظر اشاره نمود، همچنين هر يک از آنها به شيوه هاي مختلفي از جمله
انتزاعي و مفهومي، يا واقع گرايانه و واقعي پيام خود را مخابره مي کنند.
به منظور کمک در انتخاب تصويرگري به جاي عکاسي در پروژه هاي طراحي بعدي، پنج دليل ذکر شده در زير را مطالعه کنيد.







tasvirsazi s1jpg - 5 دليل براي استفاده از تصويرسازي در طراحي





















1. شما بايد يک چيز انتزاعي به نمايش بگذاريد


برخي مواقع ماهيت ايده يا مفهومي که سعي در انتقال آن داريد نشان مي دهند که
تصويرسازي بهترين روش انجام کار است.
فضا يا موضوعات انتزاعي که در رابطه با آن هيچ تصاوير مشخصي به ذهن خطور
نمي کند، روش تصويرگري اين مشکلات را تا حدودي از ميان خواهد برد.
يک مصاحبه با فردي خاص در خصوص استراتژي هاي کاري به عکس هايي از مصاحبه شونده نياز خواهد داشت.
در اين صورت با دسترسي به آن فرد شخصيت او را به نمايش خواهيد گذاشت.
اما نمايش استراتژي به صورت کلي زيباتر به تصوير کشيده شده و موضوع خشک زنده و
جان دار شده و ايده هاي انتزاعي مختلفي به تصوير کشيده مي شود.


به همين ترتيب در يک کمپين تبليغاتي: برخي مواقع عکس ها براي نمايش منطقه اي
مشخص در واقعيت و دسترسي آسان به آن اامي هستند.
شايد فرد خاصي مثلا يک شخصيت مشهور بايد نشان داده شود اما اگر به دنبال
ارزش هاي انتزاعي بيشتري هستيد، تصويرسازي بهترين روش براي شما خواهد بود.







tasvirsazi g5 - 5 دليل براي استفاده از تصويرسازي در طراحي





















2. سوژه براي عکاسي بيش از حد جاه طلبانه است


برخي مواقع تصورات شما به جاي بودجه با آمار عملي از وضعيت و چگونگي موضوع عکاسي بايد محدود شود.
زيبايي ساده تصويرسازي اين است که شما هر آنچه را که بخواهيد به نمايش خواهيد کشاند.
صحنه هاي آينده گرايانه، سوررئال يا خيالي همگي عملا در عکاسي امکانپدير هستند، اما هزينه هاي بسيار بالايي خواهند داشت.
در صورتي که مقداري واقع گرايي اهميت داشته باشد مي توانيد تصويرسازي مونتاژ عکسي يا کولاژ را در نظر بگيريد.
بهترين سبک تصويرسازي را انتخاب کنيد گرچه هيچ محدوديتي براي جهاني که خلق مي کنيد وجود ندارد.
اما اگر به صورت قراردادي تصويرسازي مي کنيد اطمينان يابيد که روش مناسب را انتخاب کرده ايد.







tasvirsazi 65 - 5 دليل براي استفاده از تصويرسازي در طراحي





















3. بايد يک داستان روايت کنيد


روايت داستان در برندسازي و تبليغات باب شده اما حقيقت اين است که يک روايت گيرا
و جذاب در ارتباط با مشتريان و هويت و هدف برند بسيار موثر خواهد بود.
تصويرسازي يکي از شيوه هايي است که از طريق آن اطراف را به سفرهاي مختلفي
خواهيد برد و در واقع افراد را از طريق داستان برند و با استفاده از صحنه ها يا شخصيت هاي تصويرسازي شده يا يا روايت ظريف تر خواهيد برد.
ومي ندارد که شخصيت ها کودکانه باشند.


آنها مي توانند شيوه هاي تاثيرگذاري در نمايش آسان و ملموس برند و همچنين ارائه ي
گزينه هاي بي شمار براي گسترش در پلتفرم هاي مختلف باشند.
تصويرسازي همچنين پروسه هاي به خصوص يا مسائل خاصي را که براي برند اهميت
بالايي داشته به نمايش مي گذارند، آنها دوستدار محيط زيست بوده يا همانند ابتکارات علمي، شيوه هاي انتخابي جذاب و گيرا خواهند بود.







tasvirsazi bd - 5 دليل براي استفاده از تصويرسازي در طراحي





















4. اطلاعاتي براي به تصوير کشيدن داريد


اينفوگرافيک ها در طول دهه هاي اخير با پلتفرم هايي نظير Pinterest و instagram
به شهرت بسياري در سراسر جهان دست يافته اند، گرچه برخي از آنها معناي اصلي اينفوگرافيک را به خوبي بيان نمي کنند.
هدف اينفوگرافيک ها آسان سازي و قابل فهم ساختن اطلاعات به شکل تصويري مي باشد.
و اينجاست که تصويرسازي به نحوي مداخله مي کند که عکاسي از عهده ي آن
برنخواهد آمد: با اندکي خلاقيت، يک صفحه گسترده خسته کننده يا ليستي از حقايق و تصاويري که براي چشم جذابيت داشته باشند.
اينفوگرافيک ها براي تصاوير آماري گزارشات ساليانه، ارائه ي جنبه هاي جديد از
يک پديده ي جهاني يا پروسه هاي پيچيده مناسب خواهند بود.







tasvirsazi be 1 - 5 دليل براي استفاده از تصويرسازي در طراحي




















5. به يک سبک خاص نياز داريد


بهترين عکاسان يک سبک خاص و شيوه اي منحصر به فرد براي نمايش سوژه ي خود
دارند اما در نهايت مي توان گفت که دوربين هرگز دروغ نمي گويد.
سوژه هميشه در مرکز توجه قرار دارد و در حالي که عکس هاي هنري در انسجام برند
موثر است، هرگز به اندازه ي يک سبک خاص تصويرسازي متمايز نخواهد بود.
تصويرسازي در پلتفرم هاي مختلف همچون يک بروشور معمولي سبب انسجام يک طراحي و تغيير ظاهر، احساس و حالت آن مي شود.


و اهميت انتخاب درست سبک-حتي در تصويرسازي هاي همکاري- بيشتر به چشم خواهد آمد.
عکس هاي هنري هرچند به صورت همکاري هزينه هاي بالايي دارند.
هرچند با افزايش کيفيت و کاهش قيمت دوربين ها و افزايش کيفيت تصاوير، عکاسي
در همه ي اشکال و اندازه ها گزينه ي مناسبي براي برندها به شمار مي آيد.
تصويرسازي يک برند را به شيوه اي متمايز برجسته مي سازد و به آن هويت مي بخشد.






tasvirsazi ods 1 - 5 دليل براي استفاده از تصويرسازي در طراحي



منبع : pouyaandish










12? از جزئيات کوچک عکس بگيرين


عکسهاي کلوزآپي که از سوژه‌هاي ريز يا جزئيات يک سوژه بزرگ گرفته ميشن، ميتونن محتواهاي بصري عالي‌اي باشن. حواستون به بافت‌ها و الگوهايي نظير سنگفرش خيابون، يک پوسته رنگي يا يک کاشي روي ميز باشه.





 

نکته حرفه‌اي: با ابزار “Sharpen” در نرم‌افزار اديت عکستون، ميتونين جزئيات عکستون رو شارپ‌تر هم بکنين. ميتونين اپليکيشن Camera+ رو دانلود کنين و از Clarity اون استفاده کنين.




آموزش عکاسي پرتره و عکاسي استريت استايل با موبايل



آموزش عکاسي حرفه اي مازيار ميرالي




13? از نور طبيعي استفاده کنين


سخت ميشه عکس موبايلي خوبي پيدا کرد که با فلاش گرفته شده باشه. بيشتر مواقع، استفاده از فلاش باعث ميشه عکس اوراکسپوز بشه. همچنين رنگ‌ها رو تغيير ميده و صورت آدم‌ها رو هم بي‌روح و سرد ميکنه. ايرادات فلاش مربوط به مدل يا گوشي خاصي نيست. در واقع حتي فلاش دوربين آيفون x هم نواقصي داره.


از امکانات منابع نوري در دسترستون استفاده کنين. حتي وقتي تو يه جاي تاريک هستين. اينطوري امکان اين رو دارين که با استفاده از سايه‌ها، خلاقيت بيشتري تو عکسهاتون داشته باشين. مثل دومين عکس پايين. يا ميتونين با استفاده از منابع نور محيطي مثل ترافيک يا نور ساختمون‌ها، يه عکس ضدنور خيلي خوب بگيرين.


وقتي عکستون رو گرفتين، تو نرم‌افزار اديت عکس، با ابزار “Exposure” کمي بازي کنين تا کمي نور عکستون بهبود پيدا کنه. ولي حواستون باشه نويز عکس زياد نشه.





آموزش عکاسي با موبايل مازيار ميرالي



آموزش تخصصي عکاسي مازيار ميرالي




14? از فلاش استفاده کنين، اما فقط در طول روز!


بعضي وقتها استفاده از فلاش دوربين ميتونه عکس رو بهتر کنه. اما به ندرت ممکنه اين اتفاق در عکاسي شب بيفته. چون تاريکي شب موجب کنتراست بسيار شديد ميشه، فلاش گوشي حالتي تهاجمي و کاملا نامتعادل در نور عکس ايجاد ميکنه.


در فضاهاي روشن، فلاش ميتونه کمي تيرگي‌ها رو پر کنه و سايه‌ها رو نرم‌تر کنه.


دفعه بعدي که داشتين عکس ميگرفتين، به زمين يا پشت سطوح عمودي نگاه کنين. اگر سايه‌اي ديدين که دوست نداشتين توي عکس باشه، فلاش دوربين رو روشن کنين. يادتون باشه فلاش رو روي حالت هميشه روشن بذارين. اگه حالت اتوماتيک باشه، ممکنه سايه رو تشخيص نده يا ندونه که شما اون سايه رو نميخواين. يادتون باشه که بعد از عکاسي، حتما دوباره فلاش رو خاموش کنين.


بياين دو عکس زير از يه مجسمه في رو باهم مقايسه کنيم. در عکس پاييني ميبينين که سايه روي ميز کاملا نرم‌تر شده. همچنين استفاده از فلاش موجب شده جزئيات بيشتري ثبت بشه. دفعه بعد هنگام عکاسي از محصول، اين تفاوت رو حتما در نظر بگيرين.





آموزش تخصصي عکاسي مازيار ميرالي



آموزش تخصصي عکاسي مازيار ميرالي




15? يک سه پايه مخصوص عکاسي با موبايل بخرين


با اينکه موبايل‌ها گرفتن عکاسي رو خيلي سريع و آسون کردن، اما متعادل کردن و تراز نگه داشتن دوربين موقع عکاسي با موبايل هيچوقت ساده نيست. مخصوصا زماني که ميخواين خودتون هم تو عکس باشين و نميخواين عکس سلفي بگيرين.





آموزش تخصصي عکاسي مازيار ميرالي




سه پايه هاي موبايل به شما اين آزادي رو ميدن که دوربين رو بکاريد و خيلي سريع و بدون حمل تجهيزات سنگين، عکس‌هاي عالي بگيريد. اکثر سه پايه‌هاي موبايلي از گوشي شما بزرگتر هستن و ميتونن به هر زاويه‌اي خم بشن. اسم ديگه اين نوع سه‌پايه‌ها، گوريلاپاد هست که ميتونيد سرچ کنيد و يکي از اونها رو بخريد.


ويديوي زير يه آموزش کوچيک فيلم برداري با موبايله که توش به استفاده از اين گوريلاپادها اشاره شده. پيشنهاد ميکنم حتما ببينين:






 







16? مد نورسنجي دوربين رو روي حالت دستي بذاريد.


براي گرفتن عکس‌هاي حرفه‌اي، بايد نورسنجي رو به صورت دستي يا منوآل انجام بدين. وقتي که دوربين گوشي روشنه و روي صفحه ضربه ميزنين، فقط فو انجام نميشه. درواقع نورسنجي هم به صورت اتوماتيک انجام ميشه. نورسنجي اتوماتيک هميشه هم درست نيست. خيلي وقتها دوربين در نورسنجي اشتباه ميکنه. اگر ميخوايد عکسهاي بهتري بگيريد و روي نورسنجي کنترل داشته باشيد، بايد مجدد اون رو تنظيم کنيد.


براي اينکار اول اپ دوربين رو باز کنيد. وقتي روي صفحه ضربه زدين و فو انجام شد، يک مربع يا دايره نمايش داده ميشه که يک خورشيد کوچيک کنارش هست. به سادگي اون خورشيد رو بگيريد و به بالا يا پايين بکشيد. با اينکار، ميتونيد اشتباه دوربين در نورسنجي رو اصلاح کنين.






17? عکس‌هاي انتزاعي (آبستره) بگيريد


عکس‌هاي انتزاعي عکسهايي هستن که از ماهيت يا ذات يک يا چند شيء گرفته ميشن، بدون اينکه اون جسم يا شيء به طور کامل و واضح در عکس مشخص باشه. به بيان ديگه، عکاسي انتزاعي براي داشتن عکسهايي منحصر بفرد و شگفت‌انگيز از يک سوژه خيلي عادي بکار ميره.


ميشه با بريدن يک بخش انتزاعي از يک عکس معمولي، يا گرفتن يک عکس کلوزآپ، به اين هدف رسيد. در واقع در عکاسي انتزاعي، ماهيت سوژه به راحتي قابل درک نبوده و مخاطب را درگير مي‌کند. سوژه‌هايي با الگوهاي تکراري، کانديدهاي خوبي براي عکاسي انتزاعي هستن. مثل انجيرهاي بريده شده زير.





عکاسي از الگو



عکاسي با موبايل




? عکاسي کانديد ! عکسهاي کانديد بگيريد.


عکاسي کانديد يا کنديد (Candid Photography) به عکس هايي ميگن که به صورت ناگهاني و بدون ژست دادن به سوژه گرفته ميشن. عکسهاي با ژست ميتونن در جاي خودشون خيلي خوب و خاطره ساز باشن. مثل عکاسي از لحظات شاد با دوستان، خانواده يا عکسي که گاها با سلبريتي‌ها ميگيريم. ولي بعضي وقتها عکسهاي کانديد ميتونن خيلي بيشتر هيجان انگيز باشن. عکس گرفتن يهويي و بي هوا از آدما وقتي دارن يه کاري انجام ميدن ميتونه خيلي جذاب باشه.


به همين دليله که عکسهاي کانديد خيلي بهتر ميتونن حس واقعي اون لحظه رو ثبت کنن. چون همه چيز طبيعي اتفاق ميفته. يکي از بهترين راه‌ها براي عکاسي کانديد اينه که تا ميتونيد عکس بگيريد! رفتارهاي آدم‌ها غيرقابل پيش‌بينيه و شما براي ثبت لحظه دلخواهتون فقط يه شانس دارين. پس زياد عکس بگيرين. مطمئنا آخرش از عکسهايي که گرفتين شگفت‌زده ميشين. بهترين عکس در عکاسي کانديد ، عکسيه که يه لحظه خاص رو نمايش بده. مثل لحظه‌اي که دوست ساکت و درونگراي شما، داره ميخنده.


 






عکاسي با گوشي



عکاسي با گوشي




19? غيرمتعارف باشين.


ترکيب‌بندي، بخش اعظمي از زيبايي عکس رو تشکيل ميده. اما اهميت سوژه در زيبايي عکس هم کم نيست. خيلي از عکسهاي چشم‌نواز و زيبا، از يک ايده منحصربفرد و خاص سرچشمه گرفتن. عکس‌ها در بيرون کشيدن حس مخاطبانتون، خيلي مهمتر از متن هستن. درواقع معني اين جمله اينه که بايد سعي کنين با عکسهاتون حرف بزنين.


سعي کنين موقع عکاسي کردن طرز فکر و نگاهتون رو عوض کنين. مخاطبان شما بايد از سوژه و عکس شما، شگفت‌زده بشن!





آموزش عکاسي پرتره و عکاسي استريت استايل با موبايل



عکاسي با گوشي




20? مردم رو بخندونين.


درمورد بيرون کشيدن احساس مخاطبان صحبت کرديم. بعضي وقتها، به يادموندني‌ترين عکسها، اونهايي هستن که کمي مارو قلقلک ميدن و ميخندونن. مثلا عکس زير که يک عروسک سگ رو توي بشقاب غذا نشون ميده ممکنه يه عکس اينستاگرامي کلاسيک باشه. اما خيلي جالبه؛ چون از زاويه نگاه سگ گرفته شده.





آموزش تخصصي عکاسي مازيار ميرالي




21? لنز دوربين گوشيتون رو تميز کنين.


جابجايي يه اسمارت فون دوربين دار خيلي راحت‌تر از جابجايي يه دوربين کامل خبرنگاريه! اما اين دليل نميشه که نياز به مراقبت نداشته باشن.


به طور معمول وقتي بيرون از خونه باشيم، گوشي توي جيب يا کيف ما قرار داره. در تمام اين مدت، لنز دوربين تمام گرد و غبارها رو به خودش ميگيره. قبل از عکاسي با موبايل بايد با يه دستمال نرم، کاملا لنز رو تميز کنين.






22? از لنزهاي اضافي استفاده کنين.


دوست دارين خيلي حرفه‌اي باشين؟ لنزهاي اضافي وجود دارن! ميتونين اين لنزها رو تهيه کنين و به دوربين گوشيتون متصل کنين. از لنزهاي فيش-آي گرفته تا لنزهاي وايد. اين لنزهاي اضافه، ميتونن پرسپکتيوهاي جديدي براي شما خلق کنن و کيفيت تازه‌اي به عکس‌هاي شما ببخشن.


بر اساس برخي آمارها، بهترين لنزها براي عکاسي با آيفون توسط کمپاني Moment ساخته ميشه. ميتونين با کمي جستجو، بهترين لنز موبايل رو براي گوشي خودتون پيدا کنين.





آموزش تخصصي عکاسي مازيار ميرالي




23? از اديت کردن عکسهاتون نترسين.


ترکيب بندي گرفتن عکس خوب، اولين قدم براي توليد محتواي بصري خوبه. مرحله بعدي اديت کردن عکسهاست. و مرحله خطرناکي هم هست. ها ابزارهاي ارزشمندي هستن. به خصوص اگر براي دو هدف ازشون استفاده بشه:


1? پاک کردن لکه‌ها و عيب و نقص‌هاي عکس.


2? خوشمزه‌تر نشون دادن عکسهاي غذا.


براي مورد اول، يه مقاله جامع تو سايت InStyle Magazine وجود داره با اين عنوان: بهترين هاي اينستاگرام براي هر مقصودي. و امروزه، اپليکيشن‌هاي عکاسي متعدد، هاي جالب و زيبايي داخل خودشون دارن. اپليکيشن‌هايي مثل Pho.to که اتوماتيک عمل رتوش صورت رو انجام ميده. بدون هيچ کار اضافي. و براي عکاسي از غذاهاي خوشمزه روزانه‌تون هم اپليکيشن Foodie آماده‌ست! اين اپليکيشن، هايي مخصوص عکاسي غذا داره.


منبع : www.maziarmiraly.com




آموزش عکاسي با موبايل – صفر تا صد










اگه يادتون باشه تا قبل از پيدايش اسمارت فون‌ها، عکاسي با موبايل، کاري سخت و طاقت فرسا بود. حتما بايد يه دوربين خوب و يه نرم‌افزار ويرايش خوب براي کامپيوتر ميخريديم. و کلي زمان و انرژي صرف مي‌کرديم تا کار کردن باهاشون رو ياد بگيريم. اما خوشبختانه با پيشرفت تکنولوژي موبايل‌ها و اپليکيشن‌هاي اديت عکس، ميتونيم عکسهاي بسيار باکيفيتي رو با گوشي بگيريم و اونها رو به بهترين شکل اديت کنيم. بدون اعمال شاقه! تمام اينها با همون دستگاهي انجام ميشه که باهاش تلفن ميکنيم! عکاسي با موبايل ؛ کاملا حرفه‌اي…


اما اشتباه نکنيد: گرفتن عکس عالي با موبايل به اين سادگي‌ها هم نيست که فقط يه دکمه بزنين! يک عالمه عکس‌هاي افتضاح ديديم که با همين موبايل‌هاي با کيفيت گرفته شدن. مطمئنم که شما هم ديدين.


خب پس راز گرفتن عکسهاي عالي با اسمارت فون‌ها چيه؟ همونطور که جلوتر ميخونين، تعدادي از اين موارد رو براتون نوشتم. اين نکات رو خوب بخونين و اونها رو تمرين کنين تا مهارت عکاسي با موبايل شما تقويت بشه. فراموش نکنين که از آخر مقاله، ليست بهترين اپليکيشن هاي اديت عکس با موبايل رو ببينين.




23 نکته عکاسي با موبايل




1? از شبکه بندي خطوط راهنما، براي تعادل عکستون استفاده کنين.


يکي از ساده‌ترين و در عين حال بهترين راه‌ها براي ارتقاي عکاسي با موبايل اينه که خطوط راهنما رو روشن کنين. در اين حالت، تعدادي خط روي صفحه موبايل شما نمايان مي‌شود. اين خطوط بر اساس قانون يک سوم تنظيم شدن. اين قانون، يه قانون عکاسيه که ميگه عکس‌ها بايد به سه قسمت تقسيم بشن. هم در راستا افقي و هم در راستاي عمودي. در نتيجه مساحت عکس به 9 بخش تقسيم ميشه.


بر اساس اين تئوري، وقتي که سوژه‌هاي اصلي رو روي نقاط تلاقي يا در امتداد اين خطوط قرار بدين، عکس نهايي شما به تعادل ميرسه. همچنين بينندگان خيلي بيشتر با اون ارتباط برقرار ميکنن و در نگاه اول توجهشون به سوژه جلب ميشه.





عکاسي با گوشي موبايل




براي روشن کردن شبکه بندي…



  • آيفون: به Settings بريد. گزينه Photos & Camera رو انتخاب کنيد و Grid رو روشن کنيد.

  • سامسونگ گلکسي: اپ دوربين رو اجرا کنين و به بخش Settings برين. با کمي پايين رفتن به گزينه Grid Lines ميرسيد که بايد روشنش کنيد.





عکاسي با گوشي موبايل




2? فو دوربين رو تنظيم کنين.


دوربين موبايلهاي امروزي، به طور اتوماتيک روي پيش زمينه فو ميکنه. يعني هرچيزي که در فضاي جلوي دوربين قرار داره. نکته اينجاست که در همه عکسها، يک سوژه مشخص و واضح نداريم. براي تنظيم فو روي جايي که مد نظرتونه، روي همون قسمت از کادر ضربه بزنين.


اگر سوژه عکاسي شما در حال حرکت باشه، تعقيب و فو مجدد روي اون براي دوربين سخت ميشه. بايد دقيقا قبل از عکس گرفتن با موبايل ، دوباره روي سوژه ضربه بزنين تا فو مجددا تنظيم بشه. اگر فو به درستي تنظيم بشه، بايد يک دايره يا يک مربع نشون داده بشه که درواقع فو اصلي عکس همونجاست.






3? روي يک سوژه فو کنيد.


بسياري از عکس‌هاي عالي، فقط شامل يک سوژه اصلي و جذاب هستن. پس وقتي که از يک سوژه عکس ميگيرين، کمي بيشتر زمان بذارين و سعي کنين کادربندي بهتري داشته باشين. بعضي از عکاس‌هاي حرفه‌اي ميگن که سوژه نبايد کل کادر رو بپوشونه. در واقع دو سوم عکس بايد فضاي منفي باشه و يک سوم سوژه. اين کار باعث ميشه سوژه بيشتر به چشم بياد.


مطمئن بشيد که حتما روي صفحه گوشي ضربه بزنين تا فو، دقيقا روي سوژه تنظيم بشه. با اين کار مطمئن ميشين که سوژه داخل فو بوده و نورسنجي هم درست انجام شده.





 

فوت کوزه گري: بعد از عکاسي با موبايل ، ميتونيد از ها واپليکيشن‌هاي اديت، براي بهبود عکستون استفاده کنيد. براي تصحيح کادربندي، عکس رو کراپ کنيد. همچنين ميزان نوردهي، کنتراست و اشباع رنگ هم مستقيما قابل تغيير هستن؛ همگي از طريق خود گوشي!




عکاسي با گوشي



عکاسي با گوشي




4? داخل عکس، فضاي منفي داشته باشين


“فضاي منفي” به طور ساده به نواحي اطراف و بين سوژه‌ها گفته ميشه. اين فضاهاي منفي ميتونن يک عکس رو از “خوب” به “عالي” تبديل کنن.


وقتي عکس شما شامل فضاي خالي زيادي باشه، سوژه اصلي برجسته‌تر شده و واکنش قوي‌تري از بازديدکنندگان مي‌گيرد. فضاي منفي چجوري نمايش داده ميشه؟ معمولا به شکل فضاي گسترده آسمون، آب، يه زمين خالي يا يه ديوار بزرگ نمايش داده ميشه. مثل عکسهاي زير:





عکاسي حرفه اي با موبايل



عکاسي با گوشي




5? پرسپکتيوهاي متفاوت پيدا کنين.


عکس گرفتن از يک زاويه خاص و غيرقابل انتظار، ميتونه عکسها رو موندگار کنه. با اينکار ميشه به عکس‌ها عمق يا ارتفاع مجازي داد. در واقع يه جور خطاي ديد به وجود مياد. همچنين موجب برجسته شدن بيشتر عکس ميشه. با موبايل، ميشه به راحتي عکس‌هايي مستقيم رو به بالا يا صاف رو به پايين گرفت.


سعي کنين گوشي رو مستقيم رو به بالا بگيرين و از آسمون به عنوان فضاي منفي استفاده کنين. مثل عکس پايين. يا ميتونين کمي زاويه رو به پايين به گوشي بدين و عکس بگيرين.





 

فوت کوزه گري: اگر موقع عکاسي با موبايل حس کردين پرسپکتيو عکس کج يا اريب هست، از اپليکيشن SKRWT استفاده کنين. اين برنامه، خطوط رو صاف و تميز درمياره.




عکاسي حرفه اي با موبايل



عکاسي پرتره با گوشي




6? از بازتاب‌ها و رفلکت‌ها استفاده کنين.


حس خيلي لذت بخشي در ديدن بازتاب آسمون توي آب هست. يه دليل وجود داره که ما انقدر از چنين صحنه‌هايي خوشمون مياد. و اون اينه که چشم انسان ناخودآگاه به سمت بازتاب‌ها کشيده ميشه. پس دنبال فرصت‌هايي باشين که چنين صحنه‌هاي جذابي پيدا کنين.


چيزهاي خيلي زيادي هستن که ميشه از اونها بازتاب گرفت. گودال‌ها، حوضچه‌هاي بزرگ آب، آينه‌ها، عينک آفتابي، ليوان‌هاي نوشيدني و سطوح في تعدادي از اونهاست.





عکاسي با گوشي



آموزش عکاسي با موبايل




7? از خطوط راهنما استفاده کنين.


در بعضي از عکسها، خطي وجود داره که چشم مخاطب رو هدايت ميکنه تا در بخش مشخصي از کادر حرکت کنه. به اين خط ها، خطوط راهنما ميگن. اين خطها ممکنه مستقيم يا منحني باشن. مثل راه پله‌ها، نماي ساختمان‌ها، ريل قطار، جاده‌ها يا حتي يک مسير داخل جنگل.


خطوط راهنما براي عمق دادن به عکس عالي عسات. و ميتونن عکسهاي شما رو هدفمند کنن. حتي اگر به شکل کاملا تصادفي يکي از اين خطوط رو توي عکستون داشته باشين.





آموزش تخصصي عکاسي مازيار ميرالي



عکاسي با گوشي




8? به دنبال ايجاد تقارن باشين.


تقارن ميتونه به اين شکل تعريف بشه: “يک مفهوم مبهم از هارموني، تعادل و نسبت‌هاي هماهنگ.” عکسهاي متقارن، فوق‌العاده زيبا و بي نقص به نظر ميرسن. درضمن، تقارن يکي از آسون‌ترين روشهاي کادربندي و ترکيب بندي عکسه.


در عکاسي، منظور ما از تقارن اينه که بتونيم عکس رو به دو بخش مساوي و کاملا مشابه تقسيم کنيم. در واقع هر بخش، قرينه بخش ديگه‌ست. اين مورد کمي با بازتاب‌ها تفاوت داره. ممکنه تقارن به شکل طبيعي وجود داشته باشه (مثل عکس راه پله در پايين). يا اينکه عکاس خودش تقارن رو به وجود بياره (مثل اولين عکس پايين از اريک کريستين).


و يادتون باشه! از خطوط راهنما در نکته 1 استفاده کنين تا همه چيز کاملا در تقارن باشه.





عکاسي تولد و عکاسي استريت استايل



عکاسي با موبايل




9? حواستون به الگوهاي تکراري باشه.


الگوهاي تکراري هم خيلي چشم نواز هستن. جاهايي الگوي تکراري داريم که المان‌هاي گرافيکي قدرتمند، مرتبا تکرار بشن. مثل تکرار خط‌ها، اشکال هندسي، فرم‌ها و رنگ‌ها. اين الگوها ميتونن تاثير بصير خيلي قوي داشته باشن. مثلا عکاسي از يک زمين کاشي کاري شده، خيلي زيبا ميشه. همچنين هميشه حواستون به تشکيل طبيعي اين الگوها باشه تا سريع ازشون عکس بگيرين. مثل بالا رفتن شراره هاي آتش.





عکاسي با گوشي



آموزش عکاسي پرتره و عکاسي استريت استايل با موبايل







عکاسي با گوشي










10? حذف رنگ ها هنگام عکاسي با موبايل


به نظرتون جالب نيست که کل عکس سياه سفيد باشه، به جز يه آبجکت؟ جواب مثبته! درواقع اپ هايي براي اينکار وجود داره. يکي از اونها Touch Color ئه. اين اپ عکس شما رو سياه و سفيد ميکنه و بهتون اجازه ميده ه قسمت عکس رو که ميخوايد، دوباره رنگي کنيد.


حذف رنگ‌ها ميتونه به شما کمک کنه تا سوژه اصلي رو واضح‌تر کنين. و روي المان‌هاي مورد نيازتون تاکيد کنين. مثل يک گياه يا يک تون رنگي خاص. با اينکار به نتيجه‌اي مشابه با فضاي منفي ميرسين. با اين تفاوت که در فضاي منفي، ميتونستيم يک سوژه خاص در يک نقطه از تصوير رو برجسته کنيم. اما با حذف رنگ، ساير المان‌هاي عکس هنوز هم سرجاي خودشون هستن و انسجام عکس رو حفظ ميکنن.














11? از زوم کردن اجتناب کنين!


وقتي از فاصله‌اي دور عکس ميگيرين، ممکنه وسوسه بشين روي سوژه زوم کنين. اما بهتره اينکار رو انجام ندين! چون سنسور دوربين‌هاي موبايل خيلي قوي نيست. با اين کار ممکنه عکس شما زياد بشه. عکستون تار بشه. يا فرم پيکسل‌ها بهم بريزه (اصطلاحا عکس pixelate ميشه).





آموزش عکاسي





منبع : www.maziarmiraly.com














لوسترها عضو جدانشدني خانه‌ها؛ از دوران غارنشيني تا دنياي مدرن


اين روزها ديگر دکوراسيون خانه‌ها به سوي مدرن شدن رفته است و ديگر کمتر خانه‌هايي با سبک کلاسيک و سنتي ديده مي‌شوند. لوسترها هم به همين ترتيب تغيير کرده‌اند و با ظاهري مدرن‌تر طراحي مي‌شوند. لوسترها قرن‌ها است که به‌‌عنوان روشنايي خانه به‌کار مي‌روند. معمولا قيمت لوستر مدرن پذيرايي بسيار بالا است.


لوسترها علاوه‌بر اينکه منبع نور خانه هستند در زيبايي فضاي خانه هم نقش مهمي را ايفا مي‌کنند. لوسترها انواع و سايزهاي مختلفي دارند که هرکدام براي دکوراسيون خاص و مساحت مشخصي مناسب هستند. از قرن نوزدهم تا کنون مردم از لوسترها براي روشنايي و زيبايي خانه‌هايشان استفاده مي‌کنند.


هزاران سال است که لوسترها به خانه‌هاي ما روشنايي مي‌بخشند. جالب است بدانيد که آثار اولين نمونه‌ي لوستر در ديوارهاي غارهاي فرانسوي که محل زندگي غارنشينان بود يافت شد. در اين غارها سوراخ‌هايي ديده مي‌شود که به‌نظر مي‌رسد مردم غارنشين براي قرار دادن مشعل‌هايشان از آن‌ها استفاده مي کردند.


البته طراحي لوسترها در طي قرن‌ها پيشرفت زيادي کرده است و امروزه انواع مختلف اين محصول‌ها در بازار به‌چشم مي‌خورند. مهم نيست خانه‌ي شما به چه سبکي طراحي شده است؛ براي هر سبک و سليقه‌اي لوسترهاي زيبايي در در اندازه‌هاي مختلف در بازار موجود هستند. معمولا لوسترها را تا چندين سال در خانه‌ي خود نگه‌داري مي‌کنيم. ما در اين‌جا شما را با انواع لوسترها آشنا مي‌کنيم.


انواع لوسترها و قيمت لوستر مدرن پذيرايي


لوسترها انواع مختلفي دارند:



  • لوسترهاي سنتي

  • لوسترهاي انتقالي يا ترانزيشنال

  • لوسترهاي مدرن

  • لوسترهاي روستيک

  • لوسترهاي صنعتي


چگونه بايد لوستر خود را تميز کنيم؟



  • ابتدا لوستر را کاملا خاموش کنيد.

  • لامپ‌هاي سوخته يا کم‌نور را تعويض کنيد. لامپ‌هاي LED هم مصرف انرژي را کاهش مي‌دهند هم ماندگاري بالاتري دارند. لامپ‌هاي قديمي و سالم را به آرامي تميز کنيد.

  • از پر گردگيري يا يک پارچه‌ي تنظيف براي زدودن گرد و غبار از لامپ استفاده کنيد. نيازي به استفاده از آب براي تميز کردن لوستر نيست. بيشتر اتصالات في لوسترها داراي پوشش لاکي هستند بنابراين استفاده از آب بر روي لامپ‌ها خطرناک و مضر است.

  • اگر لوستر شما داراي تزئينات کريستال است با دقت بيشتري آن را تميز کنيد. اگر کريستال‌ها جدا مي‌شوند به‌آرامي آن‌ها را جدا و تميز کنيد. مي‌توانيد از اسپري‌هاي تميز‌کننده‌ي کريستال استفاده کنيد. البته بايد از برخورد اسپري به سرپيچ لامپ و زمين جلوگيري کنيد.

  • ممکن است در استفاده از اين محصولات به ماسک و دستکش احتياج داشته باشيد.


منبع: https://listabzar.com/


محققان دانشگاه مودنا در ايتاليا با استفاده از يک قطعه شيشه انعطاف‌پذير دستگاهي را ساختند که به سادگي به ميکروسکوپ متصل شده و قدرت آن را به ميزان قابل توجهي افزايش مي‌دهد. اين فناوري که با عنوان اصلاح اپتيکي تطبيق‌پذير شناخته مي‌شود، قابليت اتصال به هر نوع ميکروسکوپ اپتيکي را دارد.


به گزارش روز شنبه پايگاه خبري ساينس‌ديلي، محققان اين فناوري را با استفاده از يک قطعه شيشه بسيار نازک ساختند که قابليت خم شدن دارد.


براي اين منظور با استفاده از شيشه مذکور، يک محفظه ديسک‌مانند حاوي نوعي مايع شفاف ساختند. روي شيشه مجموعه‌اي از موتور کوچک نصب شده است که با استفاده از يک کامپيوتر کنترل مي‌شوند و شيشه را به‌گونه‌اي خم مي‌کنند که بهترين ديد را در اختيار بگذارد.
به اعتقاد محققان مي‌توان اين فناوري را در ساير حوزه‌ها از جمله ارتباطات اپتيکي در فضاي آزاد، به منظور افزايش نرخ تبادل اطلاعات و همچنين برقراري ارتباطات اپتيکي در مناطق دور افتاده و خارج از دسترس، به‌ کار گرفت.


گزارش کامل اين تحقيقات در نشريه Optical Society منتشر شده است.


منبع: https://www.irna.ir/


ماشين حساب ساده


شايد فکر کنيد که با وجود انواع  موبايل‌هاي هوشمند و رايانه‌ها که همگي ماشين حساب دارند ديگر چه نيازي به خريد ماشين حساب‌ داريم؟ 


بگذاريد جواب اين سوال را اينگونه بدهيم: همانطور که مي‌دانيد با آمدن تلفن‌هاي همراه، تلويزيون، ايميل و کتاب‌هاي صوتي، استفاده از تلفن‌هاي ثابت، راديو، اداره پست، کتاب‌هاي چاپي منسوخ نشد. همه اينها هنوز مورد استفاده عموم قرار مي‌گيرند. برنامه‌ها و اپليکيشن‌هاي موبايلي هم کار يک ماشين حساب را انجام مي‌دهند اما اصالت و کاربرد يک ماشين حساب واقعي را ندارند.


بسياري از افراد از جمله مهندس‌ها، معلم‌ها، حسابداران، دانشجوها و افراد بازاري براي حفظ پرستيژ کاري خود ترجيح مي‌دهند از يک ماشين حساب واقعي را داخل کيف يا روي ميز کار خود داشته باشند. در زمينه ساخت ماشين حساب شرکت‌هاي زيادي فعاليت مي‌کنند. ما در سايت ليست‌ ابزار سعي داريم چهار مارک برتر در زمينه ساخت ماشين حساب را به شما معرفي کنيم.


ماشين حساب ساده


 


هر وسيله‌اي که انجام يک کاري را براي ما ساده يا ممکن مي‌کند يک ماشين است. تعداد انگشتان دست، اسطرلاب، چرتکه و امثال اينها هر‌کدام يک ماشين حساب ساده هستند. منظور از ماشين حساب ساده امروزي، قابليت انجام محاسبات ساده رياضي و توابع ساده است که به طور گسترده مورد استفاده عموم مردم قرار ميگيرد.


ماشين حساب مهندسي


ماشين حساب‌هاي مهندسي توانايي انجام محاسبات پيشرفته‌اي مانند انواع توابع، کدنويسي، رسم نمودار و ارزيابي‌هاي مالي و بانکي را دارند. اين نوع ماشين حساب‌ها براي  استفاده‌هاي تخصصي‌تر مناسب‌ است. بيشترين ميزان استفاده و خريد ماشين حساب مهندسي توسط دانشجوها، اساتيد دانشگاه‌ها و مهندس‌ها صورت مي‌گيرد. بيشتر اين کالاها به دليل تخصصي بودن قيمت نسبتاً بالايي دارند.


بهترين برندها



  • کاسيو

  • شارپ

  • کنکو

  • دلي


 


منبع: راهنماي خريد LISTABZAR


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
Andrea decormodern Corey Stephanie ariefyudono Anna Kim WordPress Customization and Maintenance Services Tammy Marcus